هدایت شده از اشعار آیینی حسینیه
#امیرالمومنین_ع_عید_غدیر
ما نور دل از مركز خورشيد گرفتيم
با مهر علي جلوهی توحيد گرفتيم
عطر علوي زين گل اميد گرفتيم
با خاطرهی عيدِ علي، عيد گرفتيم
از خُمّ غديرش همه دم سرخوش و مستيم
ماخاکنشينِ ره او بوده و هستيم
تنها نه دلم زمزمهپرداز غدير است
مرغان سحر را بهلب آواز غدير است
عيساي نبي مات ز اعجاز غدير است
موسي همهجا حيرتش از راز غدير است
در وادي موعود و در آن آينهی راز
باحكم خدا داد نبي برهمه آواز...
اين نور خدایی كه مرا مهر منير است
سرچشمهی جوشندهاي از خيرِ كثير است
محبوبترين خلق خداوند قدير است
تنها همه جا اوست كه برخلق امير است
اين است علي آينهی قدر و جلالت
كردم به همه خلق، من ابلاغ رسالت
اي مردم آگاه علي رهبر دين است
"مولا" به شما مردم اسلام همين است
برمكتب ايمان و شرف يار و معين است
مهرش همهجا بهر شما حبل متين است
هركس كه بُوَد يارِ علي، يار رسول است
با مهر علي طاعت مخلوق قبول است
اين آينه، توحيدنشان است بدانيد
گنجينهی ايمان و امان است بدانيد
افضل زهمه خلق جهان است بدانيد
او گلشن سرسبز جنان است بدانيد
هركس كه جدا شد زعلي اهل جهيم است
آگاه ازاين حرف، خداوند عليم است
اسلام جز او قافله سالار ندارد
دين غيرِ علي يار و مددكار ندارد
هركس به ولاي علی اقرار ندارد
باگلشن فردوس سر و كار ندارد
سرچشمهی عشق و شرف و نور غدير است
بیبهره زمهرش به صف حشر، فقير است
آنروز دل از زمزمه خاموش نمیشد
غم با دل پُرشوق، همآغوش نمیشد
گرخاطرهی عشق فراموش نمیشد
امروز دل خلق پرُاز جوش نمیشد
افسوس كه پيمانهی پيمان بشكستند
باغصب خلافت به خلافت بنشستند
باآنكه علي جان نبي و دم هستي است
باآنكه دلش آينهی مَحرم هستي است
با آنكه شب و روز علي در غم هستي است
مظلومترین رهبر اين عالم هستي است
گفتند اگرچه به همهخَلق امير است
آغاز غريبیِ علی، روز غدير است
بنويس«وفائي»كه علي چشمهی نور است
انوار ولايش شجر وادي طور است
او مظهر الطاف خداوند غفور است
در حشر مرا مِهر علي برگ عبور است
جز او به صف حشر، مرا همنفسی نيست
غيراز علی وآل علی دادرسی نيست
✍ #سیدهاشم_وفایی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امیرالمومنین_ع_عید_غدیر
من ماجرا را خوب یادم هست
چون کاروانِ ما جلوتر بود
پیکی رسید و گفت برگردید
دستور، دستور پیمبر بود
چرخید سرهای شترهامان
چون با محمد بود دلهامان
فرمانبری از حرف پیغمبر
با حج برای ما برابر بود
خیل عظیم حجگزاران را
گرد درختانی کهن دیدیم
کار بنای سایهبانها با
عمار و سلمان و ابوذر بود
زنگ شترها از صدا افتاد
از دشت حتی رد نمیشد باد
راوی به حرف خویش پایان داد
یعنی محمد روی منبر بود
«اَلیَوم اَکمَلتُ لَکُم دینی...»
«مَن کُنتُ مَولاهُ عَلی مَولاه...»
بانگ رسایی داشت پیغمبر
هرچند بعضی گوشها کر بود
آنها که میدیدند میخواندند
از چشم پیغمبر مرادش را
آنها که نشنیدند میدیدند
در دست او دست برادر بود
هم برکه هم دریا شهادت داد
هم طور هم سینا شهادت داد
حتی شن صحرا شهادت داد
حکم ولایت دست حیدر بود
از خندق و از بدر تا خیبر
تا لحظۀ آخر که در بستر...
از ابتدا حرف از ولایت بود
آری! ولایت حرف آخر بود
✍ #محمدحسین_ملکیان
@neamatkhoda
#نعمت_خدا
هدایت شده از دوبیتی و رباعی آیینی(حسینیه)
#امیرالمومنین_ع_مدح
#امیرالمومنین_ع_عید_غدیر
بتخانهی شرک را شکستی، ای دست
بر خندق جهل، راه بستی، ای دست
هر جا که نشان "فوق ایدیهم" بود
معنای "ید الله " تو هستی، ای دست
✍ #میثم_مومنی_نژاد
↳ @hosseinieh_net