#معرفی_کتاب
#فرزانه_فروزنده
📚 آیتالله شیخ مجتبی قزوینی، متوفای 1346 ه.ش، یکی از علمای مشهد بود که در عین ضدیت با فلسفه و حکمت متعالیه ملاصدرا، به امامخمینی ارادت داشت و به قول آیتالله خامنهای امید طلاب مبارز مشهد در آن روزگار بود.
بزرگان روزگار ما چون حضرات آیات و حجج اسلام خامنهای، سیستانی، سید محمود مجتهدی سیستانی، محمدرضا حکیمی، شهید سید محمدرضا سعیدی، شهید هاشمینژاد، محمد واعظزاده خراسانی، ابوالقاسم خزعلی، سید عباس و سید جعفر سیدان در محضر شیخ مجتبی قزوینی شاگردی کردهاند.
غلامرضا گلی زواره که دارای تألیفات متعددی در تاریخ و جغرافیای جهان اسلام و دنیای تشیع، معرفی اسوههای شایسته و موضوعات فرهنگیاجتماعی است، در کتاب «فرزانۀ فروزندۀ جانها و دلها» کوشیدهاست سیمای این فروغ فروزان را در ابعاد آموزشی، تربیتی، اخلاقی، مبارزاتی و پژوهشی ترسیم نماید.
این کتاب که در هشت بخش سامان یافتهاست، در 395 صفحه و با قیمت 85000 تومان توسط شرکت چاپ و نشر بینالملل منتشر شدهاست.
چاپ و نشر بینالملل
#معرفی_کتاب #فرزانه_فروزنده 📚 آیتالله شیخ مجتبی قزوینی، متوفای 1346 ه.ش، یکی از علمای مشهد بود که
#گزیده_کتاب
#فرزانه_فروزنده
📚 حجةالاسلاموالمسلمین فردوسیپور میگوید مدت دو سالی که در منزل شیخ مجتبی قزوینی بودم، مشاهده میکردم وقتی داخل اتاق مینشستند، به جایی تکیه نمیدادند و همیشه دوزانو بودند و چون اصرار میکردیم آقا متکا پشت سر خود بگذارید، قبول نمیکردند، وقتی به قیافه او نگاه میکردیم، احساس مینمودیم در محضر بزرگی نشسته است، استاد محمدرضا حکیمی هم گفته است:
من متوجه شدم که آن حالت جلوس ایشان و گاهی با آنکه تنها بودند با رعایت آداب خاصی مینشستند بدان جهت بود که خود را در محضر حضرت بقیة الله میدیدند.
📌 برگرفته از ص 118 کتاب «فرزانۀ فروزندۀ جانها و دلها» در شرح احوال آیتالله شیخ مجتبی قزوینی، تألیف غلامرضا گلی زواره، شرکت چاپ و نشر بینالملل
#گزیده_کتاب
#فرزانه_فروزنده
📚 در یکی از سالها که شیخ مجتبی قزوینی برای رسیدگی به امور دینی شهرستان فردوس، به این شهر آمده بود، نیابت حجّی برایشان فراهم گردید و از طریق عراق و سوریه به عربستان رفت، در طی سفر معظمله و هنگام حرکت دعاهای مخصوص میخواند، حجاج آفریقایی با حرکتهای دستهجمعی سریع مانع انجام صحیح طواف ایشان و همراهان میگردیدند و چون برخی از یارانشان این رفتار آنان را مذمت میکردند، شیخ قزوین با اشاره و تنبّه خاصی گفت: اینجا خانۀ خداست و اینها هم بندگان حضرت حقاند و به قدر فهم و درک خود، عبادت میکنند. در هنگام ورود به مدینه، مشاجرهای بین زائرین رخ داد، شیخ مجتبی قزوینی که هنگام مشاهدهی گنبد و منارههای مدینة النبی، دارای حال معنوی خاصی گردیده و اشک شوق از دیدگانش جاری شده بود از این نزاع آنان ناراحت شد و گفت: من این نیابت را قبول کردم تا توفیق پیدا کنم بارگاه نبی اکرم (ص) و مراقد ائمه بقیع را زیارت نمایم و شما حالم را گرفتید.
