#حضرت_زهرا_س_مدح_و_ولادت
ای بوی بهشت احمد ای سرّ اِله
از جلوه ی حُسنت آبرو دارد ماه
تابید چو نور طلعتت گفت نبی؛
لاحَولَ وَ لاقُوَّةَ اِلّا بِالله
شاعر: #علی_بیرقدار
#حضرت_زهرا_س_مدح_و_مناجات
من مادریَم ز غیر تو دل کندم
تا خاک ره تو هستم ارزشمندم
محروم نکن مرا از این سرمستی
یک بار به من خطاب کن، فرزندم
شاعر: #علی_بیرقدار
#امام_زمان_عج_مناجات
ماییم که با عشق تو جاویدانیم
سرباز توأیم و با تو هم میمانیم
هر صبح و مساء ذکرِ "اللهمَ
عجل لولیک الفرج" میخوانیم
✍ #علی_بیرقدار
@navaye_asheghaan
#حضرت_ام_المومنین_خدیجه_س_مدح
همراه هر وحی از تو جبریل امین گفته
ای مادر! ای وصف کمالت بهترین گفته
اسلام را مدیون انفاق خودت کردی
مکتب به ایثارت "خدیجه"، آفرین گفته
"تهلیل" و "تکبیر"ی که بعد از مصطفی گفتی،
آیا زنی قبل از تو بر روی زمین گفته؟!
ایمان کامل بودی و سی سال بعد از تو_
تازه خدا در مُصحَف از "اِکمالِ دین" گفته
آنکه "امیرالمؤمنین" را از "علی" دزدید
به دخترش جای تو "اُمّ المؤمنین" گفته
تو مقصد ذکر سلام خالقت بودی...!
وَالله! در فضل تو بس باشد همین گفته
✍ #علی_بیرقدار
@navaye_asheghaan
#حضرت_ام_المومنین_خدیجه_س_مدح_و_وفات
گوهر محمّد است که آن را خدیجه یافت
بانوی اهل مکه چه گوهرشناس بود
اَعراب، جاهلانه به دنبال جهل خود
اما چه عالمانه پیمبرشناس بود
از فرط شوق و شور، سر از پا نمیشناخت
در جادهی وصال که جای درنگ نیست
نور پیمبری به رُخ یار دیده بود
پس خواستگار بودن این زن که ننگ نیست
مهریّه را خودش به خودش داد، للعجب!
بند تمام قاعدهها را ز هم گُسست
از یُمن ازدواج خدائیِ آن دو نور
توحید زنده شد، کمر کفر را شکست
در طالع چنین زن پاک و مطهرّه
حقّا که نور مادری کوثر است و بس
روزی اگر به همسر او مکه بَد کند
او کاشف الکروبِ دل شوهر است و بس
مبعث رسید، لحظهی موعودِ انبیا
محبوب را حبیب به بانگ حجاز خواند
کعبه گواه میدهد این را: خدیجه نیز
پشت سر علی و پیمبر نماز خواند
اسلام، طفلِ کمنفسِ نورسیده بود
این طفل، زیر بالِ خدیجه بزرگ شد
اسلام، شهر کوچکِ اهل نماز بود
کز لطفِ بذلِ مالِ خدیجه بزرگ شد
دیندار بود و هستی او وقف یار بود
او محضر رسول خدا احترام کرد
جبریل هر سفر که به نزد نبی رسید
به حضرت خدیجهی کبری سلام کرد
باید فراگرفت از او رسم و شیوهی
در راهِ پاگرفتنِ دین، خون جگرشدن
زهرا ز مادرش به خدا ارث برده است
قربان یار رفتن و با جان سپر شدن
**
آه از اجل که زود به سوی خدیجه رفت
قربان اشکِ چشمِ عزادار فاطمه
رفت و ندید آتش اهل سقیفه را
نشنید آهِ در پس ِ دیوار فاطمه
بعد از عروج مؤمنه و مؤمن قريش
این سال، سال ماتم و حُزن و غم نبیست
هر همسری خدا به پیمبر اگر دهد
یک زن در آن میانه شبیه خدیجه نیست
لطف خدیجه تا به قیامت گرهگشاست
مادربزرگ خوب ندیدیم اینچنین
اصلاً به حکم قاعدهی وجه تسمیه
زیبد فقط به قامت او "اُمّ مؤمنین"
✍ #علی_بیرقدار
@navaye_asheghaan
#حضرت_ام_المومنین_خدیجه_س
#مدح_و_وفات
گوهر محمّد است که آن را خدیجه یافت
بانوی اهل مکه چه گوهرشناس بود
اَعراب، جاهلانه به دنبال جهل خود
اما چه عالمانه پیمبرشناس بود
از فرط شوق و شور، سر از پا نمیشناخت
در جادهی وصال که جای درنگ نیست
نور پیمبری به رُخ یار دیده بود
پس خواستگار بودن این زن که ننگ نیست
مهریّه را خودش به خودش داد، للعجب!
