eitaa logo
نوحه سرایان سنتی مشهد مقدس
12.8هزار دنبال‌کننده
352 عکس
29 ویدیو
1 فایل
ارائه دهنده: نوحه_ذکر_دم بازاری_پاره دم_اشعار_سرود مدیریت: رئوف (مشهدالرضا «ع») ۰٩٣٨٣۰٧۰۰٣٢ ارتباط با ادمین @A_Rauof
مشاهده در ایتا
دانلود
دوبیتی جشن است ولی سیاه می بینم باز پشــــتِ ســرِ هم گنـاه می بینم باز این عصــرِ نبودنِ امـامِ عصـر است یا این که من اشتباه می بینم باز؟ ▪️ آغوش گشــوده ام غـزل هـایِ تــو را با شعر چگونه پُـر کنم جـایِ تــو را؟ هر جمعه نگاهِ خسته ام منتظر است مهدیــه ی چشــم هایِ زیبــایِ تــو را ▪️ آغوش گشــودنِ تو را جشن گرفت شهری که نبودنِ تو را جشن گرفت فهمیــد هنــوز شعــرهـا مُنـزوی اند شاعر نَسُــرودنِ تو را جشن گرفت ▪️ چون شمع تمامِ شــهر را سوسو زد یا مهدی گفت و دســت بر زانـو زد معنــایِ ظهـور را کســی درک نکرد جز رُفتگری که جشــن را جـارو زد ▪️ وقتی همه همهمـه ها شد خاموش خورشید گرفت مــاه را در آغــوش انگــار تــو بــودی که تعـارف کـردی لبخند به اشکِ کودکِ دست فروش ▪️ بـــارانــی و دلتــنگـیِ نـم نـم داری شعبانـی و در سینــه مُحــرّم داری ما لشکــرِ صاحب الزّمــان داریم و تو سیصد و سیزده نفــر کـم داری ▪️ تقصیرِ تو نیست ما بدیــم آقاجان هی زخم به قلبتان زدیــم آقاجان ما قــرنِ شکستـنِ " وفایِ عهدیم " ما نسلِ هزار و سیصدیــم آقاجان ▪️ هِجران نکشیـده مُبتلا تر شده ایم بی هیچ بهــانه بی بهــاتر شده ایم یک سالِ دگر گذشت از عمرِ ظهور از مردمِ کوفه بی وفـاتَر شده ایم ▪️ افسوس به این نبــود عادت کردیم بــر شیطنــتِ یهـــــود عادت کردیم گــفتنــد: نبــوده و نخـــواهد آمــد گفتیم به چشم... زود عادت کردیم ▪️ سخت است شریکِ آهِ مهدی بودن یا گَــرد و غُبــــارِ راهِ مهــدی بودن ســردارِ ســپاهِ سیـم و زرها نشدن شــمشـــیرزنِ ســپاهِ مهــدی بودن ▪️ لبخنـدِ تو شـعر است شِکُفتــن دارد یک دشـت گُـلِ سُرخ به دامــن دارد یک روز جهان سپید خواهد پوشید شمشـیرِ تو رنـگِ صُــلح بر تـن دارد ▪️ ای کاش نَمیریـم و شهیــدت باشیم با مُردنِ خویش هم مفیـدت باشیم ای کـاش اگــر نامــه ای آورد نسیـم چون شیخِ مفید رو سپیدت باشیم @nohe_sonnati
نمک یا شیر؟ امشب بر کدام اصرار خواهد کرد چه شیری روزه اش را با نمک افطار خواهد کرد نمی دانم چرا در پاسُــــخِ دلشــــوره هایِ شَـــهر فقط " فُزت و ربِّ الکعبه " را تکــرار خواهد کرد نگــــاهِ آخــرش را " امِّ کُلثوم " اشــــک می ریزد وداعِ آخــــرش را با در و دیــــوار خواهــــد کرد به مسجد می رود مِسمــــار می گیرد عبایش را ولی امشب علی خون بر دلِ مِسمار خواهد کرد مبادا که قضــــا گــــردد نمــــازِ " ابـنِ مُلجم ها " علی از خوابِ غفلت مرگ را بیــــدار خواهد کرد بزن شمشیــــر شیــــرِ خسته از زخـــمِ زبان ها را مگر این سمّ اثر در حیــــدرِ کــــرّار خواهد کرد؟ بزن شمشیــــر انگار آسمان هم چشم بر راه است که امشب ماه با خورشیدِ خود دیدار خواهد کرد امیری را شبانــــه اشــــک ها بر دوش می بُردند شبِ تشییع هم عاشق، نَظر بر یــــار خواهد کرد شنیدم پیرمــــردِ کــــورِ در ویرانه ای می گفت: زمانه کوفه ی بعد از علی را خــــوار خواهد کرد @nohe_sonnati