eitaa logo
اشعار کربلایی سیدرضانریمانی
8.9هزار دنبال‌کننده
25 عکس
1 ویدیو
19 فایل
☑️ اشعار مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی 🔹کانال سروش: sapp.ir/matn_narimani 🔸کانال تلگرام: t.me/narimani_matn
مشاهده در ایتا
دانلود
📋 (ع) با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دست و پا کمتر بزن، بیرون کشم این تیر را می کُشی آخر مرا ای بت شکن، آرام تر شیر خواره کودکم، تیر را بیرون کشیدم خسته تر، آرام تر، آرام تر گوش تا گوشَت عجب ذبحی شده بی عیب و نقص، سر که آویزان شده گلگون بدن، آرام تر، آرام تر @seyedrezanarimani باز هم کُشتی مرا با خنده های آخرت میزنم بوسه بر این غنچه دهن آرام تر مادرت ای کاش از خیمه نیاید دیدنت می برم دفنت کنم، دور از دو زن آرام تر مطمئنم سُمِّ مرکب ها به تو خواهد رسید میشوی مانند من صد پاره تن، ارام تر ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال مداحی‌های کربلایی سید رضا نریمانی [ @seyedrezanarimani ] کانال اشعار مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی [ @narimani_matn ]
📋 (ع) با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ روضه خونه هرشب میومد روضه بخونه. به اون عالم بزرگوار عرضه میداشت از کی بخونم؟ می فرمود از علی اصغر امام حسین (ع) بخون. میخوند دوباره فرداشب و هرشب میگفت از علی اصغر برام بخون. یه شب اومد اعتراض کرد. گفت آقا هرشب دارم از علی اصغر میخونم. پس بقیه شهدای کربلا چی میشن؟ اون عالم بزرگواران گریه کرد. بقیه شهدای کربلا تونستن از خودشون دفاع کنند. یه زرهی داشتند. حداقل کاری که میتونستند بکنند توانی داشتند برای دفاع. اما دلت بسوزه برا بچه شیرخواره ای که همچین ایی عبدالله این بچه رو به سمت آسمان بلند کرد یهو دید بچه داره دست و پا میزنه. همچین که نگاه کرد دید گوش تا گوش علیش بریده. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی [ @seyedrezanarimani ] کانال اشعار مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی [ @narimani_matn ]
📋 (ع) با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ با چه رو خیمه برم این سر آویزان را چه کنم مشکل این حنجر خون ریزان را   به سفیدی گلوی تو کسی رحم نکرد رسم کوفی است بگیرند هدف ، مهمان را  دست و پایی زدی و باز تبسم کردی پس خدا بوسه زند این دو لب خندان را من دهم با چه زبانی خبرت را به رباب آب داده ست سه شعبه گلوی عطشان را *شاعر: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی [ @seyedrezanarimani ] کانال اشعار مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی [ @narimani_matn ]
📋 (س) (س) *بخش دوم صوت* (ع) با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بابا این حرفا چیه داره میزنی لحظه آخرت؟! -بابا یادته مادرمون و شبونه بردیمش. -بابا یادته تا صبح سر قبر موندیم بابا، هوا که روشن میشد به ما گفتین پاشین باید بریم خونه کسی نباید قبر مادر و متوجه بشه... -بابا یادته اون روز وقتی اون نامردا فهمیدن شما مادر و مخفیانه پنهان خاک کردین؛ بابا یادته گفتن ما باید نبش قبر کنیم. - بابا یادته وقتی فهمیدی چقدر ناراحت شدی؟! پا شدی گفتی دیگه صبر نمی‌کنم، لباس رزم پوشیدی. رفتی قبرستان شمشیرت و برداشتی گفتی اگه سنگی از این قبرستان جا به جا بشه یه نفرتونم زنده نمی‌گذارم. یادته بابا؟! @seyedrezanarimani اما بابا بابا بزار برات به