وقتی یه پایسیز نسبت به تو قلبِ پاک و نیتِ پاک داره، همونجوری باهاش رفتار کن. چون اگه بخوای باهاش بازی کنی یا از مهربونیش سوءاستفاده کنی، یه روی دیگهش رو میبینی؛ و قول میدم اون آدمی که میبینی، اصلاً برات آشنا نخواهد بود.
چرا هر ساین بهترین اتفاقی رو که تا به حال براشون افتاده رو خراب میکنن ؟ ( تو روابط )
خب. آریس اینطوریه که همین که مشکلاتشون حل میشه یا حتی بحث و مجادلههاشون ، سریع حوصلهشون سر میره و دعوا راه میندازن فقط برای اینکه دوباره هیجان رو حس کنن. اونا همیشه دنبال هیجانن، برای همین وقتی همه چی آروم میشه، یه جنجالی راه میندازن. و همین که یکی واقعاً میخواد کنارشون بمونه، سریع فرار میکنن. چون میترسن.
و تورس. اونا حتی کینههای سه ماهِ پیش رو یادشون نمیره و تو هر دعوایی میارنشون وسط. حاضر نیستن حتی چیزای کوچیکو عوض کنن و باعث میشن پارتنرشون حس کنه ناکافیه. و راحت و آسوده میشن که دیگه تلاشی نمیکنن و بعد تعجب میکنن که چرا اون شور و هیجانِ اولیه از بین رفته.
جمنایها. اونا از احساسات خودشون میترسن، برای همین خودشونو عقب میکشن و طوری رفتار میکنن که انگار اصلاً براشون مهم نبوده. و همیشه با بقیه خوش و بش میکنن فقط برای اینکه حس کنن کسی دوستشون داره. روی ریزترین چیزا هم زیادی فکر میکنن تا جایی که خودشونو قانع کنن که این رابطه دیگه به درد نمیخوره.
کنسرها تبدیل به یه آدم دیگه میشن و خودشونو گم میکنن تا بشن چیزی که بقیه میخوان. وقتی احساس ناامنی میکنن، انقدر به طرف مقابل میچسبن که آخرش دورش میکنن. به جای اینکه بگن واقعاً چی شده، با سکوتشون آدمو تنبیه میکنن.
لئوها انقدر دنبال تأیید میگردن که هیچ مقداری براشون کافی نیست و همه اطرافیانشون رو از پا درمیارن. حتی وقتی پارتنرشون داره آشکارا سختی میکشه، بازم همه چیزو به خودشون ربط میدن و نمیتونن انتقاد رو بپذیرن، برای همین به جای گوش دادن، یا ساکت میشن یا از کوره درمیرن.
ویرگوها انقدر به هر چیزی گیر میدن تا پارتنرشون حس کنه هیچوقت به اندازه کافی خوب نیست. وقتی در واقع فقط از آسیبپذیر بودن میترسن، با انتقاد دیوار میکشن دور خودشون و روی هر کلمه و هر کاری بیش از حد فکر میکنن تا جایی که مشکلاتی رو میسازن که اصلا وجود نداشته.
لیبرا انقدر از درگیری فراریه که نارضایتیها تو دلش جمع میشه تا اینکه یهو بیخبر میزاره میره. نمیتونه راجع به رابطه تصمیم بگیره و پارتنرشو همیشه تو بلاتکلیفی نگه میداره. رابطهشون رو با مال بقیه مقایسه میکنه و همیشه حس میکنه یه چیزی کمه.
اسکورپیوها مدام آدمها رو امتحان میکنن تا ببینن بالاخره میمونن یا میرن، و آخرش هم خودشون عمداً دورشون میکنن. سر چیزای الکی حسودیشون میشه و کاری میکنن که پارتنرشون احساس گناه کنه که یه زندگی خارج از اونا داره. به محض اینکه حس میکنن آسیبپذیر شدن و خودشون رو لو دادن، کامل از نظر احساسی قفل میکنن، چون آسیبپذیری رو ضعف میدونن.
سجتریسها همین که اوضاع جدی میشه، درجا فرار میکنن چون تعهد براشون مثل یه تلهست. رکگویی بیرحمانه رو بهونه میکنن تا حرفای نیشدار بزنن، بدون اینکه به احساسات بقیه فکر کنن. همیشه چشمشون دنبال ماجراجویی بعدیه و کاری میکنن که پارتنرشون حس کنه فقط یه ایستگاه موقته تو مسیر زندگیشون.