eitaa logo
کانال نوای عاشقان
23.6هزار دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
2.1هزار ویدیو
614 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات مدیر کانال نوای عاشقان کربلایی هادی صالحی @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم دوبیت بعد از شهادت حضرت زهرا سلام اللّه علیها‌‌ لبخندِ لبت گمشده‌یِ خانه‌یِ مولاست این خانه پر از روضه‌یِ هر روزه‌یِ زهراست افتاده نفسهایِ عزیزت به شماره در هر نفست ندبه‌ای از دوریِ آقاست @navaye_asheghaan
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم مثنوی امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف و فاطمیه ( بعد از شهادت ) من از عشیره‌یِ جوُون و تو از تبارِ حسینی بده به نوکرِ خود آبرو به طُرفَة‌ُالعِینی ضرر بده بخر این روسیاه بی‌سر وُ پا را نشان بده به من آقا  مسیرِ کرب‌و‌بلا  را دلم هوایِ بغل دارد و ضریحِ نگاهت هوایِ روضه‌یِ شب‌هایِ جمعه قصّه‌یِ غربت مرا به اوج بِبر   اِی عروجِ لاٰیَتَناٰهی بگو از آنِ حسینم که از سُلاله‌یِ شاهی به آفتاب قسم می‌خورم تو فخرِ ترابی ابوتراب نسبْ  یادگارِ مادرِ آبی سلامْ اوجِ تمنّا سلامْ قبله‌یِ قلبم دعایِ فاطمیه  آرزویِ  ماهِ محرّم بیا که مویِ سرم از فراقِ توست سپید ُو... بیا که قامتِ قلّه میانِ روضه خمید ُو... بیا که چاه پُر از آهِ شاهِ یکّه و تنهاست وَ پایِ نخل اثرِ گریه‌هایِ غربتِ مولاست اگر چه جمع شده بسترِ پُرِ لاله به گوش می‌رسد از پشتِ دربِ سوخته ناله بلایِ جانِ علی چارچوبِ در شد و دیوار هنوز مانده کمی رَدِّ خونِ سینه به مسمار حسن هنوز نگفته چه آمده سرِ مادر حسین دیده چگونه شکسته شد پرِ مادر میانِ بُقچه‌یِ بسته چقدر روضه‌یِ باز است خدا کند  نَکند  نیزه‌دار را قَدَحی مَست سپاهِ فاطمه‌ها پابرهنه راه نَیفتد گُذارِ دخترِ مولا به قتلگاه نیفتد خدا کند که دلی مضطر از کنایه نسوزد کسی به چشمِ کنیزی به گل نگاه ندوزد امان از این سرِ بازار و بزمِ شام و خرابه بیا علیِ زمانه  به انتقامِ خرابه       @navaye_asheghaan
_حضرت_زهرا_س می آید از ره منزل به منزل من باغبانی افسرده حالم در هجر یک گل بشکسته بالم نقش گل بین آن در ودیوار تا ابد باشد نقش خیالم مظلومه زهرا، مظلومه زهرا وای از آن میخ وپهلوی زهرا(س) غنچه اش پرپر،آه و واویلا دستان بسته کردم نظاره در اوج غربت،گریان وتنها مظلومه زهرا، مظلومه زهرا از برم رفتی یار جوانم تنها شدم من،ای مهربانم گو چه سازم با ناله ی طفلان ناتوان از این بار گرانم مظلومه زهرا، مظلومه زهرا آه از زمانه، با من چه کردست بعد تو قلبم،محمل دردست گرمی ونور کاشانه بودی بی تو خانه ام تاریک وسردست مظلومه زهرا، مظلومه زهرا غسل ودفن تو بوده شبانه آه از آن تشییعِ مخفیانه درد سنگینی، باشد برحیدر دخت پیمبر،شد بی نشانه مظلومه زهرا، مظلومه زهرا شاعر : اسماعیل تقوایی @navaye_asheghaan