بند تمام قاعدهها را ز هم گُسست
از یُمن ازدواج خدائیِ آن دو نور
توحید زنده شد، کمر کفر را شکست
در طالع چنین زن پاک و مطهرّه
حقّا که نور مادری کوثر است و بس
روزی اگر به همسر او مکه بَد کند
او کاشف الکروبِ دل شوهر است و بس
مبعث رسید، لحظهی موعودِ انبیا
محبوب را حبیب به بانگ حجاز خواند
کعبه گواه میدهد این را: خدیجه نیز
پشت سر علی و پیمبر نماز خواند
اسلام، طفلِ کمنفسِ نورسیده بود
این طفل، زیر بالِ خدیجه بزرگ شد
اسلام، شهر کوچکِ اهل نماز بود
کز لطفِ بذلِ مالِ خدیجه بزرگ شد
دیندار بود و هستی او وقف یار بود
او محضر رسول خدا احترام کرد
جبریل هر سفر که به نزد نبی رسید
به حضرت خدیجهی کبری سلام کرد
باید فراگرفت از او رسم و شیوهی
در راهِ پاگرفتنِ دین، خون جگرشدن
زهرا ز مادرش به خدا ارث برده است
قربان یار رفتن و با جان سپر شدن
**
آه از اجل که زود به سوی خدیجه رفت
قربان اشکِ چشمِ عزادار فاطمه
رفت و ندید آتش اهل سقیفه را
نشنید آهِ در پس ِ دیوار فاطمه
بعد از عروج مؤمنه و مؤمن قريش
این سال، سال ماتم و حُزن و غم نبیست
هر همسری خدا به پیمبر اگر دهد
یک زن در آن میانه شبیه خدیجه نیست
لطف خدیجه تا به قیامت گرهگشاست
مادربزرگ خوب ندیدیم اینچنین
اصلاً به حکم قاعدهی وجه تسمیه
زیبد فقط به قامت او "اُمّ مؤمنین"
✍ #علی_بیرقدار
#وفات_حضرت_خدیجه
.@navaye_asheghaan
#سالروز_تخریب_بقیع؛ #قبرستان_بقیع
دو بیت از یک غزل...
از جنت البقیع عنایت به ما کنند
"آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند"
**
آنان که رزق داده به عالم نگاهشان
"آیا شود که گوشهی چشمی به ما کنند؟"
✍ #علی_بیرقدار
@navaye_asheghaan
#حضرت_زینب_س_مدح
از الطافش عیار شعر وقتی میرود بالا
سزاوار است بنویسد قلم از زینب کبری
تمام عرشیان تا که رهین منّت اویند
به زیر دین او هستند قطعاً کلّ مافیها
سعادت را ببین! دخت علی و فاطمه هست او
عبادتگاه جدّش "قابَ قَوسَین" است "اَو اَدنی"
سر تعظیم میآرد فرو در محضرش جبریل
بُوَد مبهوت او آدم، بُوَد حیران او حوّا
به غیر از محضر بابای او هرگز نگفتم من:
"الا یا ایهاالساقی اَدِر کأساً و ناوِلها"
به غیر از او برای هر کسی این نام، سنگین است
خدا تنها به او داده مدال "زینت اَب" را
نمیگُنجد به فهم من که دخت فاطمه باشی
ولی ارثی نبرده باشی از آن بیکران دریا؛
و یا پروردهی دامان زهرا باشی و اصلاً
نباشی آینه دار وقار و عصمت زهرا؛
یقیناً مثل مادر بحر علم و عصمتالله است
به غیر از او شبیه فاطمه آیا شود پیدا؟!