داستان تعریف کنم. اینجا شما بودی مدافع قبر مادر شدی، اما کربلا کسی نبود بابا... همچین که مردامون و همه رو کشتند دیگه کسی نمونده بود بابا، بابا یه مرتبه دیدیم یه عده رفتن پشت خیمه‌ها، نیزه توو زمین می‌زدند، نیزه توو خاک میزند، انگار دنبال یه چیزی می‌گشتن. بابا من دیدم رباب خیلی دلش شور میزنه بابا. بابا دیدم رباب هی بهم میگه:« خانم جان اینا چرا اینطوری میکنند»؟! انگار رفتن همون جایی که بچه‌م و ابی عبدالله خاک کرده. یه مرتبه هم بابا دیدیم یه سر کوچولویی رو به نیزه‌ها بستند... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال مداحی‌های کربلایی سید رضا نریمانی [ @seyedrezanarimani ] کانال اشعار مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی [ @narimani_matn ]
📋 *بخش سوم صوت* (ع) با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ چرا قهری مگر تقصیر دارم؟ به جایت بر کفم، زنجیر دارم کف آبی فقط خوردم عزیزم بیا از نیزه پایین شیر دارم دلم میل دو ابروی تو دارد ببین که شانه‌م موی تو دارد در آغوشم فقط پیراهن توست لباس تازه هم بوی تو دارد نمی‌آید پس از تو خواب ای کاش که میمردم منه بی‌تاب ای کاش دوباره شیر آوردم ولی حیف نمی‌خوردم پس از تو آب ای کاش مرا آزار با زنجیر میداد به من نان خشک با تحقیر میداد زن شامی دلم سوزاند وقتی کنارم طفل خود را شیر میداد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال مداحی‌های کربلایی سید رضا نریمانی [ @seyedrezanarimani ] کانال اشعار مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی [ @narimani_matn ]
📋 *بخش چهارم روضه* (ع) با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ روضه‌خون هر شب میومد روضه بخونه، از کی بخونم؟! از علی اصغر. پنج شیش شب گذشت همین طور از علی اصغر می‌گفت بخون. یه شب اعتراض کرد:« آ شیخ هرشب داری به من میگی از این علی اصغر بخون؛ چه خبره؟! -پس بقیه شهدای کربلا چی میشن؟! -چرا از اونا نخونم»؟! یهو شروع کرد گریه کنه بقیه شهدای کربلا زره به تن داشتند، بقیه شهدای کربلا توان داشتند، اگه میدیدن یه تیری داره نزدیک میشه با دست دورش میکردند. اما دلا بسوزه برا اون شیرخواره‌ای که دیگه دست و پا هم نمیزنه، دیگه گریه هم نمی‌کنه... ماهی رو دیدی از آب بیرون می‌پره، اول یکم بالا و پایین می‌پره، بعد بعد چند لحظه می‌بینی دیگه بالا و پایین نم‌پره، فقط این لبهاش باز و بسته میشه. عرب به این میگه تلضی... میگن لحظه‌ی آخر تلظی می‌کرد، یعنی گریه نمی‌کرد، یعنی جیغ نمیزد، داد نمی‌زد فقط این لباش باز و بسته می‌شد... @narimani_matn دو نفر و کربلا زنده زنده سر از بدنشون جدا کردند، دو نفر و ذبح کردند. ذبح یعنی چی؟! یعنی زنده زنده طرف و سر از بدنش ببرند. اولیشون علی اصغر بود. یه مرتبه دیدیم بچه‌ای که اصلا دست و پا نمیزد، گریه نمی‌کرد، یهو ابی عبدالله همین جور که این بچه رو گرفته بود یهو دید این دستاش گرم شد، یهو دید این بچه داره دست و پا میزنه. تا یه نگاه کرد. «فَذُبحَ مِنَ الاُذُنِ إلَی الاُذُن» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال مداحی‌های کربلایی سید رضا نریمانی [ @seyedrezanarimani ] کانال اشعار مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی [ @narimani_matn ]