#⃣ #⃣ #⃣ "اللّهمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَهَ وَ ابیها وَ بَعلِها و بَنیها وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها بِعَددِ ما احْاطَ بِه عِلْمُکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى صِدِّیقَةُ شَهِیدَة، ‏ذَاتِ الْأَحْزَانِ الطَّوِيلَةِ فِي الْمُدَّةِ الْقَلِيلَةِ، الْمَجْهُولَةِ قَدْرُها وَ الْمَخْفِيَّةِ قَبْرُها، الْمَدْفُونَةِ سِرُّها وَ ‏ الْمَمْنُوعَةِ اِرثُهِا، وَ الْمَکْسُورَةِ ضِلْعُهَا، المَقتُولَةِ وَلَدُهَا... لَعَنَ اللهُ قاتِليكِ وَ ضارِبيكِ وَ ظالميكِ و غاصِبي حقّكِ يامولاتي يا فاطمة الزهراء يا رَبَّ الزَّهرا، بِحق الزَّهرا، اِشف صَدر الزَّهرا، بظهور الحُجُّة، يا رب الحُجُّة، بحق الحُجُّة، اشف صدر الحُجُّة، بظهور الحُجُّة هوا هوای غم است و هوای فاطمیه وزیده باز شمیم عزایِ فاطمیه نگاه کردی عزیزم که باز آمده است گدای حضرت زهرا، گدای فاطمیه * از آقامون تشکر کنیم شب شام غریبانی مارو دعوت کردند بیاییم مجلس عزای مادرشون فاطمه...* نگاه کردی عزیزم که باز آمده است گدای حضرت زهراگدای فاطمه بیا و باز مرا انتخاب کن آقا برای اینکه بِگریم به پای فاطمیه بیا که با تو به گوش جهانیان برسد صدای حق و حقیقت صدای فاطمیه *امشب برای مردم مظلوم غزه و لبنان، خصوصا شیعیان نُبُّل و الزهرا سوریه هم دعا کنید که در محاصره قرار گرفتن...* چه می‌شود که شبیه تمامی شهداء دعا کنی و شوم مبتلای فاطمیه *شب های عملیات، دعوا سر بستن سربند یا زهرا بود، فریاد شهدا یازهرا بود، خوش به حال شهدا که سینه سپر کردن، جون دادن که دوباره حادثه مدینه تکرار نشود... دوباره دستای امیرالمؤمنين بسته نشود...* شنیده ام که نگاهت شهید می‌سازد نبوده است به جز این بلای فاطمیه خدا کند که شوم من شهید راه ظهور خدا کند که بمیرم برای فاطمیه بیا و گریه کنت را شبی مدینه ببر میان کوچه بخوان روضه‌های فاطمیه بخوان ز سِرِّ مگوی شهید شش ماهه بخوان ز روضه ی کرب و بلای فاطمیه * آماده ای روضه برات بخونم؟ آماده ای بریم امشب زیر بغل های امیرالمؤمنين رو بگیریم؟ آماده ای برویم بچه های زهرا رو دلداری بدیم؟... علی نشسته کنار بدن بی جان زهرا ببین داره درد و دل میکنه، داره وداع میکنه...* چقدر راحت خوابیدی، عزیزم اشک چشمام رو روي گونت، میریزم *بعد از نود و پنج روز تازه فاطمه از درد پهلو و بازو راحت شد... اومدن محضر آقای مرعشی نجفی سئوال کرد، آقاجان! این روایتی که عراقی ها هم خیلی قبول دارن چهل وپنج روز بعد از شهادت و وفات رسول الله مادرمان زهرا از دنیا رفته درسته این روایت؟ میگن: مرحوم آقای مرعشی نجفی سرشو انداخت پایین شروع کرد گریه کردن با زبان عربی گفت: ان شاءالله همین باشه .. ان شاءالله همین باشه یه چند روز مادرمان کمتر درد تحمل کرده باشه، کمتر درد پهلو کشیده باشه...* چشماتو بستی زهراي من، بمیرم چجوری من آخه آروم، بگیرم حالا تو درد نداری، دیگه توی پهلوت آروم گرفته انگار، ورم بازوت راحت شدی عزیزم، از زخم سینت دیگه نمیسوزه اون، زخم روی ابروت آیت الله میلانی از علامه ی امینی که روی منبر روضه میخوند سئوال کرد: علامه! چرا مادرِ ما فاطمه از خدا طلب مرگ کرد ؟!.. ناله ی علامی امینی بلند شد گفت آخه هر آدم زنده ایی پهلو میخواد .. کسی که پهلوش صدمه ببینه نه میتونه راه بره ‌‌.. نه میتونه نفس بکشه .. نه میتونه بشینه .. مادر ما پهلو شکسته بود ‌...