📌 برگرفته از ص 120 و 121 کتاب «فرزانۀ فروزندۀ جانها و دلها» در شرح احوال آیتالله شیخ مجتبی قزوینی، تألیف غلامرضا گلی زواره، شرکت چاپ و نشر بینالملل
#گزیده_کتاب
#فرزانه_فروزنده
📚 یک سال، در ماه مبارک رمضان، ایشان در شهرستان فردوس مشغول فعالیتهای ترویجی بود، در شب احیاء، در مسجد جامع شهر مراسم پرفیضی برگزار شد، صبح که ایشان نماز جماعت را اقامه کرد، یکی از افراد که سیّدی شریف، مورد وثوق و انسان درستی بود، بعد از نماز خدمت ایشان آمد و گفت: دیشب در رویایی، مشاهده کردم همینجا که شما برای اقامه نماز صبح ایستادهاید، حضرت ولیعصر (عج) تشریف آورده بودند و شما به آن وجود مبارک، اقتدا کردید و مردم شهر قزوین هم از شما پیروی کردند، مرحوم حاج شیخ از روی تواضعی که داشت، به سرعت مطلب را برگردانید و فرمود: این به خاطر آن است که مجلس احیای دیشب شما مؤمنان پربار و مورد توجه حضرت بوده است.
📌 برگرفته از ص 122 کتاب «فرزانۀ فروزندۀ جانها و دلها» در شرح احوال آیتالله شیخ مجتبی قزوینی، تألیف غلامرضا گلی زواره، شرکت چاپ و نشر بینالملل
#گزیده_کتاب
#فرزانه_فروزنده
📚 حاج شیخ به جز ساعات استراحت، در اوقات دیگر شبانهروز به مطالعه، مذاکرۀ علمی، رسیدگی به امور اعتقادی و شرعی مردم و ارشاد مؤمنان اشتغال داشت و به اوراد و اذکار ویژهای از جمله دعای سلام الله الکامل التام و زیارت آل یس که در مفاتیح الجنان، مندرج است، اهمیت میداد و همه روزه دعاها و زیاراتی را از حفظ میخواند.
📌 برگرفته از ص 124 کتاب «فرزانۀ فروزندۀ جانها و دلها» در شرح احوال آیتالله شیخ مجتبی قزوینی، تألیف غلامرضا گلی زواره، شرکت چاپ و نشر بینالملل
#گزیده_کتاب
#فرزانه_فروزنده
📚 به گفتۀ حجةالاسلاموالمسلمین فاضل فردوسی وقتی که شیخ مجتبی برای تنوع آب و هوایی به روستای ابرده (در 35 کیلومتری مشهد) رفت، هنگامی که از کنار رودخانۀ آبادی عبور میکرد، زنی که از باغ خود برمیگشت، ظرفی حاوی زردآلود در دست داشت. آن کاسه را جلو آورد و به ایشان تعارف کرد. حاج شیخ یک عدد زردآلو برداشت و میل کرد. بعد گفت: بیست سال است در این وقت چیزی نخوردهام؛ ولی امروز نخواستم دست این زن روستایی را کوتاه کنم. زیرا ایشان میان صبحانه، نهار و شام چیزی نمیخورد؛ مگر یک چایی هنگام عصر.
