.
#زمینه #فاطمیه
#نوحه #واحد
آرامش من ، ای ماه جوون
میتونی یه شب دیگه ، پیش ما بمون
گریه های حیدر و زینبو ببین
باز بلندشو جون من روبروم بشین
من دلم برا صدات،واسه شوق خنده هات،تنگ شده همین
فاطمه فاطمه فاطمه جان۴
بارونی شده ابر دیده هام
این زندگی و هرگز بی تو نمیخوام
با رفتن تو قلبم زیر و رو شده
واسه حیدرت مردن آرزو شده
بافراق تو حیدر سوز و داغ تو حیدر روبه رو شده
فاطمه فاطمه فاطمه جان
قاتل علی زخم پهلوته
این چه زخمیه زهرا روی بازوته
هق هق میکنه زینب خیلی دلگیره
پاشو کاری کن زهرا داره می میره
میدونی که هر دختر توی آغوش مادر آروم میگیره
فاطمه فاطمه فاطمه جان
#ابوذر_رئیس_میرزایی ✍
...............
.
#نوحه
#شب_امام_حسن
#کوچه_بنی_هاشم
کار مجتبی آه و افسوسه
خاطرات اون کوچه مثل کابوسه
دیده سرو حیدری قدکمون شده
مادرش روی خاکا نیمه جوون شده
پرشکسته مادرش زار و خسته مادرش
ناتوون شده
مادرم مادرم فاطمه جان
اشکای چشاش بی امون شده
مجتبی برا مادر روضه خون شده
وقتی توی اون کوچه راه مارو بست
بی حیا غرورم رو اون لحظه شکست
بی هوا زد اون پلید مادرم چیا کشید
رو زمین نشست
مادرم مادرم فاطمه جان
توی مدینه مادرو زدند
کربلا همین مردم دخترو زدند
از کرببلا زینب تا کوفه وشام
میدونی چیا دیده جای احترام
طعنه ها و نیرنگ و دود و آتیش و سنگ و
از رولب بام
یاحسین یاحسین یاحسین جان
ابوذر رئیس میرزایی ✍
..................
.
#بستر_بیماری
#شب_شهادت_حضرت_زهرا
این روزا علی غرق خواهشه
بیش از این نذار ازتو شرمنده بشه
از میخ در و از دیوار خونمون
یادگاری مونده روی تنت نشون
آخ شکسته شد بالت.کشته منو احوالت.از چشام بخون
فاطمه فاطمه فاطمه جان
دیگه حرفی از رفتنت نزن
ای تموم دنیا و دلخوشی من
قول دادی از اون اول پیشم بمونی
سنی نداری زهرا خیلی جوونی
حیدرت سیاه بخته.فاطمه برام سخته.بی هم زبونی
فاطمه فاطمه فاطمه جان
میری و منو تنها میزاری
زهرا روی قلب حیدر پا میزاری
میخای بپری دیگه از این آشیون
پرشکسته ی زخمی سوی آسمون
جون پسرات زهرا.جون دخترات زهرا.پیش مابمون
فاطمه فاطمه فاطمه جان
#ابوذر_رئیس_میرزایی ✍
👇
@navaye_asheghaan
سیدرضا نریمانیبخش_چهارم_واحد_بمیرم_که_تو_بستر_افتادی.mp3
زمان:
حجم:
18.97M
📋 بمیرم که توو بستر افتادهای
#واحد #بستر_بیماری
حاج سید رضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بمیرم که توو بستر افتادهای
برا رفتن انگار که آمادهای
ازم رو نگیر این شبِ آخری
تویی که فقط همدم حیدری
نداری تَوونی / دیگه نیمه جونی
نرو از کنارم / تو خیلی جوونی
سکوتت رو بشکن / بزن حرفی با من
عزیزم نمیشه / ازت دل بریدن
چه روزای سختی شده
دل نگرون بچههام
چه شهریِ هرجا میرم
بِم نمیدن جواب سلام
« حیدر و تنها نزار»
حسن که نگفت از توو کوچه برام
واسه اینکه بیشتر نشه غصههام
غمت رو تو دیگه نریز توو دلت
بگو از توی کوچه و قاتلت
بگو که یه نامرد / تو اون روز پُر درد
چطور اومد و / چادرت رو لگد کرد
بگو از چِشِ تار/ کبودیِ رخسار
بگو چیشد اون روز/ که خوردی به دیوار
با کینه از من اومدن
سیلی به روی تو زدن
دیگه نرفت از اون به بعد
یه خواب راحتم حسن
« حیدر و تنها نزار»
نمازات عزیزم نشسته شده
بمیرم که پهلوت شکسته شده
اینا از همون روزِ که پشت در
تو رفتی که باشی برا من سِپر
رسیدن با هیزم/ در خونه مردم
توی اون شلوغی / صدای تو شد گم
تا بال و پرت سوخت / دل دخترت سوخت
تو بودی توو آتیش / ولی حیدرت سوخت
زندگیم و بهم زدن / تا که لگد به در زدن
در افتاد و رَدّ شدن از / روی تنت چهل نفر
حیدر و تنها نزار
#روح_الله_پیدایی ✍
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#فاطمیه
.