* دردمو به کی بگم زن پا به ما‌ مو پشت در زدن دردمو به کی بگم زن پا به ما مو چل نفر زدن یه جوری زدنش که، نمیشه حرفشم زد میون دود و آتیش، صداش در نمیومد یه جوری زدنش که، سرش خورده به دیوار نمیشه حرفشم زد، بمونه حرف مسمار تنها بود چوب در رو بدن زهرا بود روی چادرش یه جای پا بود قتلگاه محسنم اینجا بود *هر جوری بود امشب امیرالمؤمنين فاطمه رو غسل داد، کفن کرد، تا اومد بند آخر کفن رو ببنده دید بچه ها از بین در دارن التماس میکنن .. صدا زد. "هَلمّوا تزوّدوا مِن اُمّکم" میگه بچه ها ریختن رو بدن مادر... میگه دیدم این دو دست مادر یتیماشو بغل گرفته... ندا اومد علی جان ارکان و ملائکهٔ عرش به لرزه آمدن این بچه ها رو از روی بدن بردار. اولین کاری که امیرالمومنین کرد دیدن اول زینبو بغل گرفت. زینبو به سینه گذاشت.. دختره ظریفه دق میکنه.. اصلا حرفم با ملائکه ست..آی ملائکه! چنتا بچهٔ قد و نیم قد رو بدن عزیزشون دیدید بیقرار شدید..کجا بودید شما... گوشه ی خرابه.. اینجا دختر و امیرالمومنین بغل کرد گفت ظریفه حساسه دق میکنه ..آی ملائکه! کجا بودید وقتی یه سه ساله یه سر بریده بغل گرفت.. هر کجایی ناله بزن ...«یا حسین» .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#⃣ #⃣ #⃣ "اللّهمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَهَ وَ ابیها وَ بَعلِها و بَنیها وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها بِعَددِ ما احْاطَ بِه عِلْمُکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى صِدِّیقَةُ شَهِیدَة، ‏ذَاتِ الْأَحْزَانِ الطَّوِيلَةِ فِي الْمُدَّةِ الْقَلِيلَةِ، الْمَجْهُولَةِ قَدْرُها وَ الْمَخْفِيَّةِ قَبْرُها، الْمَدْفُونَةِ سِرُّها وَ ‏ الْمَمْنُوعَةِ اِرثُهِا، وَ الْمَکْسُورَةِ ضِلْعُهَا، المَقتُولَةِ وَلَدُهَا... لَعَنَ اللهُ قاتِليكِ وَ ضارِبيكِ وَ ظالميكِ و غاصِبي حقّكِ يامولاتي يا فاطمة الزهراء يا رَبَّ الزَّهرا، بِحق الزَّهرا، اِشف صَدر الزَّهرا، بظهور الحُجُّة، يا رب الحُجُّة، بحق الحُجُّة، اشف صدر الحُجُّة، بظهور الحُجُّة هوا هوای غم است و هوای فاطمیه وزیده باز شمیم عزایِ فاطمیه نگاه کردی عزیزم که باز آمده است گدای حضرت زهرا، گدای فاطمیه * از آقامون تشکر کنیم شب شام غریبانی مارو دعوت کردند بیاییم مجلس عزای مادرشون فاطمه...* نگاه کردی عزیزم که باز آمده است گدای حضرت زهراگدای فاطمه بیا و باز مرا انتخاب کن آقا برای اینکه بِگریم به پای فاطمیه بیا که با تو به گوش جهانیان برسد صدای حق و حقیقت صدای فاطمیه *امشب برای مردم مظلوم غزه و لبنان، خصوصا شیعیان نُبُّل و الزهرا سوریه هم دعا کنید که در محاصره قرار گرفتن...* چه می‌شود که شبیه تمامی شهداء دعا کنی و شوم مبتلای فاطمیه *شب های عملیات، دعوا سر بستن سربند یا زهرا بود، فریاد شهدا یازهرا بود، خوش به حال شهدا که سینه سپر کردن، جون دادن که دوباره حادثه مدینه تکرار نشود... دوباره دستای امیرالمؤمنين بسته نشود...