eitaa logo
اینجا کسی‌ منتظر نیست ؛
80 دنبال‌کننده
28 عکس
7 ویدیو
0 فایل
اینجا کسی منتظر نیست ، فقط واژه‌ها مانده‌اند، که آرام از کنار هم رد می‌شوند، بی‌آنکه جایی برسند. تقدیمی‌ها : https://eitaa.com/Taghdimiix
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دوست داشتم معلم املای تو بودم ، دوستت دارم را املا بگویم و هی بپرسم ؛ تا کجا گفتم؟ تو بگویی ″ دوستت دارم ″. -فروغ‌فرخزاد
اگر هشتاد ساله هم بشوم، باز مثل جوانها دوستت دارم. اگر هزار سال دیگر هم به دنیا بیایم، باز دوستت دارم. اگر باد هم خاکم را ببرد و هیچ بشوم باز هم دوستت دارم. -فروغ فرخزاد، نامه به ابراهیم گلستان ۱۳ ژوئن ۱۹۶۶
تلاش کن اندوهت را دوست بداری، شاید برود. به رسم تمام چیزهایی که دوست داشتی و رفتند.
مرگ من روزی فرا خواهد رسید؛ در بهاری روشن از امواج نور، در زمستانی غبارآلود و دور، یا خزانی خالی از فریاد و شور. ‌مرگ من روزی فرا خواهد رسید؛ روزی از این تلخ و شیرین روزها، روزی پوچی همچو روزانِ دگر، سایه‌ای از امروزها و دیروزها. ‌دیدگانم همچو دالان‌های تار، گونه‌هایم همچو مرمرهای سرد؛ ناگهان، خوابی مرا خواهد ربود. ‌من تهی خواهم شد از فریادِ درد، دست‌هایم فارغ از افسونِ شعر؛ یاد می‌آرم که در دستان من، آرام روی دفترم می‌خزیدند؛ روزگاری، خونِ شعر شعله می‌زد. -فروغ‌فرخزاد
روزمرگی یا روزمُردگی ؟
چی‌میشد تو خونه‌ی کوچیکِ‌من، غنچه‌های گل غم وا نمیشد.
به چه می اندیشی؟ به خزایی که گذشت؟ به بهاری که نبود؟ به امیدی که کنون رفته به باد؟ یا به عهدی که دگررفت ز یاد؟ به چه می اندیشی؟ به دو چشمی که تورا هیچ ندید؟ به دودستی که تورا هیچ نخواست؟ یا به قلبی که برایت سخن از عشق نگفت؟ به چه می اندیشی؟ "به بهاری دیگر به امیدی دیگر."
اگر او، برای تو ساخته شده، من برای تو ویران شده‌ام.