0917 342 6998یاس حسینم گر چه ویرانه.mp3
زمان:
حجم:
1.68M
#زبانحال_حضرت_رقیه
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
یاس حسینم گرچه ویرانه ست جایم
از هجر بابا و عمویم در نوایم
در نیمه های شب در این کنج خرابه
محزون و گریان از فراق لاله هایم
بابای خوبم در سفر رفته که از مهر
خلخال و هم گوشواره آرَد از برایم
▪️یا رقیه
شرمنده ام از عمه ی مظلومه ام که
بس تازیانه خورده است هردم بجایم
یارب گناهم چیست که در خردسالی
درد و فراق و کوه غمها شد سزایم
هم روسری و چادرم آتش گرفته
هم سوختند هرجا لعینان، خیمه هایم
بس پابرهنه من دویدم در بیابان
لبریز خار و آبله شد هردو پایم
طفلان شامی گه زنندم طعنه و یا
در کنج ویرانه بگویند ناسزیم
یکشب در آغوش پدر، حالا به صحرا
این چرخ بازیگر ببین کشانده تا کجایم
گر که سفر رفته کنون باب نکویم
از چه ز نی آید صدایی آشنایم
این صوت قرآنی که می آید ز نیزه
گوید رسد امشب کنارم همنوایم
پس آب و جارو میکنم ویرانسرا را
شاید پدر آید از او دیدن نمایم
▪️یا رقیه
ای وای من !! عمه سر خونین، چه باشد
حاشا که باشد باب زار و دلربایم
از چه ترک خورده لبش، دندان شکسته؟!
بابای من بس خونِ دل آورد برایم
یارب نبیند روی نیلی، قامت خم
دیگر نگویم که اسیر اشقیایم
عمه کجاست آن پیکر بابای من پس؟؟!
گفتا به خوابم که ضبیحا بالقفایم
یکدم نگویی که چها دیدم به کوفه
گرچه بدید از نیزه ها حال و هوایم
من هم چنان بابای خوبم وقت تدفین
جای کفن راضی به قطعه بوریایم
شاید ببخشم زجر و کلِ شامیان را
اما نبخشم آنکه کشت بابم بجایم
رگهای گردن را مگر با چه بریدند؟؟!
که پاره پاره گشته و غم مبتلایم
▪️یا رقیه
شاعر:مهدی فراهانی
@navaye_asheghaan
.
#زمینه_حضرت_رقیه(س)
*بند اول: #زبانحال_حضرت_زینب(س)
*بند دوم: #زبانحال_حضرت_رقیه(س)
*بند سوم: #زبانحال_امام_حسین(ع)
*بند اول*
دخترت تب داره/این روزا بیماره/زیر پاهاش خاره/داداش...
صورتش شد نیلی/بس که خورده سیلی/ارثیه فامیلی/داداش...
تا میگفت بابامو میخوام ؛ میزدن بی هوا...
مسخره میکردن اونو ؛ تموم بچه ها...
گریه کردم وقتی که...
پرسید از من یه چیزی...
خارجی میگن به ما...
چیه عمه کنیزی...
///من الذی ایتمنی...///
*بند دوم*
مضطر و آشفتم/راه میرم می افتم/شب با گریه خفتم/بابا...
تا صدات میزنم/میزنه دهنم/خونیه بدنم/بابا...
حوصلم سر رفته بابا ؛ منو هم میبری...
نون خشکاشونو میریخت ؛ جلو من دختری...
میبینی سرو روومو...
ریخته بابایی موهام...
شدم مثل مادرت...
شکسته استخوونام...
///من الذی ایتمنی...///
*بند سوم*
من فدای زخمات/خونیه گونه هات/ریخته انگار موهات/گلم...
دختره بابایی/تو مث زهرایی/موجی از دردایی/گلم...
خیلی لاغر شدی گلم ؛ دختره بابایی...
جون بابا فدای تو ؛ چرا روو خاکایی...
از روو نی میدیدمت...
وقتی زد تووی سرت...
وقتی موهاتو کشید...
زد لگد توو کمرت...
///من الذی ایتمنی...///
#مهدی_ندرخانی -کرج*
👇
@navaye_asheghaan
حاج سید رضا نریمانیFadaeian-Komeil-14031007 (7).mp3
زمان:
حجم:
10.62M
کسی چه میدونه چه حالی داره،
رقیه ی یتیم دل شکسته
با اتفاقایی که واسم افتاد
حق بده که نمازام شده نشسته
میدونی چرا بابا:
اول اینکه خیلی رو خارا دویدم
دوم اینکه طعم لگد رو چشیدم
.............
