0. کلیات.mp3
زمان:
حجم:
11.26M
#روضه_حضرت_رقیه
( سلام الله علیها )
#استاد_حاج_اسماعیلی
#دستگاه_شور
#شور_محلی (شوردشتی)
ای از سفر برگشته
بابا ، پیکرت کو ؟
#روضه_دستگاه_شور
11/4/1403
@navaye_asheghaan
3. حضرت رقیه س.mp3
زمان:
حجم:
4.11M
#روضه_حضرت_رقیه
( سلام الله علیها )
#استاد_حیدرزاده
بلبلی بود و
آشیانه نداشت
به قفس مبتلا و
لانه نداشت ...
اوفتاده به دامِ
عشقِ حسين
احتياجي به آب و
دانه نداشت ...
درد دل با سرِ پدر ميکرد
خونِ دل
از مُژه روانه نداشت
چی میگفت با سرِبابا ؟ من که نشنیدم تا بحال ، دختری سرِ بُریده ی بابارو ببینه ، اون هم دختر سه ساله ... حضرت زهرا سلام الله علیها ، بعدِ باباش رسولُ الله ، بعد از رحلت آقا رسولُ الله ، یه روز گفت : یاعلی ، دلم برا بابام تنگ شده ، پیراهن بابامو بیار بو کنم ... امیرالمومنین علی علیه السلام ، پیراهن پیغمبر (ص ) را آورد ، روایت داره تا حضرت زهرا ، پیراهن بابارو بو کرد ، غش کرد ، روی زمین افتاد ... تا بوی بابارو از پیراهن بابا شنید ، غش کرد ، روی زمین افتاد ، حالا شما ببنید سرِ بُریده با دختر چه میکنه ؟
درد دل با سرِ پدر ميکرد
خونِ دل
از مُژه روانه نداشت
من يتيم و
شکسته دل بودم
تنِ من
تاب تازيانه نداشت
#شاعر_استاد_غفورزاده
یه مرتبه دیدند ، سر یک طرف ، رقیه یک طرف ... اصلا ادامه روضه کربلا و روضه شام و روضه رقیه ، آدمو دیوونه میکنه ، مگه میشه به این سادگی گذشت ؟ سر یک طرف ، رقیه یک طرف ... وقتی سر روی زمین افتاد ، کی سر را برداشت ؟ زینب برداشت ؟ اُمِّ کلثوم برداشت ؟ سکینه برداشت ؟ نمیدونم ... چطور دوباره این سر را از بچه ها گرفتند ؟ مگه بچه ها سرِ بابارو رها میکنند ؟
ویرانه را بابا
چراغان کردی امشب
همچون علی ،
یاد یتیمان کردی امشب
بابا به قربان سرَت
می میرد امشب دخترَت
بابای من ، بابای من ...
@navaye_asheghaan
.
|⇦•به جرم اینکه ...
#روضه #حضرت_رقیه سلام الله علیها اجرا شده #شب_سوم_محرم۱۴۰۳به نفسِ حاج محمدرضا طاهری
●━━━━━━───────
*بعضی وقتا، مخصوصا شب سوم هر چی بخونی سخته، غزل مصیبت زمزمه، هرچی بخونی. به والله قسم برا منی که دارم میخونم خیلی سخت تره. فک نکن این چیزی که داری میشنوی اذیتت میکنه، گفت بابا...*
به جرم اینکه ندارم پدر زدند مرا
*از یه چیزی دلخوشم بابا! همیشه میگفتی شبیه مادرمی. راه برو جلو چشام. چقد شبیه مادرم راه میری...*
به جرم اینکه ندارم پدر زدند مرا
شبیه مادر در پشت در زدند مرا
خبر نداشتم اینها چقدر نامردند
خبر نداشتم و بی خبر زدند مرا
خدا کند که عمویم ندیده باشد چون
پدر درست همین دور و بر زدند مرا
پدر به وقت غذا تازیانه می آورد
نه ظهر و شام که حتی سحر زدند مرا
سرم سلامت از این کوچه ها عبور نکرد
چقدر مثل تو ای همسفر زدند مرا
گمان نکن من بی خبر بودم
چه بین تشت چه بر نیزه ها زدند ترا
چه در خرابه چه در رهگذر زدند مرا
فقط نه کعب نی و تازیانه و سیلی
سپر نداشتم و با سپر زدند مرا
*حسین...نزدیک ترین وقتی که میتونی به رقیه خانم نزدیک ترین جایی که میتونی به حرم حضرت رقیه دلت برسه همینه که صداتو شبیه هم بشه، او هم از داخل ضریحش داره بابا رو اینطوری صدا میزنه. اون شبم تو خرابه کنار سر بریده هی میگفت حسین... "من ذا الذی قطع وریده..." کی رگ های گلوتو بریده. "من ذا الذی ایتمنی علی صغر سنی، من ذا الذی خضبک بدمائک" چرا هنوز محاسنت خونیه بابا؟ حسین...*
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_حضرت_رقیه_سلام_الله
#شب_سوم_محرم
#روضه_حضرت_رقیه
#حاج_محمد_طاهری
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
@babolharam_net1403041804.mp3
زمان:
حجم:
15.68M
|⇦•به جرم اینکه...
