eitaa logo
نوحه سرایان سنتی مشهد مقدس
12.7هزار دنبال‌کننده
352 عکس
29 ویدیو
1 فایل
ارائه دهنده: نوحه_ذکر_دم بازاری_پاره دم_اشعار_سرود مدیریت: رئوف (مشهدالرضا «ع») ۰٩٣٨٣۰٧۰۰٣٢ ارتباط با ادمین @A_Rauof
مشاهده در ایتا
دانلود
قدم اگر خمید، فدای سر حسین جانم به لب رسید، فدای سر حسین ام البنین سابق این شهر عاقبت شد مادر شهید، فدای سر حسین یک چند وقتی است در این شهر هیچ کس لبخند من ندید، فدای سر حسین هر جمله ی بشیر مرا پیر کرده است مویم شده سفید، فدای سر حسین گلچین چهار تا گل گلخانه ی مرا چه وحشیانه چید، فدای سر حسین هر شب به یاد عمر کم ناز دانه ها اشکم به رخ چکید، فدای سر حسین هر شب به یاد تشنگی کودک رباب خواب از سرم پرید، فدای سر حسین عباس پاسبان حرم شد به جای من دستش اگر برید، فدای سر حسین گویند جا شده به مزار محقری آن قامت رشید، فدای سر حسین @nohe_sonnati
ام البنین بعد از حسین ام الادب شد شاگرد درسش، کربلا امّ وهب شد در تربیت بر مادران هم مادری کرد شیر آفرینی که چنین فخر عرب شد خود را کنیز خانه می دانست امّا از لطف اهل خانه او زهرا نسب شد حتی ادب پیش ادب هایش ادب کرد حتی وفا هم از وفایش در عجب شد ام القمر یعنی که نوری در سیاهی یعنی که فرزندش چراغ راه شب شد در آن هیاهو حق مادر را ادا کرد نگذاشت روی خاک سر، زهرا سبب شد @nohe_sonnati
خسته از یک فراق سنگینم ای مدینه دوباره غمگینم غصه ای بی حساب دارم من پرسشی بی جواب دارم من پسر شیرم که میر لشکر بود آیه ای از وجود حیدر بود او که آب آور خیامش بود آسمان محو احترامش بود او که نامش شراره می افروخت دشمن از تیغ و بازویش می سوخت چه شد از روی مرکبش افتاد دور از چشم زینبش افتاد چه کسی دست از تنش انداخت چه کسی تیر کین سویش انداخت چه کسی لطمه بر وجودش زد چه کسی از قفا عمودش زد او که همواره درد دین می خورد از چه با صورتش زمین می خورد باورم نیست بی قمر شدنم باورم نیست بی پسر شدنم @nohe_sonnati
من عزادارِ شهِ تشنه لبم کوهی از صبر و وقار و ادبم من کنیزِ پسر فاطمه ام مادرِ شیرِ نرِ علقمه ام مادر جعفر و عبداللهم جان نثارِ درِ ثارااللهم مادرِ چار غیورِ عربم زین سبب اُمِ بنین شد لقبم مادر باغِ گلِ یاسم من مادرِ حضرتِ عباسم من پسرم بود علمدارِ حسین ساقی و میر و سپهدارِ حسین پسرم یک تنه یک لشکر بود قوَتِ بازوی او حیدر بود پسرم فانیِ فی اللهِ حسین اولین جان به کفِ راهِ حسین سیدی! ذکرِ لبش هر شب بود پاسبانِ حرمِ زینب بود پاسبانِ حرمی پژمرده حرمی سوخته، آتش خورده پسرم در ادبش معنا شد تشنه لب بود ولی سقا شد تا که او راهیِ دریا می شد در حرم مرثیه برپا می شد ناله ی اهل حرم واویلا دستِ عباس قلم، واویلا رفت تا آب بیارد اما دست ها از بدنش گشت جدا تیری آمد به دل مشک نشست تیر دیگر دلِ زینب بشکست مشک افتاد و ز دل آه کشید ز دلش ناله ی جانکاه کشید گفت ای تیر به چشمم خوردی در حرم آبرویم را بردی وعده ی آب به اصغر دادم حال با مشک زمین افتادم گفت طفلان همه در تاب و تبند همه ی اهلِ حرم تشنه لبند عاقبت گل پسرم را کشتند نورِ چشمان ترم را کشتند حال، من مانده ام و تنهایم تا قیامت خجل از زهرایم نه پسر دارم و نه فرزندی به لبم نیست دگر لبخندی @nohe_sonnati
بنویسید به دیوان اباعبدالله که منم واله و حیران اباعبدالله بنویسید که من وقف حسین و حسنم هستی ام هدیه به چشمان اباعبدالله بنویسید کنار لقب ام بنین یکی از جمله کنیزان اباعبدالله چارتا شیرپسر بهر علی آوردم همگی گوش به فرمان اباعبدالله به پسرها همه گفتم که منم خادمه اش و شمایید غلامان اباعبدالله شیرِ من بهر شما باد حلال با این شرط همه جا جان شما...جان اباعبدالله پسر آورده ام اصلا که کنم قربانی پسرانم همه قربان اباعبدالله @nohe_sonnati
دوبیتی آسیمه سَر اتفاق خواهد افتاد با چشمِ تر، اتفاق خواهد افتاد ای مادر ماه! منتظر باش... امروز شقُّ القمر اتفاق خواهد افتاد ▪️ ای صبر! چقدر داغداری در خود ای کوه! چقدر بی قراری در خود تو مادرِ نخل های بی سَر بودی عمریست بساطِ روضه، داری در خود ▪️ ای مرد! منم مادرِ آن چار پسر از جسمِ نحیفِ من، نمانده ست اثر عباس، فداییِ حسین است که هیچ! ای مرد! بگو که از حسینم چه خبر؟! @nohe_sonnati