#زبانحال_حضرت_رقیه سلام_الله_علیها
همه شادند دخترت گریان
همه خوابند دخترت بیدار
خیلی امروز مردم این شهر
دادنم با نگاهشان آزار
دخترت را ببر به همراهت
خسته از دست روزگار شده
یا که تشخیص تو شده مشکل
یا دو چشم رقیه تار شده
گر به دور سرت نمی گردم
پر و بالم ببین که بسته شده
مثل سابق زبان نمی ریزم
دو سه دندان من شکسته شده
وسط ازدحام و خنده ی شام
بغض تنهایی ام ترک میخورد
هر کجایی که گریه میکردم
عمه ام جای من کتک میخورد
دختری چند کوچه بالاتر
تا من و رخت پاره ام را دید
بین دستش عروسکی هم داشت
به من و حال و روز من خندید
میکشم دست بر سر و رویت
چه قدر پلک تو ورم دارد
بر لبت زخم تا بخواهم هست
ولی انگار بوسه کم دارد
آن قدر روی خارها رفتم
بخدا هر دو پای من زخم است
لرزش دست من طبیعی نیست
نوک انگشتهای من زخم است
#محمدحسن_بیات_لو ✍
.
کسی چه میدونه 👇
@navaye_asheghaan
.
#زبانحال_حضرت_رقیه
الا ای مه! که در پیشت، ندارد ماه، زیبایی
به محفل آمدی با سر که سازی محفل آرایی؟
به استقبال تو گر نامدم، ای باب! معذورم
که دنبال سرت از بس دویدم، نبْوَدم پایی
اگر با دست دنبال تو میگردم، مکن مَنعم
که با یک ضربهی سیلی ز چشمم رفته بینایی
گمانم، جُرم دارد، هر که شکل فاطمه باشد
که با کعب نی و سیلی شده از من پذیرایی
چو دیدم بر تنت تیر و سرت بر نی، کمان گشتم
تماشا کن که طفل قد کمان، باشد تماشایی
چه غم گر گوشواره رفت و گوش پاره باقی مانْد؟
قد و موی و رخ و گوشم، همه گردیده زهرایی
مرا از کربلا تا شام، زینب زنده آورده
وگرنه من کجا و این همه صبر و شکیبایی؟
#شب_سوم_محرم
#حیدر_توکلی ✍
.......
#بازگشت_به_مدینه
اشعار محمل
اشعار اهل بیت علیه السلام
صفحه اصلی
امام حسین
مدینه کاروانی سوی تو با شیون آوردم
ره آوردم بود اشکی که، دامن دامن آوردم
مدینه در به رویم وامکن چون یک جهان ماتم
نیاورد ارمغان با خود کسی، تنهامن آوردم
مدینه یک گلستان گل اگر در کربلا بردم
ولی اکنون گلاب حسرت از آن گلشن آوردم
اسیرم کرد اگر دشمن به جان دوست خرسندم
به پایان خدمت خود را به نحو احسن آوردم
مدینه یوسف آل علی را بردم اکنون
اگر او را نیاوردم از او پیراهن آوردم
مدینه گر به سویت زنده برگشتم مکن مَنعَمْ
که من این نیمه جان را هم به صد جان کندن آوردم
مدینه این اسیریها نشد سدّ رهم بنگر
چها با خطبههای خود به روز دشمن آوردم
.
@navaye_asheghaan
.
#شور
#لطمه_زنی
#شام #پنجم_صفر
#زبانحال_حضرت_رقیه سلام الله علیها
آه ...از شام
روی نیزهست همهی اسلام
آه... ازشام
پیش چشمای تر ایتام
آه ... ازشام
شمر میده به علی دشنام
میخوره سنگ به رأس شهدا
وامحمّدا وامحمّدا
زیر شلاق رقیّه زد صدا
وامحمّدا وامحمّدا
میزنه زجر جدا شمر جدا
وامحمّدا وامحمّدا
___
آه...از شام
عمه جان تار شده چشمام
آه...از شام
غرق آبلهست کفِ پاهام
آه...از شام
بستهبود تو سلسله دستام
بهخدا قسم که بیجُرموگناه
وا مصیبتاه وا مصیبتاه
همه پیکر من شده سیاه
وا مُصیبتاه وامُصیبتاه
چادر عمّه برام شده پناه
وا مُصیبتاه وا مُصیبتاه
___
آه...ازشام
تیرهشد در نظرم دُنیام
آه...ازشام
روی زخمام میچکید اشکام
آه...ازشام
جام مِی پیش سر بابام
به لب بابای من عصا نزن
بی حیا نزن بی حیا نزن
سرشو به تشت از جفا نزن
بی حیا نزن بی حیا نزن
رفتهاین سر روی نیزهها؛نزن
بی حیا نزن بی حیا نزن
#محمد_قاسمی ✍
#سبک_آه_ریان
.
@navaye_asheghaan