در سایهای خود را رها کردم ،در سایه بیاعتبار عشق ،در سایه فرار خوشبختی ،در سایه ناپایداری ها .
_فروغ فرخزاد
آه از این دل ، آه از این جام امید
عاقبت بشکست ، و کس رازش نخواند
چنگ شد در دستِ هر بیگانه ای
ای دریغا ، کس به آوازش نخواند .
_فروغ فرخزاد
اکنون به نظر می رسد صبور تر شده ام
اما چراغی در وجودم خاموش شده است که دوست داشتم تا ابد روشن بماند.
_سمفونی مردگان
تنهایی یک انتخاب نیست؛
تنهایی، تبیبهِ کسانی است که زیاد میفهمند.
-آلبر کامو