#روضه_حضرت_رقیه سلام االه علیها اجرا شده #شب_سوم_محرم۱۴۰۳ به نفس حاج محمد رضا طاهری
#روضه_حضرت_رقیه
#کربلایی_محسن_محمدی_پناه
هوای شونهتو بابا هنوزم موی من داره
بگیر دستامو که بالم هوای پر زدن داره
حراجی بودم و مُردم تو اون اوضاعِ بد گفتم
بپرس عمه که این بازار به قدِّ من کفن داره ؟
برا تَه موندهی موهام دو سه تا چنگ هم بس بود
خدایا این مسیرِ تنگ زیادی پیرزن داره
گوشام و میگیرم اینجا نه واسه زخمِ رو گوشام
میبینی کوچههای شام که خیلی بد دهن داره
تو دستم رَدِّ زنجیره بجای اون النگوها
تو دستش ساربان اما عقیقی از یمن داره
سکینه خیلی میترسه هنوز از عمه میپُرسه
یتیمِ خاکیِ بی جون مگه چونه زدن داره
تو رو عریان رها کردن تو رو از من جدا کردن
تنت رو دیدن و گفتن بده که پیرهن داره
الهی جون بده خولی چه خورجینی به همراشه
الهی دق کنه اَخنَس لباساتو به تن داره...
#حسن_لطفی ✍
.............
.
#زمزمه_حضرت_رقیه
چه رویایی
برا تشییع جنازم آخرش اومدی بابایی
میشه یه بار دیگه برای من بخونی لالایی
چه رویایی
نبودی و...
یادم نمیره هیچ وقت دیگه بازار یهودی و
میبینی روی صورت من آثار کبودی و
نبودی و...
حسین جانم ۵
--------------------------------------
نمیبخشم
اونی که نیمه شب دنبالم اومد و نمیبخشم
همون که تا میگفتم بابا، میزدو نمیبخشم
نمیبخشم
پرم سوخته
مثه محاسنت ببین که موهای سرم سوخته
گل سری که واسم خریدی با معجرم سوخته
پرم سوخته
حسین جانم ۵
شاعر: #میثم_میرزایی ✍
.........
#زمزمه #حضرت_رقیه
#کربلایی_محسن_محمدی_پناه
شبه و خوابم نمیاد خیلی گرسنمه
مهمون داریم ولی موهام چه نامنظمه
زجر و خدا لعنت کنه دستش چه محکمه
از اون که موهاتو کشید بدم میاد
از اون که دیدم سر تو برید بدم میاد
از ناقه افتادم زخمی شدم ولی
از اون که با اسب رو تنت دوید بدم میاد
شاعر: #رحمان_نوازنی✍
........
#زمزمه_حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
هر جا که به پرچمش نگاهت افتاد
حرم رقیه است
تنها حرمی که روضه خون نمیخواهد
حرم رقیه است
اومدم زیارتت با گریه با زاری
تو هنوزم وسط بازاری
خیلی روضه نگفته داری
وای ...