"فهیمه" بود بیآنکه ببیند رنگ مکتب را
"عقیله" بود، عزّت بود، شوکت بود سر تا پا
به پیش صبر او تسلیم گشته حضرت ایوب
که زینب غیر زیبایی ندیده روز عاشورا
اگر بَدو ولادت بود ناآرام علت داشت
جز آغوش حسینش میشود آرام او؟ اصلا؛
ولی افسوس دلدارش هم آغوش بیابان شد
تمام هست زینب رفت از دست، اُف بر این دنیا
مگو شاعر چه ها دیده ست زینب بین آن گودال
بجای آن همه مقتل فقط بنویس واویلا...
شاعر: #علی_بیرقدار
@navaye_asheghaan
#حضرت_زهرا_س_مدح_و_ولادت
ای بوی بهشت احمد! ای سرّ اِله!
از جلوهی حُسنت آبرو دارد ماه
تابید چو نور طلعتت گفت نبی:
لـا حَــولَ وَ لـاقُـــوَّةَ اِلّـا بِــالـلـه
✍ #علی_بیرقدار
@navaye_asheghaan
.
#نیمه_شعبان
#میلادیه_حضرت_مهدی_عجل_الله_فرجه_الشریف
ز نور خویش پُر کرده ماه شعبان را
به شور و شین درآورده قلب مرغان را
رسیده است مسیحای آل پیغمبر
که جان تازه ببخشد دوباره ایمان را
همانکه آمدنش را نوید می دادند
به سر رسانده کنون انتظار ادیان را
حَسن چه دسته گل نرگسی بغل دارد!
ز اشک شوق دهد آب، باغ دامان را
زمین سامره شد "سُرَّ مَن رأى"تر، چون
گرفته است در آغوش، جان و جانان را
امام ماست همانی که بدو میلادش
فصیح گونه تلاوت نموده قرآن را
به شوکتش بنِگر! با نسیم یک نفسش
ز های و هوی نشانده خروش طوفان را
"بِیُمنِه رُزِقَ الناس"؛ می کند نازل_
خدا به یمن نگاهش به خاک، باران را
همیشه عطر عنایات اوست قابل حس
طراوتی ست که داده به ما گُل نرجس
به حُسن خُلق و نجابت پیمبرش خوانید
شجاع زاده و کرّار و حیدرش خوانید
شده ست آینه ی آیه ی"یُطَهّرکُم"
زلال و پاک و مطهّر، چو کوثرش خوانید
سخا و جود و کرَم می چکد ز انگشتش
حَسن صفات، چنان سبط اکبرش خوانید
گرفته دست مرا بارها شبیه حسین
بلندمرتبه چون جدّ اطهرش خوانید
همانکه ناجی اسلام و از تبار علی ست
روا بوَد که یدُالله دیگرش خوانید
به حکم آیه ی قرآن، "خَلیةُ الارض" است
زمین به سلطه ی مهدی ست، رهبرش خوانید
هرآنکه منکر او شد، چه سود از دینش؟!
اگر که زاهد شهر است، کافرش خوانید
در این زمانه که مولای عاشقان مهدی ست
هر آنکه نوکر او گشته، قنبرش خوانید
خدا ز راستیِ اعتقادم آگاه است
غلام درگه مهدی فراتر از شاه است
کنون که جشن سرور و ولادت مهدی ست
یقین که شامل حالم عنایت مهدی ست
الا که جلوه ی "طاووس اهل جنت" اوست
بهشت محو تماشای شوکت مهدی ست
زده است هر که نشانی اگر به سینه ی خویش
مدال سینه ی من "عبد حضرت مهدی" ست
زمانه بر سر جنگ است یاعلی مددی! *
مدد! که قلب همه تنگِ دولت مهدی ست
دقایقی که شود عدل مرتضی احیا؛
یقین کنید که صبح حکومت مهدی ست
ببین که قبله نما تکیه کرده بر قبله
قلوب تیره منوّر ز طلعت مهدی ست_
صدای حیدری اش را زمانه می شنود
سکوت کرده زمین، محو حشمت مهدی ست
به صبح جمعه ی موعود، خلق حیرانند
چرا که روز قیامش، قیامت مهدی ست
خدا کند که هماندم سوا کند ما را
میان آن همه مردم صدا کند ما را
سلام! ای به غم شیعه آشنا، برگرد
به زخم سینه ی مجروح ما دوا، برگرد
ز هُرم گریه ی عشّاق، گرم شد سرداب
به این حرارت سرداب سامرا برگرد
دعا برای ظهور تو مرد می خواهد
اگرچه مرد نبودم ولی بیا... برگرد
تو را به ندبه ی چشم انتظارهای فرج
نبین گناه منِ منتظرنما، برگرد
اگر زمان ظهور تو من نباشم چه؟!