#زمینه
#فاطمیه_۱۴۰۳
#زبانحال_مولا
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#بستر_بیماری
#اللهم_عجل_وفاتی_سریعا
بند1⃣
پیش چشام رو میگیری
دستتو به پهلو میگیری
ای کشتی نجات من
به ساحل خزون عمر
انگاری پهلو میگیری
لالههای رو پیرهنت، نیلوفرای رو تنت
عجل وفاتی گفتنت، خبر میده از رفتنت
چشم خون و قد کمون، ناله و آه بی امون
تن نحیف و نیمه جون، خبر میده از رفتنت
نفس من به نفست بنده، نفس تو دل منو کنده
کار منو بچهها شد گریه، کار همه به حال ما خنده
بند2⃣
آئینهی روی علی
ای قدرت بازوی علی
شب و روزامونو ببین
کبودی روی تو و
سپیدی موی علی
حامی غدیر علی، از زمونه سیره علی
بانوی دلیر علی، بعد تو میمیره علی
هم مسیر و همسنگرم، تکیه گاهم و همسرم
ای پناه و ای یاورم، بعد تو میمیره علی
با من بمون تو ای بهار من، ای دلخوشی روزگار من
یه تنه من حریف یک دنیام، اگه که تو باشی کنار من
بند3⃣
روشنی خونهی من
مثل تو پریشونه حسن
پاشو و با دست خودت
مثه قدیم باز موهای
زینبتو شونه بزن
با حسین و با زینبم، گریه کار صبح و شبم
از تب تو غرق تبم، رسیده جونم رو لبم
پاشو چارهی کار من، پاشو و نگو از کفن
دیگه حرف رفتن نزن، رسیده جونم رو لبم
اگه بری دیگه تک و تنهام، خورشید من سیاه میشه دنیام
غم عالم میریزه تو قلبم، خون دلم میباره از چشمام
شعر و نغمه: #محمدجواد_ابوتراب_زاده
.👇
@navaye_asheghaan
.
🏴 #فاطمیه۱۴۰۳
#زمینه
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#بستر_بیماری
#احسان_نرگسی ✍
#زبانحال_مولا
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
مسافر علی
آتیش گرفت بال و پرت به خاطرِ علی
صحنه ی افتادنته (توو خاطرِ علی) ۲
نگرانتم
نکنه یه وقت بخوری زمین / نگرانتم
پاشو التماس منو ببین / نگرانتم ۲
نگرانتم
دو سه ماهه که توی بستری / نگرانتم
واسه دلخوشیم بگو بهتری / نگرانتم۲
زهرا وای وای وای
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
هم صحبت علی
تو که دیگه داری خبر از غربت علی
آخرشم دوری تو (شد قسمت علی) ۲
بمیرم برات
مگه چند نفر می کشیدنت / بمیرم برات
برا ذکر یا علی گفتنت / بمیرم برات ۲
گریه می کنم
برا زخمای بی شمار تو / گریه می کنم
منو می کُشه چش تار تو / گریه می کنم ۲
زهرا وای وای وای
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
ای مادر حسین
داری می بینی خنجرو رو حنجر حسین
هر کی اومد یه ضربه زد (رو پیکر حسین) ۲
یه نفر نبود
واسه پیکرش بشه سایه بون / یه نفر نبود
نذاره حسین بشه نیمه جون / یه نفر نبود ۲
چه غمی شده
مگه قتلگاه جای زینبه / چه غمی شده
بدنش زیر سم مرکبه / چه غمی شده ۲
حسین وای وای وای
#وداع_با_حضرت_زهرا
👇
@navaye_asheghaan
.
