eitaa logo
نوحه سرایان سنتی مشهد مقدس
12.7هزار دنبال‌کننده
352 عکس
29 ویدیو
1 فایل
ارائه دهنده: نوحه_ذکر_دم بازاری_پاره دم_اشعار_سرود مدیریت: رئوف (مشهدالرضا «ع») ۰٩٣٨٣۰٧۰۰٣٢ ارتباط با ادمین @A_Rauof
مشاهده در ایتا
دانلود
ما از دعای خیر به هیئت رسیده‌ایم از دولتِ حسین به عزت رسیده‌ایم هیئت تمام زندگیِ ما غریب‌هاست با پرچم حسین به قدرت رسیده‌ایم این پای منبر است همان قبة‌الحسین این جا هزار بار به حاجت رسیده‌ایم زهرای مرضیه است دعاگوی مستمع وقتی که ما به اوج مصیبت رسیده‌ایم در حسرتِ تباکیِ با ما، ملائکند پیداست ما به بام سعادت رسیده‌ایم چون عمرمان گذشت بمانیم گریه‌کن مثلِ حبیب اگر به شهادت رسیده‌ایم تا روز حشر دیده اگر با حسین ماند پس بی‌حساب تا به قیامت رسیده‌ایم هر روز با حسین دوباره تولّدیست بارید اشک و ما به طهارت رسیده‌ایم با یک سلام، پاک شود هر گناهکار ما خود به این مقام و فضیلت رسیده‌ایم با این حیاتِ طیبه عمریست دل‌خوشیم یعنی به اوج شادی و بهجت رسیده‌ایم با چه زبان ز گریه بگوییم با شما با گریه بر حسین به جنّت رسیده‌ایم بس چشمان به اشک عزا شست و شو شده در فتنه‌ها به درکِ بصیرت رسیده‌ایم لازم نبود خُدعه‌گران موعظه کنند عمریست ما به حکم ولایت رسیده‌ایم وقتی برای قافله‌اش گریه می‌کنیم انگار که به یاریِ عترت رسیده‌ایم @nohe_sonnati
چقدر نام تو زیباست اباعبدالله ذکر جانبخش لب ماست اباعبدالله غم تو محرم دل ها شد و در سینه ی ما خیمه ی عشق تو بر پاست اباعبدالله تو قتیل العبراتی تو اسیر الکربات عالم از شور تو غوغاست اباعبدالله دارد اکسیر شفا تربت پاکت یعنی دم جان بخش مسیحاست اباعبدالله نسبت اوج مقامات شما با دگران مَثَل قطره و دریاست اباعبدالله ای که خود محور آزادگی و ایثاری حَرَمَت قبله ی دل هاست اباعبدالله عاشق دل شده بعد از سفر کرب و بلا خودش این جا دلش آنجاست اباعبدالله به خدا زیر گلوی گل شش ماهه ی تو طرحی از عالم بالاست اباعبدالله تا علمدار تو از پیچ و خم خیمه گذشت کمر عشق نشد راست اباعبدالله دست ساقی که قلم شد همه باور کردند آب مهریه ی زهراست اباعبدالله در لغت نامه ی خون معنی اربا اربا سرگذشت گل لیلاست اباعبدالله شرح پرپر شدن زیر سم اسب چرا در سفرنامه ی گل هاست اباعبدالله؟ @nohe_sonnati
کربلا گفتم دلم لرزید گفتم یا حسین اشک روی گونه ام غلتید، گفتم یاحسین باد سرگرم نوازش بود با گلبرگ‌ها باغبان هر شاخه گل را چید، گفتم یا حسین ابرهای آسمان گلرنگ شد وقت غروب رفت در دریای خون خورشید، گفتم یا حسین رد شدم از صحن سقاخانه ی شهر بهشت هر کبوتر آب می‌نوشید، گفتم یا حسین داشتم در دست خود تسبیح سرخی از عقیق دانه هایش هر طرف پاشید، گفتم یا حسین نام ثارالله را بردند هفتاد و دو بار خاطرات جبهه شد تجدید، گفتم یا حسین حاجیان روز دهم گفتند در کوی منا عید قربان است ما را عید، گفتم یا حسین در طواف کعبه ی شش گوشه، از من بیدلی معنی لبیک را پرسید، گفتم یا حسین قاری قرآن تلاوت کرد از اصحاب کهف برگِ قرآن را که می بوسید، گفتم یا حسین چشم در چشم برادر، دست در دست پدر دختری معصوم می‌خندید، گفتم یا حسین شیرخواری نازنین با (لای لای) مادرش در دل گهواره می خوابید، گفتم یا حسین از شقایق رسم عشق و عاشقی آموختم هر کسی داغ برادر دید، گفتم یا حسین @nohe_sonnati
در سفره ی ما برکتی از نان حسین است درد غم ما بسته به درمان حسین است دانی که چرا بر دل ما ماتم عظماست چند روز دگر فاطمه گریان حسین است @nohe_sonnati