شدم اسیر همین خوف یا رجا، برگرد
نماز روز ظهور تو آرزوی من است
کند خدا به مراد من اعتنا برگرد
صدای ناله ی مادر به گوش می آید
میان گریه تو را می زند صدا، برگرد
حسین، خون دلش مانده است روی زمین
یگانه منتقم شاه کربلا برگرد
فرج گشایش کار است و شاهراه نجات *
مدام نذر ظهور خجسته ات صلوات...
* تضمین از دیگر شاعران بزرگوار
#امام_زمان ارواحنا_فداه
#مدح #ولادت #توسل
#علی_بیرقدار
.
@navaye_asheghaan
﷽
#ولادت_امام_رضا_ع
داری
ای که دستی گرهگشا داری
در رُخَت جلوهی خدا داری
خانهای سبز و باصفا داری
در حریمت برو بیا داری
نه عجب اینهمه گدا داری؛
ارث شاهی ز مرتضی داری
شبم و از صباح میگویم
از عنایات شاه میگویم
پیش تو از فلاح میگویم
این منِ گم، ز راه میگویم
به خودم گاهگاه میگویم:
"خوش بحالت امام رضا داری" *
ای دلآرای کاظم و نجمه!
ای تمنّای کاظم و نجمه!
ای مسیحای کاظم و نجمه!
نخل طوبای کاظم و نجمه!
ماهْسیمای کاظم و نجمه!
عاشقی همچو مصطفی داری
نوری و آبروی خورشیدی
با ظهورت به خلق تابیدی
تو سزاوار مدح و تمجیدی
چه رئوفانه خیر باریدی
یأسم امّا تو بحر امّیدی
عوض خوف من، رجا داری
مَعدِنُالخَیر و مُنتَهای کَرَم!
مهربانتر ز مادر و پدرم!
سایهات مستدام روی سرم
جز در خانهی تو، غیر حرم؛
حاجت خویش را کجا ببرم؟!
"تو هوای دل مرا داری" *
گره بستم به پنجره فولاد
و قسم دادمت به جان جواد
شدم از بند حاجتم آزاد
لطف تو نسخهای مجرّب داد
خانهات تا همیشه باد آباد؛
که "برای همه دوا داری" *
وصف سیمای توست آیهی نور
حرم امن توست وادی طور
زائران تو "حَجُّهُم مَبرور"
زائران تو "سَعیُهُم مشکور"
ضامن زائران اهل قبور!
که به قول خودت وفاداری
گرچه تاریکم و سیَهرویم؛
گرچه کمتر ز بچه آهویم؛
در حریم تو در تکاپویم
از ضریح تو عشق میبویم
مثل دعبل من از تو میگویم
من شدم شاعرت، عبا داری؟!
ای که شرط قبول ایمانی!
بی تو دورم من از مسلمانی
تو نه تنها عزیز ایرانی؛
نه فقط قبله ی خراسانی؛
به دو عالم امیر و سلطانی
تو احاطه به ماسوا داری
یاکریمت شدم، اسیرم کن
گاه گندم بریز و سیرم کن
سرکِشم من، تو سربزیرم کن
روسیاهم، تو دلپذیرم کن
و مرا شیعهی غدیرم کن
"ای که اعجاز کیمیا داری" *
التفاتی به حال زارم کن
کربلای مرا فراهم کن
و مرا مُحرِمِ مُحَرّم کن
چشم من را شبیه زمزم کن
قلب من را اسیر ماتم کن
ای که بهر حسین عزاداری!
۸
روضه خواندی ز پیکری زخمی
نه فقط از تن، از سری زخمی
از نفَسهای حنجری زخمی
از لباس مُطهّری زخمی...
صاحب چشمهی تری زخمی! ۹
که به دل داغ بوریا داری
* تضمین از سرودهی آقای محمدجواد پرچمی.
اشاره به روایت: انّ یَومَ الحُسین اَقرَحَ جُفونَنا...