🏴 #فاطمیه۱۴۰۳
#زمینه
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#بستر_بیماری #شهادت
#علی_میرحیدری ✍
#زبانحال_مولا
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
یه خونه ی پر از عشق / یه زندگی ساده
من و تو و بچه ها / بودیم یه خونواده
هستی من تو بودی / ای همسر جوونم
نامردای مدینه / آتیش زدن به خونهم
چش نداشتن ببینن با هم خوشیم
داری میری با رفتنت میکُشیم
این روزا داری خیلی درد میکشی
هر نفس داری آه سرد میکشی ۲
بمون // حتی با این قد کمون
بمون // به هم نریزه خونهمون ۲
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
برا ورود توو خونهم / مَلَک اجازه میخواست
یکی نگفت پشت در / اونی که مونده زهراست
نمیگذرم از اون که / خوشیمونو به هم زد
از اون که بی اجازه / توو خونهمون قدم زد
بین دیوار و در گلاب کردنت
ذره ذره توو شعله آب کردنت
میخ در هم برا تو خون گریه کرد
واسه داغ تو آسمون گریه کرد ۲
بمون // عجل وفاتی رو نخون
بمون // به هم نریزه خونهمون ۲
.
#اللهم_عجل_وفاتی_سریعا
.👇
@navaye_asheghaan
.
🏴 #فاطمیه۱۴۰۳
#زمینه
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#بستر_بیماری
#شهادت_حضرت_زهرا
#ابوالفضل_آلوئیان ✍
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
نمونده برا علی - نه یاری نه یاوری
تموم سپاه من - حالا که توو بستری
پاشو فاطمه بازم - توو خونه بزن صدام
توو کوچه به همسرت - نمیدن جواب سلام
خواهش میکنم
این روزا کنار همسرت بمون
لااقل عجل وفاتی رو نخون
ای نیمه جون
باغ و بهارم / صبر و قرارم
هستی حیدر / بمون کنارم
فاطمه جانم
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
ای مدافع ولی - حرف رفتنو نزن
نگو میری که میگم - نمیشه بدون من
ازم رو بگیر ولی - حرف رفتنو نزن
چی دیده توو کوچه که - عزادارته حسن
چی دیده حسن
داره گریه میکنه تموم شب
بگو دیگه اومده جونم به لب
جون زینب
یار جوونم / خانوم خونم
چی سرت اومد / دردت به جونم
فاطمه جونم
.
#وداع_با_حضرت_زهرا
.👇
@navaye_asheghaan
.
#حضرت_زهرا
#فاطمیه
#بستر_بیماری
آشفته من به کوچه و هر رهگذر شدم
در کوچه جان به لب شدم و محتضر شدم
گر چه نشد کسی سپر فاطمه ، ولی
تا پاي جان ، پاي علی من سپر شدم
هر لحظه می شدم به خدا من کبودتر
مانند یک پرستوي بی بال و پر شدم
دیدم به چشم خویش که چشمم ز دست رفت
محتاج ، من ، به یاري دیوار و در شدم
با پا مرا زدند همه تا به پاي مرگ
زیر دري که سوخته ، من ، بی پسر شدم
از بس شدم نحیف نشناسد مرا علی
مانند عمر مختصرم ، مختصر شدم
شکرِ خدا که جاي لگد را علی ندید
شکرِ خدا ندید ، شکسته کمر شدم
خود مانده ام که ماندنی ام یا که رفتنی
جانم به لب رسید ولی جان به سر شدم
چیزي ز من نمانده علی شستشو دهد
خود در تعجبم که چرا اینقدر شدم ؟
دانم که غسل دادن من طول می کشد
هر شب گذشت صاحب زخمی دگر شدم
#سید_محسن_حسینی ✍
.