دوبیتی اگر چه جز غم دلبر ندارد اگر چه جز دو چشم تر ندارد به زیر لب نوایش این چنین است حسین بن علی مادر ندارد @nohe_sonnati
قسم به گريه ی صاحبْ عزای أمّ بنين من آفريده شدم با دعای أمّ بنين قسم به كعبه كه از كعبه حُرمتم بيش است چنان كه سوختم از ماجرای أمّ بنين شبيه مشک اباالفضل، مي چكد اشكم به پای غربت بی انتهای أمّ بنين اگرچه دست ندارد به تن، ز راه كرم گرفته دست مرا مرتضای أمّ بنين به ياد چادر زهراست بالشان خاكی كبوتران حريم هوای أمّ بنين شفا شبيه گدايی كه سخت محتاج است نشسته بر درِ دارالشفای أمّ بنين ادب به رسم ادب آمده ز سمت فُرات و سر گذاشته بر خاک پای أم بنين نخورده آب زماني كه روضه ميخوانده گرفته بوده يقيناً صدای أمّ بنين برای دفعه ی سوّم شكسته زينب را نوا و ناله و واويلتای أمّ بنين سه سال سوخت به ياد سه ساله و پدرش فدای آن همه مهر و وفای أمّ بنين حسين دست اباالفضل را كه می آورد رباب سينه زد آن دم به جای أمّ بنين خميده بود زمانی كه عزم رفتن داشت شبيه فاطمه قد رسای أمّ بنين مكان گريه برای حسين اگر حرم است مگو بقيع بگو كربلای أمّ بنين به جان دست قلم، در جزا نمی سوزد دلی كه سوخته در نينوای أمّ بنين پس از ظهور اگر آمدم مدينه ! رفيق قرارمان دمِ ايوان طلای أمّ بنين @nohe_sonnati
ای مزارت قبله ی افلاكيان ام البنين می وزد از تربتت بوی جنان ام البنين ای خوشا آن كس كه باشد يک شبی از لطف دوست در شبستان بقيعت ميهمان ام البنين تربت پاک تو و گل های پيغمبر بُوَد از برای شيعيان دارالامان ام البنين كعبه ی دل ها بقيع است و مرا باشد اميد رخ نهم بر تربت آن آستان ام البنبن همچنان شمع سحر سوزد بر احوال شما هركه بُگذارد قدم در آن مكان ام البنين در كنار تربت آلاله های فاطمه خوش بُوَد سوز دل و اشک روان ام البنين جان فدای آن گل ياست كه شد پرپر زِ كين تشنه لب بين دو دريای روان ام البنين جان زهرا و حسين و لاله های پرپرت كن مرا ياری به روز امتحان ام البنين @nohe_sonnati
دوبیتی دیده ها باشد سوی احسانِ تو ام البنین دستِ امّید است بر دامانِ تو ام البنین ای که بنمودی به پا بزم شهیدان در بقیع جان فدای دیده ی گریانِ تو ام البنین ▪️ ام البنین در کربلا گر بی بنین شد آگه شد از آن، در مدینه دلغمین شد تصویر کرد اندر بقیع او قبرهاشان گریان بر آن ها با نوای آتشین شد ▪️ از جهان رفته است یار مرتضی ام البنین مادر ساقی دشت نینوا ام البنین چار فرزندش عطا فرمود ذات کردگار بی بنین گردید اندر کربلا ام البنین @nohe_sonnati
مثل ابری عقده ها وا می کند با خروش ناله غوغا می کند با خیال چار فرزند رشید مادرانه دیده دریا می کند این زن غمدیده در خاک بقیع روضه ای مردانه برپا می کند یا علی می گوید و می نالد او یاد فرزندان مولا می کند بیشتر از داغ فرزندان خود گریه بر اولاد زهرا می کند گوئیا اُم البنین در کربلا حال زینب را تماشا می کند با تجسم می رود در قتلگاه پیکری گمگشته پیدا می کند مادرِ عباس با سوز تمام بر حسینش نوحه نجوا می کند با خبر شد از لب خشک حسین ناله بر دستان سقّا می کند می شود مجنون در وقت اذان یاد اکبر، یاد لیلا می کند با ربابه هم نفس می گردد و می زند بر سینه لا... لا.. می کند @nohe_sonnati
زنی مانند او باید هم عباس آفرین باشد کنیز خانه مولا امیرالمومنین باشد خودش بوده کنیز زینب و عباس هم نوکر اگر مادر چنان باشد پسر هم اینچنین باشد فقط محض کنیزی آمده در خانه حیدر نمیخواهد که زهرای علی را جانشین باشد چگونه گریه باید کرد در این مجلس روضه اگر که روضه خوان ما خود ام البنین باشد شنیدم که شکسته فرق او باور نکردم من مگر اینکه اباالفضل علی قطع الیمین باشد شنیدم بوسه بر دستش زده شرمنده ام کرده همانی که خودش دست خدا در آستین باشد حسین آمد کنار علقمه بالین عباسم ولی گریان، که میداند وداع آخرین باشد همیشه ایستاده با ادب در محضر ارباب خجالت میکشد افتاده بر روی زمین باشد نمیرد هرگز آنکس که دل او زنده از عشق است بلی ام البنین تا حشر هم ام البنین باشد @nohe_sonnati