* شنیده ام که نگاهت شهید می‌سازد نبوده است به جز این بلای فاطمیه خدا کند که شوم من شهید راه ظهور خدا کند که بمیرم برای فاطمیه بیا و گریه کنت را شبی مدینه ببر میان کوچه بخوان روضه‌های فاطمیه بخوان ز سِرِّ مگوی شهید شش ماهه بخوان ز روضه ی کرب و بلای فاطمیه * آماده ای روضه برات بخونم؟ آماده ای بریم امشب زیر بغل های امیرالمؤمنين رو بگیریم؟ آماده ای برویم بچه های زهرا رو دلداری بدیم؟... علی نشسته کنار بدن بی جان زهرا ببین داره درد و دل میکنه، داره وداع میکنه...* چقدر راحت خوابیدی، عزیزم اشک چشمام رو روي گونت، میریزم *بعد از نود و پنج روز تازه فاطمه از درد پهلو و بازو راحت شد... اومدن محضر آقای مرعشی نجفی سئوال کرد، آقاجان! این روایتی که عراقی ها هم خیلی قبول دارن چهل وپنج روز بعد از شهادت و وفات رسول الله مادرمان زهرا از دنیا رفته درسته این روایت؟ میگن: مرحوم آقای مرعشی نجفی سرشو انداخت پایین شروع کرد گریه کردن با زبان عربی گفت: ان شاءالله همین باشه .. ان شاءالله همین باشه یه چند روز مادرمان کمتر درد تحمل کرده باشه، کمتر درد پهلو کشیده باشه...* چشماتو بستی زهراي من، بمیرم چجوری من آخه آروم، بگیرم حالا تو درد نداری، دیگه توی پهلوت آروم گرفته انگار، ورم بازوت راحت شدی عزیزم، از زخم سینت دیگه نمیسوزه اون، زخم روی ابروت آیت الله میلانی از علامه ی امینی که روی منبر روضه میخوند سئوال کرد: علامه! چرا مادرِ ما فاطمه از خدا طلب مرگ کرد ؟!.. ناله ی علامی امینی بلند شد گفت آخه هر آدم زنده ایی پهلو میخواد .. کسی که پهلوش صدمه ببینه نه میتونه راه بره ‌‌.. نه میتونه نفس بکشه .. نه میتونه بشینه .. مادر ما پهلو شکسته بود ‌...* دردمو به کی بگم زن پا به ما‌ مو پشت در زدن دردمو به کی بگم زن پا به ما مو چل نفر زدن یه جوری زدنش که، نمیشه حرفشم زد میون دود و آتیش، صداش در نمیومد یه جوری زدنش که، سرش خورده به دیوار نمیشه حرفشم زد، بمونه حرف مسمار تنها بود چوب در رو بدن زهرا بود روی چادرش یه جای پا بود قتلگاه محسنم اینجا بود *هر جوری بود امشب امیرالمؤمنين فاطمه رو غسل داد، کفن کرد، تا اومد بند آخر کفن رو ببنده دید بچه ها از بین در دارن التماس میکنن .. صدا زد. "هَلمّوا تزوّدوا مِن اُمّکم" میگه بچه ها ریختن رو بدن مادر... میگه دیدم این دو دست مادر یتیماشو بغل گرفته... ندا اومد علی جان ارکان و ملائکهٔ عرش به لرزه آمدن این بچه ها رو از روی بدن بردار. اولین کاری که امیرالمومنین کرد دیدن اول زینبو بغل گرفت. زینبو به سینه گذاشت.. دختره ظریفه دق میکنه.. اصلا حرفم با ملائکه ست..آی ملائکه! چنتا بچهٔ قد و نیم قد رو بدن عزیزشون دیدید بیقرار شدید..کجا بودید شما... گوشه ی خرابه.. اینجا دختر و امیرالمومنین بغل کرد گفت ظریفه حساسه دق میکنه ..آی ملائکه! کجا بودید وقتی یه سه ساله یه سر بریده بغل گرفت.. هر کجایی ناله بزن ...«یا حسین» .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