@navaye_asheghaan
.
#نوحه_مهدوی #فاطمیه
#زمزمه، #واحد، #زمینه ....
کنار بستر
گریز به کربلا
اومدم برای دیدن تو در عزای مادر
باز کجا داری تو لطمه میزنی برای مادر
کاش میشد که اشکاتو یه بار به روی دست بگیرم
فرج تو رو بخوام میون روضه های مادر
دعا می کنم با گریه
که دیگه حاجت رواشی
الهی به حقّ زهرا
دیگه تو غریب نباشی
الهی که با ظهورت
تو دلت غمی نمونه
بابای مظلوم شیعه
دیگه برگردی به خونه
الهی عجّل فرجک بحق زهرا...
🌸
#بستر_بیماری
چرا بین بسترت بی جونی خانوم عزیزم
میدونی وقتی که تو مریض بشی منم مریضم
توون منو گرفت تابوتی که برا تو ساختم
حالا من چطوری آب غسل رو پیکرت بریزم
واسه رفتن تو زوده
خانومم خیلی جوونی
میدونم که غرق دردی
ولی کاش میشد بمونی
روبه روم تموم هستیم
قامتت شده کمونی
چون شَبَه شده تن تو
ولی کاش میشد بمونی
الهی عجّل فرجک بحق زهرا...
🌸
#وداع_با_حضرت_زهرا
چشماتو نبند، نزار بباره اشک چشم مظلوم
نکن از نگاه مهربون خود علی رو محروم
چشماتو بستی و گفتی وعدمون کنار گودال
وقتی که میشه جلوی چشم ما بریده حلقوم
می بینیم کنار زینب
روی ِنی سر حسینه
پای ده تا اسب دشمن
روی پیکر ِحسینه
یکی می بره عباشو
یکی کهنه پیرهنش رو
زیر آفتاب ِ بیابون
رها می کنند تنش رو
الهی عجّل فرجک بحق ارباب...
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
.👇
@navaye_asheghaan
#روضه_حضرت_زهرا_س
#روضه_بستر_بیماری
#بستر_بیماری
بیمار چندین روزه ی این خانه دارد
در پیش چشمان علی جان می سپارد
برو مدینه این جا نباش، مرحبا به تو شیعه ی مادری، شیعه مادری ، آی اونایی که با کنایه بهتر گریه می کنید، ببینم با کنایه پیدا می کنید، شخص مورد نظر این بیتُ.
شب ها کنار بستر او یک فرشته
کیه این فرشته؟ آی کربلایی ها، گرفتی کیه؟ وقتی مادرش می خوابه ، آروم آروم میاد کنار بستر مادر، آروم ملحفه رو از رو صورت مادر کنار می زنه، بابا من دارم می گم، آروم ملحفه رو کنار میزنه، شما بلند بلند گریه میکنید، مگه شما می دونید زینب چی میدیده؟ خوب چه میکنه این فرشته؟بگم یا نه؟آره میگم شب شهادت ، امشب مُردیم هم ، مُردیم، خوب چی می خوای بگی، بگو راحتم کن؟
شب ها کنار بستر او یک فرشته
می آید و زخم تنش را می شمارد
این مشتت رو گره کن بکوب به سینه ات، بگو وای مادر، تا چشمش به صورت مادر می افتاد، ناله اش در می اومد، تا دستش به بازوی مادر می رسه، اشکش سرازیر میشه، وای از اون زمانی که چشمش می افتاد به سینه ی مادر.این ها دارن میشنوند بعد هزار و چهارصد سال، طاقت نمیارن، چه کردی با دل علی، بگم رفقا؟
پهلو به پهلو
آدمی که دنده اش شکسته باشه، نفس کشیدن براش مرگ ، وقتی می خواد بخوابه چند نفر باید بگیرن، آروم بخوابوننش، هرپ وقت می خواد از این پهلو به اون پهلو بشه:فضه، اسماء، زینب نفهمه، بیا، بیایید زیر پهلوم رو بگیرید، این پهلو فقط شکسته نبوده، این پهلو مجروح بوده.