📋 (ع) با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ نای بستنِ چشات و نداری با چشای باز داری خواب می‌بینی من دارم توو گریه‌هام غرق می‌شم تو می‌خندی اشکام و آب می‌بینی یادته قصه‌شون و گفته بودم اون شبی که ما بودیم و جبرئیل حالا اینجا زیر گنبد کبود من مثِ هاجرم و تو اسماعیل همیشه قصه‌ی اونا روضه بود من می‌فهمیدم که هاجر چی کشید ولی آخرش لبای تشنه‌شون به بهشتِ خنکِ چشمه رسید یعنی قصه‌ی ما هم اون‌طوریه؟! یعنی آخرش تو هم آب می‌خوری؟! یعنی میشه ببینم مثل قدیم داری رو دست بابا تاب می‌خوری؟! @seyedrezanarimani بیا آرزوهام و باهم بازی کنیم یه کم از تشنگی‌مون فرار کنیم به عموت بگیم بیاد کمک کُنه مَشکا رو رو ناقه‌مون سوار کنیم مثلاً توو اولین تولدت داری بیشتر شبیه بابا میشی آخ که اون لحظه برات غش می‌کنم دست بابا رو می‌گیری پا میشی مثلاً یه سال گذشته از عطش یه نگاه به من و بابا می‌کنی که داریم بهت می‌گیم بگو علی یاعلی میگی زبون وا می‌کنی عزیزم من چشام آب نمی‌خوره به تو یک قطره سرابم برسه می‌دونم که آخرش تشنه میری اگه حتی به تو آبم برسه @narimani_matn یه صدای مهربون می‌گه رباب! عمه اومده منو بیدار کنه می‌گه بچه‌تو بده دست باباش نمی‌دونم که می‌خواد چی‌کار کنه اگه یک بار دیگه بشه خدا تو رو به آغوش من هدیه کنه جوری لالایی می خونم واسه تو که خود حَرمَله هم گریه کُنه رفتی و تا آخر عمر می‌بَرم روی دوشم بارِ اشک و گریه رو حرمله تو رو با تیر زد و حالا با کمونش میزنه رقیه رو *شاعر: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی @seyedrezanarimani کانال اشعار مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی @narimani_matn
📋 *بخش اول صوت* (ع) با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ اینقدر بی‌تابی میکرد، ابی‌ عبدالله اومد توو خیمه صدا زد:« دیگه کسی نمونده؟! - نه همه رفتن یهو صدای گریه این شیرخواره بلند شد« من هنوز هستم بابا». - تو که الان خیلی کوچولویی... @seyedrezanarimani بچه همچین که گریه میکنه مادرش می‌خواد خودش و بزنه اگه نتونه دردش و بفهمه چیه؛ همچین که بچه گریه میکنه همه میگن این گرسنه‌ست، بعضیا میگن تشنه‌شه، یکم آب بهش بدید. هر کاری کردند آروم نمیشد. آخه آبم نیست توو خیمه بهش بدن؛ بی‌بی زینب اومد بچه رو گرفت گذاشت توو بغل حسین. - داداش! این و ببر شاید اینا دلشون به رحم بیاد یکم آب بهش بدن؛ بچه داره تَلَف میشه... @narimani_matn بچه رو  رو دستش گرفت، اومد وسط میدون این بچه رو بلند کرد:« اگه دین ندارید آزاد مرد باشید، خودتون بگیرید سیرابش کنید و برگردونید»... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی @seyedrezanarimani کانال اشعار مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی @narimani_matn
📋 *بخش دوم صوت* (ع) با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فرقی نداره دیگه روز و شبش یکی دو روزه خیلی خُشکه لبش یه کاری کردیم ولی فایده نداشت یه ذره هم پایین نیومد تَبش تکون میدن بچه‌ها گهواره‌ش و پاک میکنن خونِ لب پاره‌ش و عمه‌هاش اومدن کنار رباب آروم کنن مادر بیچاره‌ش و حالش و هی دیدم و غصه خوردم یه جوری ناله می‌زنه که مُردم حسین! بیا قنداقش و بغل کن به خدا بعد خدا اون و به تو سپردم قنداقش و بگیر نگاهش کنی صورت نازش و نوازش کنی یه وقت غرور زینب و نشکنی یه وقت نری از اینا خواهش کنی @seyedrezanarimani یه لحظه صَبر کن سرش و ببوسم گونه‌های لاغرش و ببوسم مراقب سفیدی گلوش باش چون که نشد حنجرش و ببوسم علی داره تو رو صدا می‌زنه آتیش به قلب بچه‌ها می‌زنه مراقب تیرای حرمله باش حرمله خیلی بی‌هوا می‌زنه از قفس سینه دلم کَنده شد دوباره سهم گریه‌هات خنده شد هرکی پِی آب واسه‌ی علی رفت یه جوری از رباب شرمنده شد *شاعر: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال مداحی‌های کربلایی سید رضا نریمانی [ @seyedrezanarimani ] کانال اشعار مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی [ @narimani_matn ]