دلم تنگ نگات میشه عزیزم به یاد چشم سرخت،اشک می ریزم دعا کن، یاس در خاک آرمیده همینجا از کنارت بر نخیزم گلاب اشک سر خاکت میارم پس از تو ابرم و دائم می بارم جوون زیر خاکم ای که بی تو به زنده موندنم شوقی ندارم با سیلی چشماتو از من گرفتند حسودا انتقام از زن گرفتند جلو چشمام غلافای چهل مرد زدند و قتلتو گردن گرفتند کجایی خونمونو غم گرفته درِ خونه برات ماتم گرفته حسین و زینب و آروم کردم حسن جانت ولی باز دم گرفته عزادارم ولی تنها و بی یار منم و این سه چارتا طفل غمخوار تو رفتی و نگفتی من می مونم پس از تو با غم مسمار و دیوار صدات مونده توی خونه هنوزم پس از این من به جای تو می سوزم تو رفتی و حالا غرق خجالت نگامو به در و دیوار می دوزم
دل تنگم هوای مادر کرد یاد آن خاطرات غم بارَش یاد دارم که مادرم را درد چقدر داده بود آزارش هرگز از یاد من نخواهد رفت آنچه را که به چشم خود دیدم مادرم بین شعله گیر افتاد چقدر من ز غصه ترسیدم در هجوم زبانه آتش یاس را زیر پا لگد کردند خواستم پیش مادرم بروم راه من را به شعله سد کردند چه بگویم که بعد پیغمبر قرعه غم به نام ما افتاد روزگارم به رنج و غم سر شد تا که راهم به کربلا افتاد عصر روز دهم در آن صحرا چون حسینم به قتله گاه افتاد شعله ای باز قد عَلَم کرد و به حرمهای بی پناه افتاد در شرر یاد مادرم کردم تازیانه چه آتشی دارد شعله ای که حیا نمی فهمد چه زبانهای سرکشی دارد @navaye_asheghaan
- محمد جواد قدرتی  مصائب حضرت زینب س باور نداشت زينب كبري‌ كه مادرش رفته است وجاي خالي  او در برابرش چادر نماز فاطمه لالايي شبش دستان پر ز مهر علي بالش سرش چشمان پرستاره ي زينب به در هنوز يادي كند زمادر و محسن برادرش هرنيمه شب به كنج دلش روضه ميگرفت باخاطرات كوچه و سيلي و مادرش وقتي دلش بهانه ي مادر گرفته است چادرنماز مادر خود را كند سرش مادركبوترانه پريده به آسمان بابا دلش گرفته براي كبوترش محمدجواد قدرتي @navaye_asheghaan
. چهارپاره دو سه روز است خانه دلگیر است دو سه روز است مثلِ بارانیم دو سه روز است همدمِ اشکیم دو سه روز است روضه می‌خوانیم دو سه روز است کوفه نشنیده نغمه‌هایِ خوشِ اذانت را وقتِ افطار بر سرِ سفره یاد کردیم لقمهِ نانت را دو سه روز است مثلِ فاطمیه دورِ هم گریه می‌کنیم ولی .... روضه‌ها رنگِ دیگری دارد ختمِ آن است ذکرِ وای علی دو سه روز است نان و خرما را حسنت می‌برد برایِ یتیم می‌دهد سهمِ کودکان را بعد می‌کند بغض مثلِ کوچه کریم دو سه روز است قلبِ زینب را داده آزار حرفِ بی‌پایه شده اوضاع مدینه‌ای انگار باز هم طعنه‌هایِ همسایه دو سه روز است چاه و نخلستان شده دلتنگِ ربّنایِ علی شده رویایِ مسجد و محراب گریه و سجده و دعایِ علی دو سه روز است کوفه فهمیده می‌رسید از کجا غذایِ فقیر از کجا می‌رسید خرمایی تا شود باز روزه‌هایِ فقیر دو سه روز است اشک می‌ریزد گاه و بیگاه از غمت حسنم بیش از پیش لرزه می‌افتد با دعایِ کمیل بر بدنم دو سه روز است چشمِ عبّاسم سرخ مثلِ زمانِ جنگ شده کوچه پس‌کوچه‌هایِ کوفه پر از خِشت و خاشاک و قلوه‌سنگ شده دو سه روز است دخترِ حیدر خواب‌هایِ عجیب می‌بیند گاه گودال و خنجر و حنجر گاه شیب‌الخضیب می‌بیند دو سه روز است کربلایی‌ام چشم بر چشمِ یار می‌دوزم مانده در بقچه یک کفن باقی وَ به یادِ نگار می‌سوزم دو سه روز است سخت می‌خواهم بزنم بوسه بر گلویِ حسین وای از دود و خون و خاکستر پنجه‌یِ گرگ‌ها و مویِ حسین دو سه روز است درسِ قرآنم سوره‌یِ کهفِ نِی‌نشین شده است سینه‌ام مثلِ دامن و خیمه یا درِ خانه آتشین شده است دو سه روز است مثلِ بابایم می‌کنم گریه یادِ لب تشنه وای از لحظه‌ای که می‌بینم بر رویِ حلقِ دلبرم دشنه دو سه روز است بیشتر دارم انتظارِ وصالِ دلدارم با دعایِ فرج پس از روضه به امیدِ وصال می‌بارم 📃تپه‌یِ شهدا شهران . @navaye_asheghaan
