📋 #روضهیذبححضرتعلیاصغر
#متن_روضه *بخش چهارم روضه*
#روضه_حضرت_علی_اصغر (ع)
با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روضهخون هر شب میومد روضه بخونه، از کی بخونم؟! از علی اصغر.
پنج شیش شب گذشت همین طور از علی اصغر میگفت بخون.
یه شب اعتراض کرد:« آ شیخ هرشب داری به من میگی از این علی اصغر بخون؛ چه خبره؟!
-پس بقیه شهدای کربلا چی میشن؟!
-چرا از اونا نخونم»؟!
یهو شروع کرد گریه کنه بقیه شهدای کربلا زره به تن داشتند، بقیه شهدای کربلا توان داشتند، اگه میدیدن یه تیری داره نزدیک میشه با دست دورش میکردند.
اما دلا بسوزه برا اون شیرخوارهای که دیگه دست و پا هم نمیزنه، دیگه گریه هم نمیکنه...
ماهی رو دیدی از آب بیرون میپره، اول یکم بالا و پایین میپره، بعد بعد چند لحظه میبینی دیگه بالا و پایین نمپره، فقط این لبهاش باز و بسته میشه. عرب به این میگه تلضی...
میگن لحظهی آخر تلظی میکرد، یعنی گریه نمیکرد، یعنی جیغ نمیزد، داد نمیزد فقط این لباش باز و بسته میشد...
@narimani_matn
دو نفر و کربلا زنده زنده سر از بدنشون جدا کردند، دو نفر و ذبح کردند.
ذبح یعنی چی؟!
یعنی زنده زنده طرف و سر از بدنش ببرند. اولیشون علی اصغر بود. یه مرتبه دیدیم بچهای که اصلا دست و پا نمیزد، گریه نمیکرد، یهو ابی عبدالله همین جور که این بچه رو گرفته بود یهو دید این دستاش گرم شد، یهو دید این بچه داره دست و پا میزنه. تا یه نگاه کرد.
«فَذُبحَ مِنَ الاُذُنِ إلَی الاُذُن»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال مداحیهای کربلایی سید رضا نریمانی
[ @seyedrezanarimani ]
کانال اشعار مداحیهای کربلایی سیدرضا نریمانی
[ @narimani_matn ]