📌 برگرفته از ص ۱۲۹ کتاب «فرزانۀ فروزندۀ جانها و دلها» در شرح احوال آیتالله شیخ مجتبی قزوینی، تألیف غلامرضا گلی زواره، شرکت چاپ و نشر بینالملل
#گزیده_کتاب
#فرزانه_فروزنده
📚 روزی گفتند: شخصی شتری را نحر نموده و گوشت آن را نذر طلبهها کرده است، رفتیم و مقداری از گوشت نذری را گرفتیم، در بین راه، مرحوم قزوینی به بانویی برخورد که سرهای دو فرزندش را بر زانوی خویش گذاشته بود و گویا آنان از گرسنگی و بیحالی ناشی از کمبود مواد غذایی در رنج بودند، ایشان به مدرس آمد و آن گوشت نذری را طبخ کرد و بدون اینکه ذرهای از آن را میل کند، به آن زن داد. بعد حاج شیخ گفته بود وقتی دیدم آن کودکان با خوردن این غذا جان گرفتند و چشمان خویش را گشودند، بسیار شادمان گردیدم ولی شب را در اتاق خود، به حالت گرسنگی سر بر بالین نهادم، ناگهان دیدم کسی در میزند بلند شدم و در را گشودم، دیدم پیرمردی است با سیمایی نورانی، بقچهای به دستم داد و گفت این را برای شما فرستادهاند، وقتی آن بقچه را باز کردم دیدم حدود پانزده قرص نان روغنی است، آنها را نیز جز اندکی و در حدّ رفع گرسنگی مصرف نکرده و بین طلبهها توزیع کرد.
📌 برگرفته از ص ۱۲۷ کتاب «فرزانۀ فروزندۀ جانها و دلها» در شرح احوال آیتالله شیخ مجتبی قزوینی، تألیف غلامرضا گلی زواره، شرکت چاپ و نشر بینالملل
#گزیده_کتاب
#فرزانه_فروزنده
📚 از لحاظ خوراک به غذایی بسیار مختصر و اندک قناعت مینمود و کسی ندید ایشان در طول حیات پربرکتشان، بر سر سفرههای رنگین حضور یابد، یکی از طلاب گفته است بارها اتفاق میافتاد برای صرف ناهار به منزل ایشان میرفتم، چند قرص نان و یک سیر پنیر و مقداری گردو، تهیه کرده، با هم میخوردیم، زندگی وی کاملاً زاهدانه بود.
📌 برگرفته از ص ۱۲۵ کتاب «فرزانۀ فروزندۀ جانها و دلها» در شرح احوال آیتالله شیخ مجتبی قزوینی، تألیف غلامرضا گلی زواره، شرکت چاپ و نشر بینالملل
#گزیده_کتاب
#فرزانه_فروزنده
📚 فرزندش میگوید: در زندگی پدرم بسیار دقت داشتم، در شبانهروز کمتر از شش ساعت میخوابید و شبها طبق معمول مشغول مطالعه و بررسی منابع بود، اکثر اوقات اواخر شب به بستر خواب میرفت و یک ساعت به اذان صبح بیدار میشد و استراحت دیگری نداشت تا آنکه بعد از نماز ظهر در اتاق خود، بر روی گلیمی که گسترانیده بود میخوابید و عبای نازک خویش را به روی خود میانداخت، این استراحت نیز حداکثر یک ساعت طول میکشید.
📌 برگرفته از ص ۱۲۵ و ۱۲۶ کتاب «فرزانۀ فروزندۀ جانها و دلها» در شرح احوال آیتالله شیخ مجتبی قزوینی، تألیف غلامرضا گلی زواره، شرکت چاپ و نشر بینالملل
#گزیده_کتاب
#فرزانه_فروزنده
📚 یکی از طلاب نقل کرده است وقتی به محضرشان رفتم تا درس حوزه را با هدایت این عالم ربّانی آغاز کنم، ایشان به من گفت: از فردا کتاب جامعالمقدمات را بیاور، روز بعد کتاب را نزدشان بردم، به تصور اینکه استادی برایم تعیین کردهاند امّا با شگفتی دیدم ایشان فرمود: اکنون هنگام تعطیلی حوزه و ایام محرم و صفر است؛ تا استاد شما از سفر بیاید، خودم برایتان درس میگویم، از اوّل کتاب امثله و شرح امثله و مقداری از صرفمیر را برایم تدریس کرد و بعد مرا به استاد سپرد.
📌 برگرفته از ص ۱۲۲ کتاب «فرزانۀ فروزندۀ جانها و دلها» در شرح احوال آیتالله شیخ مجتبی قزوینی، تألیف غلامرضا گلی زواره، شرکت چاپ و نشر بینالملل