سلام خانوم ایها الصدیقه الشهیده
ای نوه مادر قد خمیده
گنبدتم مثل موهات سفیده
شاعر: #پاشازاده ✍
👇
@navaye_asheghaan
حاج محمد علی قاسمینماهنگ سقف من آسمان.mp3
زمان:
حجم:
4.58M
احوال من که جای شرح بیان ندارد
از آن رقیه دیگر طفلت نشان ندارد
مهمانی تو در شام شب سرد و روز گرم است
این خانه هیچ سقفی جز آسمان ندارد
بوی غذا می آید خیلی گرسنه هستم
این شهر لا مروت یک مهربان ندارد
بابا ببخش اینقدر از دست من میفتی
باید تو را بگیرم دستم توان ندارد
خون مردگی دستم از تنگی النگوست
این زخم ارتباطی با ریسمان ندارد
در حال جستجوی انگشتر تو هستم
غمگین نشو رقیه قد کمان ندارد
باید تقاص خود را از خیزران بگیرم
من را نبوس امشب لب هات جان ندارد
🎙 #حاج_محمد_علی_قاسمی
✳️ #شب_سوم_محرم
#️⃣ #شهادت_حضرت_رقیه
#️⃣ #استودیویی
#️⃣ #روضه_حضرت_رقیه
#️⃣ #احساسی
@navaye_asheghaan
#روضه_حضرت_رقیه
( سلام الله علیها )
#استاد_حاج_اسماعیلی
#دستگاه_شور
#گوشه_سلمک
( « مَرهم زخم دلِ عاشق بیمار حسین » ... دلهای همه ، امروز توو خرابه ی شام ، دنبال یک بهانه ای برای گریه کردن هستن ... )
مَرهمِ زخمِ دلِ
عاشق بیمار « حسین ... »
مُنتها غایت هر ،
عبدِ گرفتار « حسین ... »
در جهان فخر کنم
ریزه خور اربابم
غم ندارم که بُود
مونسِ غمخوار « حسین ... »
مُشکل از معرفتم بود
که من کم خواستم
چشم پوشید و عطا کرد
چه بسیار « حسین ... »
گفت یکی از شیعیانِ آقا امیرالمومنین ، گِره افتاد به کارش ، بدهکار بود ، هر چی این درو اون در زد نتونست بدهیشو جور کنه ، یک قالیچه ی دستباف داشت ، اينو برداشت گفت میبرم بازار میفروشم گِره از کارم باز میکنه ، آورد مغازه ی اولی ، قالیچه رو باز کرد مغازه دار یه نگاهی به قالیچه کرد گفت این قالیچه ، گوشش سوخته ، من اينو به نصف قیمت برمیدارم ، قالیچشو لوله کرد گفت میرم مغازه ی بعدی ، شاید بهتر بخره ، یکی یکی مغازه ها رو میگشت ، همه همین قیمتو روش گذاشتن ، تا رسید به یه مغازه ی قالی فروشی ، قالیچه رو باز کرد ، صاحب مغازه یه نگاهی به قالیچه کرد ، گفت چه قالیچه ی زیبایی ، حیف که گوشش سوخته ، چرا خوب مراقبت نکردی ؟ حیفه این قالیچه ست ، گفت ببین حاجی ، توو خونمون روضه داشتیم ، حواسمون نبود ، مَنقل سوراخ بوده ، ذغالها ریخته رو قالیچه و سوخته ، هر چی بیشتر برمیداری بردار، گرفتارم ... ، تا گفت توو روضه ی امام حسین ، پیرمرد قالی فروش گفت ببین این قالیچه اگه سالم بود قیمتش اینقدر بود حالا که سوخته ، قیمتش نصف میشه اما یه حرفی زدی ، این قالیچه برا اربابم حسین سوخته ، حالا که اینطوریه من دو برابر میخرم اَزت ...
آره والله ، دلی که برا ارباب سوخته باشه ،اون دلو مادرشون فاطمه ی زهرا چند میخره ؟ فقط خدا میدونه ... من گفتم دل اگه بسوزه ، اما این خانوم سه ساله ، هم دامنش سوخته بود ، هم موهاش سوخته بود ، هم کف پاش تاول داشت ...
#روضه_دستگاه_شور
19/4/1403
@navaye_asheghaan
0. کلیات.mp3
زمان:
حجم:
15.71M
فایل صوتی کامل
#روضه_حضرت_رقیه
( سلام الله علیها )
#استاد_حاج_اسماعیلی
( سلمک ، قرچه ، رضوی )
#دستگاه_شور
مَرهمِ زخمِ دلِ
عاشق بیمار « حسین ... »
#روضه_دستگاه_شور
19/4/1403
@navaye_asheghaan
2. سلام چراغ.mp3
زمان:
حجم:
3.51M
#روضه_حضرت_رقیه
( سلام الله علیها )
#استاد_حاج_اسماعیلی
سلام چراغِ سحرِ رقیه
خوش اومدی تاج سرِ رقیه
کجا بودی ، چرا منو نبُردی
خسته شده همسفرِ رقیه
تا سرِ باباشو دید ، سوال کرد این سرِ کیه ؟ گفتن این سر بابات حسینه ، شروع کرد با سر ِباباش درد و دل کردن ... بابا ...
یادت میاد ؟
اون موقع ها مدینه
میگفتی دخترم پیشم بشینه
حالا نشستم گوشه ی خرابه
الهی چشمت روز بد نبینه
#بابا_جونم
هر موقع از چیزی گلایه داشتم
سر روی شونه ی عمو میذاشم
مدینه روزگار خوبی داشتیم
یادش بخیر ، عجب عمویی داشتم
(حالا میخاد گلایه کنه به بابا، چی میگه؟ با با جونم : )
بعدِ تو دست بچهها رو بستن
غَما ، یه جا توی دلم نشستن
گلایه هام زیاده ، یکیش اینه
ببین زدن دندونمو شکستن
( بابا ، بابا ، بابا ، بابا )
راستی ،
دیدی همه تنَم کبوده
یکی بگِه :
گناه من چی بوده ؟
این همه غم دیدم
« ولی بعضیا »
میگن رقیه کربلا نبوده ...