#علی_بیرقدار
@navaye_asheghaan
.
#غزل_مثنوی
ایام #عید_غدیر
"قُلهواللهاحد" در برِ "طاها" میرفت
نور قرآن مبین تا به کجاها میرفت
فازَ مَن کانَ مِنَ الشیعةُ حَیدَر والله؛
تا به امّت برسد خیر دو دنیا میرفت
مرتضی روی جهاز شتران نه! بی شک،
کعبه بر روی بلندی به تماشا میرفت
اینطرف احمد و حیدر روی منبر بودند
آنطرف نیز دل حضرت زهرا میرفت
هر فضیلت که نبی گفت از اوصاف علی
تیر میشد...، طرف دیدهی اعدا میرفت
و یدُالله به دستان اولوالعزم آن روز
بعد نازل شدن مائده بالا میرفت
با چه شوقی دو لب پاک پیمبر آنگاه
رفتهرفته به سوی واژهی مولا میرفت
ایهاالناس! بدانید! که والاست علی
بعد من بر همگان رهبر و مولاست علی
مرتضی حامی دین است، شجاعت دارد
جز علی کیست که اینقدر فضیلت دارد؟
غیر او در شب هجرت که گرفتارم بود؟
جان من بود، که با جان خودش یارم بود
جز علی کیست که اینگونه مسلمان باشد
شأن نازل شدن سورهی انسان باشد
پیش چشمان شما مردم خاتم در دست
مرتضی بین رکوعش دل مسکین نشکست
که ز دستان علی جود و کرم میجوشد
از کَفَش سائل لب تشنه، سخا مینوشد
فرش زیر قدمش عرش الهی ست علی
نه! خدا نیست! ولی لایتناهی ست علی
کهکشان چیست بجز رشتهی تسبیح علی؟
چیست باران خدا غیر تواشیح علی؟
طُرُقِ ارض و سما خطّ کف دست علی ست
در دلش علم خدای احد لم یزلی ست
بوده شاگرد دبستان علی جبرائیل
هست در دست علی زندگی عزرائیل
خضر از روز ازل نوکر دربست علی ست
بخداوند قسم نبض جهان دست علی ست
حاجیان! قبله علی، کعبهی سیّار، علی ست
اسدالله علی، حیدر کرّار، علی ست
چه کسی غیر علی بوده یل بدر و حنین؟
این فقط فخر علی هست که دارد حَسَنین
آل او از همه عالم _بخداوند_ سر است
بهترین عبد خدا شیعهی اثنیعشر است
مؤمنان را بخدا غیر علی نیست امیر
برترین عید شما عید غدیر است، غدیر
ساحران! سحر شما تا به ابد باطل شد
البشاره! که دگر دین خدا کامل شد
ای مؤذن پس از این با دل آگاه بگو
"اَشهد انّ علیّاً ولیُ الله" بگو...
چارده قرن گذشته ست ولیکن زیباست
باز با دست نبی دست "یدُالَّه" بالاست
"فوق ایدیهمِ دستان خدا دیدنی اَست
روز بیعت شده این دست چه بوسیدنی اَست"
نسل در نسل همه دست علی بوسیدیم
ما علیدوست نبودیم که میپوسیدیم
ای علیدوست! بدان! آخرتت آباد است
گو به دشمن که خداوند "لبِالمرصاد" است
چه غم از تشنگی عرصهی محشر دارم؟
زانکه در روز جزا ساقی کوثر دارم
تا که سرمست غدیرم دل من پرشعف است
پدرم هست علی، خانهی من هم نجف است
دور هستم من اگر، شکر! رسد نور نجف
حسرتش مانده ولی مزّهی انگور نجف!
اوج معناست در آن میکده سرمست شدن
عبد مولاشدن و بندهی پابست شدن
خوش بحالم که چنین بندهی حیدر شدهام
خوردهام شیر ولایت که معطّر شدهام
آنکه در سینهی خود کینهی حیدر دارد
ننگ این تیرِگی از دامن مادر دارد
فاطمه کرده دعا عاشق مولا شدهام
قطره بودم من اگر، وصل به دریا شدهام
از دعاهای شب فاطمه، جان میگیرم
میشوم میثم و با مدح علی میمیرم
#امیرالمؤمنین
#غدیریه
#علی_بیرقدار✍
.
@navaye_asheghaan