ناله در ناله صحن چمن شد
مادر لاله ها در کفن شد
شد شب اوّل درد و غربت
آه و واویلتا وا مصیبت
با چه حالی علی ناله دارد
ناله بر یار نُه ساله دارد
پِلک او پر شد از اشک حسرت
آه و واویلتا وا مصیبت
لب به یا فاطمه می گشاید
یاد بازوی او می نماید
ساقیِّ کوثر آل عصمت
آه و واویلتا وا مصیبت
کودکان بَغض مخفی شکستند
پیش پهلو شکسته نشستند
از جدایی حدیث شکایت
آه و واویلتا وا مصیبت
جامه ی غم تن غنچه ها شد
دست گل گَردن غنچه ها شد
مادری ناله زد شد قیامت
آه و واویلتا وا مصیبت
#محسن_غلامحسینی
#حضرت_زهرا_س
@nohe_sonnati
غرق خون چشمه ی کوثری شد
مادر لاله ها بستری شد
سایه اش می رود از سرم وای
مادرم مادرم مادرم وای
نیمه شب ها به درد و سکوتش
ذکر عَجِّل وفاتی قنوتش
پیش چشمان زار ترم وای
مادرم مادرم مادرم وای
قَدِّ طوبای طاها شکسته
شد نمازش خمیده نشسته
قد کمانی نشد باورم وای
مادرم مادرم مادرم وای
ناله ها می زند کنج خانه
از اثرهای آن تازیانه
یاس زخمیِّ در بسترم وای
مادرم مادرم مادرم وای
داغ و حسرت به قلبم نشانده
از تن گل که چیزی نمانده
ساقه ی زخمی پرپرم وای
مادرم مادرم مادرم وای
#محسن_غلامحسینی
#حضرت_زهرا_س
@nohe_sonnati
شعله تا آسمان سر کشیده
شعله بر جسم مادر کشیده
می رسد ناله های پریشان
فاطمه فاطمه فاطمه جان
گل پَسِ در فغان بی عدد زد
بس که گلچین بر آن در لگد زد
کشته شد غنچه ی گل به دامان
فاطمه فاطمه فاطمه جان
مادر افتاده بود و نوا کرد
ناگهان فضّه اش را صدا کرد
زخم پهلوی او شد گل افشان
فاطمه فاطمه فاطمه جان
دُرّ دردانه اش را شکستند
پهلو و شانه اش را شکستند
در بغل محسنش گشته قربان
فاطمه فاطمه فاطمه جان
#محسن_غلامحسینی
#حضرت_زهرا_س
@nohe_sonnati
ای بهار خزانی یا زهرا
یار قامت کمانی یا زهرا
از غم رفتنت بی شکیبم
من غریبم غریبم غریبم
بر شب غصّه هایم تو ماهی
بر تسلّای من کن نگاهی
من چه سازم به دردم طبیبم
من غریبم غریبم غریبم
از برم می رَوی حال خسته
بازو و دست تو شد شکسته
شد جوان مرگی تو نصیبم
من غریبم غریبم غریبم
می رَوی و قراری ندارم
بعد تو من که یاری ندارم
ای طرفدار خوب و نجیبم
من غریبم غریبم غریبم
#محسن_غلامحسینی
#حضرت_زهرا_س
@nohe_sonnati
مثل ابری عقده ها وا می کند
با خروش ناله غوغا می کند
با خیال چار فرزند رشید
مادرانه دیده دریا می کند
این زن غمدیده در خاک بقیع
روضه ای مردانه برپا می کند
یا علی می گوید و می نالد او
یاد فرزندان مولا می کند
بیشتر از داغ فرزندان خود
گریه بر اولاد زهرا می کند
گوئیا اُم البنین در کربلا
حال زینب را تماشا می کند
با تجسم می رود در قتلگاه
پیکری گمگشته پیدا می کند
مادرِ عباس با سوز تمام
بر حسینش نوحه نجوا می کند
با خبر شد از لب خشک حسین
ناله بر دستان سقّا می کند
می شود مجنون در وقت اذان
یاد اکبر، یاد لیلا می کند
با ربابه هم نفس می گردد و
می زند بر سینه لا... لا.. می کند
#محسن_غلامحسینی
#حضرت_ام_البنین_س
@nohe_sonnati
شد شکوفنده گل روی ابا عبدالله
عطر فردوس برین بوی ابا عبدلله
عرش و فرش و مه و خورشید و ستاره با هم
سر به سجده به سر کوی ابا عبدالله
مادرش فاطمه با بوسه شیرین هردم
میزند شانه به گیسوی ابا عبدلله
تا نظر کرده به رخساره او پیغمبر
شده محو رُخ دل جوی ابا عبدلله
دست حق دست کشد بر سر دستان حسین
که شود حیدری بازوی ابا عبدلله
پاسداران حریم حرم زینب او
استوارند به نیروی ابا عبدالله
در نهایت برسد بر در منزلگه عشق
عاشق صادق ره پوی ابا عبدلله
سوره فجرِ خدا زمزمه ی جبریل است
حق تعالی است ثنا گوی ابا عبدالله
کربلا نام دگر دارد اگر میدانی
باشد آوازه مینوی ابا عبدالله
شب میلاد دلم پر کشد از خانه خویش
پر خود وا بکند سوی ابا عبدالله
#محسن_غلامحسینی
#ولادت_امام_حسین_ع
@nohe_sonnati