نرگِث
اللهم یا ملاذ اللائذین، و یا معاذ العائذین، و یا منجی الهالکین، و یا عاصم البآئسین، ویا راحم المساکی
خدای "جابر المنکسرین" ما. خدای جابر المنکسرین ما.
ذهنیتی که از جابر المنکسرین بودن خدا دارم اینه که خدا نه تنها که در قلوب المنکسرهست؛ حتی وقتی که آدمها طاقت تو رو طاق میکنن میگه: به درک، به درک که مخلوقات احمق من با تو بد تا کردن، من جبران خواهم کرد، تو ولشون کن و اورثینک نکن.
خدا معرکهست. خدا بینهایت معرکه و جنتلمنه. آقای خمینی هم گفته زن هم ناموس خداست.
خدا رو شکر که زنیم.
نرگِث
ذهنیتی که از جابر المنکسرین بودن خدا دارم اینه که خدا نه تنها که در قلوب المنکسرهست؛ حتی وقتی که آد
جابر (Jābir): از ریشه «جَبر» به معنای اصلاح کردن، ترمیم کردن، شکستهبندی (شکسته را بستن) و جبران کردن است. در اینجا به معنای کسی است که شکستگیها را ترمیم میکند و جبرانکننده است.
المُنکَسِرین (al-Munkasirīn): جمع کلمه «مُنکَسِر» است که از ریشه «کَسر» به معنای شکستن میآید. این کلمه به معنای کسانی است که دچار شکستگی شدهاند؛ حالا این شکستگی میتواند جسمی باشد، یا (که در عرفان بیشتر مد نظر است) شکستگیِ دل، روح و روان به دلیل سختیهای روزگار، غم، گناه یا ناکامی.
پس، جابر المنکسرین یعنی «ترمیمکننده یا جبرانکننده دلهای شکسته».
این عبارت دقیقاً دست میگذارد روی نقطه ضعفِ انسان؛ نقطهای که آدم احساس تنهایی و استیصال میکند. یادآوری این نکته که «جابر المنکسرین» وجود دارد، به انسان امید میدهد که: شکستنِ دل، پایان کار نیست.
در روایتی معروف آمده است: «أنا عِندَ المُنکَسِرَةِ قُلوبُهُم» - من در نزد دلهای شکستهام).
این عبارت یک الگوریتمِ بازیابیِ روانی (Psychological Recovery Algorithm) است؛ راهکاری که به فردِ آسیبدیده کمک میکند تا به جای فرار از درد و شکستگی، با تکیه بر این خدا، دوباره خود را بازیابی کند.
ما هرچهقدر هم تز اپن مایند بودن بر داریم و وانمود کنیم هیچ احساس تعلقی به کسی و چیزی نداریم در نهایت شما تنها احساس تعلق مائی. هم اون نخی که ما رو به زندگی وصل کردهای، هم زندگیای، هم ممد حیاتی، هم مفرح ذاتی، هم غمی، هم درمونی. اه امام علی شما کیای، شما چیای آخه امام علی