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین نان گرمِ روضه را از شور می گیریم ما از تنور سرد دوزخ، نور می گیریم ما سر درِ هر بیت پرچم می زنیم از اشک خویش آخرِ شیرین زبانی شور می گیریم ما از «شب اول»، چو مسلم، کوچه گردِ کوفه ایم تو بگو آیینه پیش کور می گیریم ما فصلِ ماهیگیری ار رودِ گل آلودِ وفاست پیش پای چشم مردم، تور می گیریم ما در «شب دوم» صدای کاروان را بشنوید! حالِ موسی را خبر از طور می گیریم ما شد «شب سوم» بساط گریه هامان جور شد... پس سراغِ سیلی ناجور می گیریم ما شاعریم و تورمان کرده است خاتون حسین! روضه ی فاش از رخِ مستور می گیریم ما یک «شب سوم» برای درک این روضه، کم است جسم زهرا را مثال از حور می گیریم ما شاعریم و با رقیه ، اهل مضمون می شویم پیش نور چهره اش منشور می گیریم ما در «شبِ چارم» فقط: «دایی حسن»... «دایی حسین» هردو خواهر زاده را منظور می گیریم ما در حنابندانِ قاسم، از حسن جانِ حسین حاجتِ خود، چشمِ دشمن، کور...! می گیریم ما ما عوامیم و شبِ قاسم، اگر کِل می کشیم روضه ای گمگشته را مشهور می گیریم ما تا شب هشتم اگر عمرِ خماری راه داد شیشه شیشه در بغل، انگور می گیریم ما ای به قربانِ شبِ هشتم، در آغوش عبا، آنچه باقی مانده از ساطور می گیریم ما دست تاسوعا، به ذوق تشنگی پا می دهد از لب مافوق خود، دستور می گیریم ما ردّ دست ماه، روی چوب پرچم مانده است مرز و بوم روضه را هاشور می گیریم ما شد شبِ آخر! مناجات از عسل شیرین تر است خیمه ها را کندوی زنبور می گیریم ما صبح عاشوراست! دسته دسته مطرب می شویم طبل و نی... سنج و دقل... شیپور می گیریم ما صبح عاشورا... چه نزدیک است راه خیمه ها! راه گودال است آنکه دور می گیریم ما! صبح عاشورا... علی اصغر کفن پوشیده است! از دل گهواره راه گور می گیریم ما @nohe_sonnati
عاشقان زنده بمانید خبر می آید موسم ناله کشیدن زِ جگر می آید دوستدارانِ مُحرم همه آماده شَوید که مَهِ ماتم و غم بار دگر می آید حضرت فاطمه در کرب و بلا منتظر است شَه دین به نیّت دادن سَر می آید @nohe_sonnati
عاشق‌تر از خون تو در رگ‌های عالم نیست خون خدایی! انتظاری غیر از این هم نیست این شور حین سوگواری چیست در جان‌ها؟! الحق که روح این عزاداری فقط غم نیست اشک از سر هر شانه با زنجیر می‌ریزد این گریه‌ها آیا برای ماتم‌ات کم نیست؟ دریا هم از اشکش بسازد عابدی تا صبح تاثیر آن اندازه‌ی اشک محرم نیست گشتم تمام شهر را و کوچه‌هایش را جایی برایم امن‌تر از زیر پرچم نیست @nohe_sonnati
سلام می‌دهم از دور بر تو و حرمت سلام من به بلندای بیرق و علمت سروده‌اند فراوان برای تو اما هنوز نقش کتیبه‌ست شعر محتشمت اگر که سر به هوا هستم و پریشانم زمین زدم دل خود را به احترام غمت گدایی در این خانه سربلندم کرد مرا جدا نکن از خیمه‌های محترمت چگونه نام تو را هر نفس صدا نکنم؟ که شاملم شده یک عمر دائماً کرمت زمان مرگ به راهت دخیل می‌بندم بیا که سر بگذارم به محضر قدمت @nohe_sonnati
آبروی ماست گریه آبروداریم ما با لباس مشکی‌ات عمریست خو داریم ما با طهارت‌بودن از ارکان مجنون‌بودنست حرف لیلا می‌شود هرجا وضو داریم ما چشم ما بی‌اشک بی‌خیراست بی‌خیرش نکن که فقط از دار دنیا دو سبو داریم ما حرف ما در روضه‌ها با اشک گفته می‌شود در میان گریه با هم گفتگو داریم ما دامن‌آلوده شدیم اما تو پاکش می‌کنی روسیاه از غفلتیم اما رفو داریم ما حضرت عباس حامی عزاداران توست چه هراس از طعنه‌ها وقتی عمو داریم ما هرکسی دل را به‌دستت داد از مردم برید تا که دریا هست کی سودای جو داریم ما؟ خوب و بد ما به حسینیه پناه آورده‌ایم خوب و بد از پرچم تو رنگ و بو داریم ما آرزوی کربلا بر پیرها که عیب نیست کربلایی نیستیم و آرزو داریم ما شهر با یک یاحسین ما معطر می‌شود هرکجا نام تو باشد های و هو داریم ما لحظه‌های آب‌خوردن هم به فکر روضه‌ایم بغض خشکیِ لب و بغض گلو داریم ما در غمت آیات قرآن روضه‌خوانی می‌کند آب دریا و بیابان روضه‌خوانی می‌کند @nohe_sonnati