او انسان نیست. من قلب خود را به او دادم او قلبم را گرفت اما تا سرحد مرگ فشرد و بعد دوباره به طرف من پرتش کرد.
بلندیهای بادگیر
امیلی برونته
با خود میجنگید و از خود شکست میخورد و بر جسد خود میگریست.
جنگهای او درونش بود و دیگر توانی برای جدال با جهان بیرون برایش باقی نمیگذاشت.
فردریش نیچه
يک چيز ديگر هم بودكه عذابم مى داد وآن اينكه هيچكس شبيه من نبود ومن هم شبيه كسى نبودم؛ من تنهام وآنها باهم...
داستایفوسکی
من استاد حرف زدن در سکوتم! کل زندگیام در سکوت حرف زدهام و در سکوت تراژدیهای زیادی را با خودم زندگی کردهام.
داستایوفسکی
ما تیرهروزترین آدمها هستیم! امید تنها ثروتمان ست. چهگونه میتوانیم خودمان را از آن محروم کنیم؟
حکومت نظامی
آلبر کامو
آنچه بیش از همه دردناک است این است که آنها دروغ میگویند، البته دروغ را میشود بخشید، گاهی دروغ خودش خوشایند است و سرانجام منجر به رسیدن به حقیقت میشود. اما اشکال کار در این جاست که اینها دروغ میگویند و بعد دروغشان را تحسین میکنند.
جنایت و مکافات
فئودور داستایفسکی
ناگهان سئوال مارمالادوف به ذهنش آمد: "میفهمی آقا، میفهمی، گاهی هیچ جایی نداری بروی، لازم است هرکس جایی را داشته باشد که به آن روی بیاورد..."
جنایت و مکافات
فئودور داستایفسکی
از زندگی تقریباً آنقدر گیرم آمده بود که بتوانم صورتحساب مرگ را جیرینگی بدهم... مستمری «زیبایی شناختی» داشتم من. تکهها نصیبم شده بود و چه تکههای ماهی... باید اعتراف کنم، تکههای محشر. از ابدیت بینصیب نمانده بودم.
مرگ قسطی
لویی فردینان سلین
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر تمام شب را برای از دست دادن خورشید اشک بریزی، لذت دیدن ستاره ها را هم از دست میدهی.
شکسپیر