پهلو به پهلو می شود وقتی به بستر
امکان ندارد لاله ی سرخی نکارد
روضه ی بی بی می خونیم اما بعضی ها ناخداگاه میگن حسین، زینب رو این یه زخم پهلو بیچاره کرد، هی لباس مادر رو عوض میکنه، تا مادر پهلو به پلو میشه لباس دوباره غرق خون میشه، اما لا یوم کیومک یا ابا عبدالله، حسین…
@navaye_asheghaan
#بستر_بیماری
#مرثیه_حضرت_زهرا_س
دیگر رمق به بال کبوتر نمانده است
کنج قفس براش به جز پَر نمانده است
صارَت کَالخیال! همین است معنیاش:
جز نقطه از سه آیهی کوثر نمانده است
پروانهوار دور علی گشت آنقدَر
جز شمعِ آب رفته به بستر نمانده است
افسوس! جز نشانهی پیری زودرس
از دختر جوان پیمبر نمانده است
با گریه کرد زینب خود را صدا و گفت:
«چیزی به پر کشیدن مادر نمانده است»
داغ مدینه زود غم کربلا شود!
چیزی به روضهی رگ و خنجر نمانده است
::
گودال بود و خواهر غمدیدهای که گفت:
مظلوم من! چرا به تنت سر نمانده است…
✍ #محمدحسین_مهدی_پناه
@navaye_asheghaan
#بستر_بیماری
#مرثیه_حضرت_زهرا_س
#زبان_حال_امیرالمومنین_ع
درد داری، دست بر بازو بگیر اما بمان
پیش چشمم دست بر پهلو بگیر اما بمان
من که میدانم برایت راه رفتن مشکل است
باشد اصلاً دست بر زانو بگیر اما بمان
گرچه سختی میکشی در خانه، باشد کار کن
فضه را بنشان و خود جارو بگیر اما بمان
با غروبت خانهام تاریک شد، لطفاً نرو
مثل شمعی نیمه جان سوسو بگیر اما بمان
غربت من گرچه سنگین است روی شانهات
با غم تنهایی من خو بگیر اما بمان
چهره میپوشانی از من، گرچه دلخونم ولی
جان حیدر! هر شب از من رو بگیر اما بمان
✍ #محسن_ناصحی
@navaye_asheghaan
@tekyenoakriتب داری.mp3
زمان:
حجم:
3.18M
#فاطمیه
#بستر_بیماری
#زمینه
#آروم_جونم
بند1⃣
تب داری انگاری آتیشی
آروم آروم داری مثل شمع آب میشی
سه ماهه داری درداتو از علی پنهون میکنی
با گریه های هر شبت دل منو خون میکنی
آروم جونم گل جوونم
قرار حیدر چراغ خونم
اگه بری تنها میمونم آه تنها میمونم
بند3⃣
فاطمه فدای اسم تو
مونده تنها از تو سایهٔ جسم تو
دلم میلرزه لحظهٔ سخت نفس کشیدنت
اشکمو درآورده این خنده و لب گزیدنت
چقد زمونه نامهربونه
بهارعمرم دیگه خزون
اگه بری تاریکه خونه آه تاریکه خونه
بند3⃣
آه نکش میشه دنیام تیره
زخم پهلوت داره جونمو میگیره
نفس نفس که میزنی حال منو زار میکنی
برات میخونم ان یکاد وقتی داری کار میکنی
چشام پرآبه دلم کبابه
توکه نباشی خونم خرابه
نبودنت واسم عذابه آه واسم عذابه
شعر: ایمان عاقل
سبک: محمد اکبری
انجمن تکیه نوکری مشهد
👇
@navaye_asheghaan