📋 عبدالله *بخش سوم صوت* (ع) با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ یهو دید این بچه داره دست و پا میزنه، همچین که این بچه رو رو دست گرفته دید این بچه‌ای که تا حالا اصلا تکون نمی‌خورد داره همین جور دست و پا میزنه تا این قنداقه رو آورد پایین« فَذُبِحَ مِنَ الاُذُنِ الیَ الاُذُنِ». دید این سر به پوسته آویزان شده، خدا حسین چیکار کنه؟! این بچه رو زیر عبا پنهان کرد. هی یه قدم میره سمت خیمه‌ها، هی یه قدم برمی‌گرده... @seyedrezanarimani اما همه دیدن یه مرتبه حسین راهش و عوض کرد، پشت خیمه‌ها زمین نشست، تا این خنجر و درآورد قبر کوچولویی آماده کنه روایت میگه ابی عبدالله دو رکعت نماز صبر خونده. اینقدر این داغ حسین رو داره اذیت می‌کنه نماز صبر خوند، اومد این بچه رو توو خاک بگذاره... اما یه مرتبه دید یه مادری داره میگه:« صبر کن! بزار یبار دیگه بچه‌م و ببینم»... @narimani_matn میدونی چرا ابی عبدالله این بچه رو خاک کرد؟! چون خبر داره این بچه کوچولوئه طاقت سُم مَرکب رو نداره. - خبر داره چند ساعت دیگه قراره اسبا بیاد، این بدن و خاک کرد. اما یه مرتبه همه دیدن یه عده‌ پشت خیمه‌ها هی دارن نیزه توو زمین میزنند. انگار دارن دنبال چیزی می‌گردن؛ یه مرتبه همه دیدن سرِ علی اصغر بالای نیزه‌ست... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی @seyedrezanarimani کانال اشعار مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی @narimani_matn
📋 *بخش اول صوت* (ع) با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تا طفلی میگه آب گریه‌م می‌گیره من از اسم رباب گریه‌م می‌گیره همیشه وقتی «بابا آب داد»و می‌خونم توو کتاب گریه‌م میگیره تا می‌بینم که بانویی به بچه‌ش میگه:« مادر بخواب!» گریه‌م میگیره اگه مردی جلو روی عیالش بمونه بی‌جواب گریه‌م میگیره حساب تا می‌کنم آبی که نوزاد می‌نوشه، بی‌حساب گریه‌م میگیره گلوی طفل شش ماهه چقدره؟! می‌پرسم، از جواب گریه‌م میگیره شاعر : ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال مداحی‌های کربلایی سید رضا نریمانی [ @seyedrezanarimani ] کانال اشعار مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی [ @narimani_matn ]
📋 *بخش دوم صوت* (ع) با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ «دو دستم را به زیر آب بردم حلالم کن نبودی آب خوردم» همچنین که دیدن داره گریه میکنه روزاهایی از کربلا و شهادت پسرش گذشته. - چرا گریه میکنی؟! - صدا زد:« آخه سینه‌هام شیر آورده؛ یه کم آب خوردم» یادم میاد از اون لحظه‌ای که عَلیم همین جور چنگ مینداخت اما دریغ از یه قطره شیر که بهش بدم... @seyedrezanarimani چند وقتی میشود راه حرم را بسته‌اند گرچه در کرب و بلایت یک نفر بیمار نیست ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال مداحی‌های کربلایی سید رضا نریمانی [ @seyedrezanarimani ] کانال اشعار مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی [ @narimani_matn ]