19/4/1403
@navaye_asheghaan
Mohjat.NetSh 3 Moharam 1404 Karimi [Mohjat_Net] (4).mp3
زمان:
حجم:
2.22M
#روضه_حضرت_رقیه
#حاج_محمود_کریمی
#حضرت_رقیه
تماشات میکنم با اشک اگه پلکای من واشه
تو با سر اومدی گفتی رقیه سختشه پاشه
دیگه چیزی نمونده که بگم زیباترم اینطور
قشنگی قد دختر به موهاشه به موهاشه
یتیما هی کتک خوردن همه همبازیام مُردن
منم حالا و اون دختر که گوشوارم رو گوشاشه
تموم نون و خرماشون که سهم نیزه دارا شد
نشونم داد عمه گفت که دنیا مال باباشه
از اون شب بین اون صحرا دو تا دندونم افتادن
نشه باز گم بشم عمه دوباره زجر پیداشه
ندیدی پیش اون ناقه گرفت از مو بلندم کرد
آخه بچه نمیتونه سوار ناقه تنها شه
مگه من مرده بودم که لباتو خیزرون بوسید
حالا میبوسمت اما اگه با تو لبی باشه
سرت شرط قمارش بود شراب اما کنارش بود
که عمه داد میزد که بزن ما رو بزن باشه
#روضه
#حاج_محمود_کریمی
#محرم_1404
انتشار ویژه #پنجم_صفر
#شب_سوم_محرم
.
@navaye_asheghaan
.
#حضرت_زینب
#حضرت_رقیه
ای سپاه گریهی کبود
ای مبارز محلّهی یهود
ای که گریههات ذوالفقار بود
گریهات چنان کشیده زد به صورت یزید بیوجود
ای ستارهی حجاب، دختر ابوتراب، السّلام به آن گره که محکم اوفتاده بود روی معجرت، سلام بر تو و گل سرت سلام رقیّه، ای ستارهی مقاومت قطره قطره اشکهای تو سر مقابل ستم خم نکرده است وقار دست توست گفتمانِ اقتدار دست توست دختر علی، ذوالفقار دست توست تو نباختی، تو بُرد کردهای چوب خیزرانِ مجلس حرام را بر دهان آن حرامزاده، خرد کردهای تو کار را تمام کردهای پابهپای عمّه زینبت چنان که فاطمه قیام کردهای کار را تمام کردهای به حیدری که در کنار خیبر است سلام کردهای نان گندمی که از تنور خولی آمده برایشان حرام کردهای آهِ تو دودمان ظلم را به باد داد این رقیّه بود که زیر پاش گردن بنی امیّه بود این رقیّه بود کار با کسی به جز پدر نداشت هرچه سیلیاش زدند چشم از فراز نیزه برنداشت این رقیّه بود که بعد از او پای حجرههای پارچه فروش مشتری زیاد شد بعد از او خانه خانه دختری که سر کند روسری زیاد شد این رقیّه بود در کشاکش ستم، زیر نیزههای زور زیر دادهای شمر و زجر و حرمله در شبی که شام بود سوت و کور مثل مردها گریست
گرسنه شد ولی
لب به نان کوفیان و شامیان نزد
تشنه شد ولی
آب از سنان و حرمله نخواست
خسته شد ولی
روی خشت تکّه پارهی خرابه سر گذاشت
بعد از او تمام شام،
گریه کرد سنگ روی پشت بام،
گریه کرد حجرهدارِ روسری فروش بچّههای گوشواره به گوش خاتم و نگین ناقهای که خورد از رویش زمین، گریه کرد فجر، گریه کرد تازیانه روی دست زجر، گریه کرد آب، گریه کرد زینب و رباب گریه کرد خیزرانِ مجلس شراب، گریه کرد چکمهای که پای شمر زد به پهلویش شکست، گریه کرد بچّهای که سنگ زد به او نشست و گریه کرد
#روضه_حضرت_رقیه
.👇
@navaye_asheghaan
Haj Meysam MotieeShab06Safar1404[05].mp3
زمان:
حجم:
9.36M
▪️عمه گرفته دست مرا راه میبَرد (#روضه_پایانی)
🎙 بانوای: حاج میثم مطیعی
🏴 #پنجم_صفر ۱۴۰۴
#روضه_حضرت_رقیه
@navaye_asheghaan