. . 🎤 حسین جان به یاد لبت یک شبم خواب راحت نداشتم کنار تن بی سرت کاسهٔ آب گذاشتم واویلا حسین جان تو بودی و گودال و ریگ و تنت زیر نیزه خداحافظی کردی با زینبت زیر نیزه واویلا صدا می زدم مادرت رو یا مظلوم نشون می دادم حنجرت رو یا مظلوم صدا می زدم مادرت رو یامظلوم به دامن بگیره سرت رو یامظلوم 🍁🍂حسین جان حسین جان به صحرا سپردم که با خاک بپوشونه داداش تنت رو بمیرم که بردن جلو چشم من پیرهنت رو واویلا تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت الهی می مردم نمی دیدم اونقدر جسارت واویلا به‌آتیش کشیدن حرم رویامظلوم نبودی شکستن سرم رو یامظلوم ندیدی چشای ترم رو با غیرت شلوغی دور و برم رو یا مظلوم 🍁🍂حسین جان حسین جان بمیرم گلوی بریده ت همیشه به یادم می مونه روی چادر سوخته ی من هنوز رد خونه واویلا بمیرم که تو نیزه خوردی و اون نیزه معلومه داغ بود خدا میدونه واسم اون بدترین اتفاق بود واویلا سرتوکه رونیزه ها رفت یامظلوم همش چادرم زیرپا رفت یامظلوم جلو چشم نامحرما من افتادم پناه غریبیم کجا رفت یا مظلوم صدا می زدم مادرت رو یامظلوم به دامن بگیره سرت رو یامظلوم 🍁🍂حسین جان حسین جان به لحظهٔ بریدن سرت آه می کشم برای پاره های پیکرت آه می کشم به اشک ونالهٔ خواهرت آه می کشم برای ضجه های مادرت آه می کشم از گودال صدا میاد ؛ شمر داره کجا میاد خولی داره واسه چی سمت قتلگاه میاد ............. علیه السلام همیشه نام علی در جهان تکثّر داشت چنان عسل به لب عاشقان تواتُر داشت هنوز اشهدش از ماذنه فراگیرست کجاست آنکه زمانی به او تمسخر داشت به وجه تسمیه ی او حسین پسر آرد به خاندان علی نام او تکرر داشت علی اکبر ، علی اصغر و علی اوسط حسین بود و به نام علی تفاخر داشت لبش به مدح علی معترف شده حتی معاویه که دهان در میان آخور داشت علی دوم این خانواده سجاد است که از مدینة العلم نبی تاثر داشت حیات طیبه اش زینت العبادة بود همیشه سینه ای  از مصحف و دعا پر داشت حیات نهضت کرب و بلا به زینب و اوست بکاء داشت ولی گریه اش تفکر داشت برای آنکه به نفرین حرمله برخواست رباب مادر اصغر از او تشکر داشت    ✍ @navaye_asheghaan
همه ی خرابه غرق غم شده یه شیرین زبون دیگه کم شده یه امامزاده توی خرابه موند حالا دیگه خرابه حرم شده طفل دلشکسته کی دیده بگه یه سه ساله خسته کی دیده بگه شایدم دیده باشه کسی ولی تشییع نشسته کی دیده بگه عمه دست غم روی کمر داره از کبودی تنش خبر داره رباب از رو تجربه بهش میگفت قبرشو عمیق بِکَن خطر داره کاش ماهم به فکر آینده بودیم قبر بچمو عمیق کنده بودیم کاش لحد براش میذاشتیم و حالا کمتر از شیرخواره شرمنده بودیم رفت و بین بچه ها جاش خالیه تو نماز جماعتا جاش خالیه وقتی که چهلم باباش میشه اربعین تو کربلا جاش خالیه @navaye_asheghaan