eitaa logo
نوحه سرایان سنتی مشهد مقدس
11.5هزار دنبال‌کننده
346 عکس
11 ویدیو
1.2هزار فایل
ارائه دهنده: نوحه_ذکر_دم بازاری_پاره دم_اشعار_سرود مدیریت: رئوف (مشهدالرضا «ع») ۰٩٣٨٣۰٧۰۰٣٢ ارتباط با ادمین @A_Rauof
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب به روی مأذنه نقاره می زنم چشمه شدم برای تو فوّاره می زنم تا صبح، مِی به عشق تو همواره می زنم طرحی برای این دل آواره می زنم از سمت نور، رایحه ی یار آمده غوغای عاشقی ست به میدان رزم عشق به به از این صلابت و این عزم و جزم عشق گشتم نگرد نیست نظامی به نظم عشق برخیز و بی درنگ بیا سمت بزم عشق دل دل نکن که حضرت دلدار آمده مستی زِ حد فراتر و باقیست باده ها پُر از صدای شُرب شراب است جاده ها گیرند دست رهگذران را فتاده ها ای تکسوار جاده! نظر بر پیاده ها… آن کس که خورده بر در و دیوار آمده امشب شب توسل بر آستان مِی ساقی گشوده است درِ بوستان مِی حالا شروع شد به طنین اذان مِی گردهمایی همه ی دوستان مِی بر این بساط، سایه ی گلزار آمده شاهیم اگر، گدای درِ آل حیدریم دلدادگان خواهر و مست برادریم تنها دلیل این که سرافراز محشریم: سربازهای خانه ی موسی بن جعفریم سربازها به دار که سردار آمده وقتی نگاه ماه به گهواره ات فتاد از شرم طرح چهره ی تو پای پس نهاد مجنون شدند عاقل و دیوانه، ابر و باد حرف جنون زدیم، زلیخا اشاره داد : یوسف ترین قمر سر بازار آمده خورشید از نقاب افق جلوه گر شده این فجر صادق است، کمال سحر شده خاک عین کیمیاست که وقت نظر شده پژواک ذوالفقار علی بیشتر شده چون جلوه ای زِ حیدر کرّار آمده نور رضا رسید، مسیحا درست شد دارالشفا زدند، مداوا درست شد بست و رواق و صحن حرم تا درست شد مکه، مدینه، عرش معلّا درست شد یا کربلا دوباره به تکرار آمده وقتی نگاه می کنم از راه دورتر چشمم به گنبد تو شود جفت و جور تر از هر کجا، ضریح شما پر عبورتر باید صبور باشم، از این هم صبورتر در این حریم، خیل گرفتار آمده هر زائری برای زیارت رسیده است اول هزار مرتبه منّت کشیده است هر کس که بهر خویش گناه آفریده است سلطان توس آبرویش را خریده است در توبه خانه ی تو گنهکار آمده هر گاه در هیاهوی حاجت دعا گرفت فریاد می زدند مریضی شفا گرفت هر کس که درد داشت، زِ هر جا دوا گرفت گفتند: از کنار ضریح رضا گرفت دارو بیار، این همه بیمار آمده فصل الخطابِ صحبتِ با یار کربلاست تنها نشانه ی دل بیدار کربلاست مشهد که می روم دلم انگار کربلاست زائر شدم زیارتِ این بار کربلاست در بزمِ تان (اسیر) علمدار آمده @nohe_sonnati
قلم به دست گرفتم دوباره بنویسم نهاد عشق شدم تا گزاره بنویسم حروف شمسی خود با ستاره بنویسم توان گرفته‌ام از یک عصاره بنویسم عصاره‌ای که رسید و زمین به آب رسید عصاره‌ای که چکید و شراب ناب رسید در آن زمان که بشر محو بت‌پرستی بود تمام فرصتشان صرف عیش و مستی بود بقای نسل به ‌تدریج رو به پستی بود بنای بتکده‌ها حُکم چیره‌دستی بود تمام نور رسید و جهان چراغان شد رسید و یک‌شبه یک طایفه مسلمان شد به ‌گوش باش خداوندگار گمراهی رسیده‌است سحر در پسِ شبِ واهی وزیده است نسیم خوش سحرگاهی به سوی چاهِ عدم تا ابد بشو راهی خبر رسیده که موسی به نیل آمده است خبر رسیده دوباره خلیل آمده است خدا به خلقت زیبای خود نمک پاشید به خلق جاذبۀ روی عشق می‌نازید خجالت از نَفَس سرد ماه می‌بارید به پشت ابر تکامل روانه شد خورشید خدا به چهرۀ او دین راستین می گفت به آفرینش خود، باز آفرین می گفت به سردی نَفَس آدمی حرارت داد زمین خشکِ هوس‌باز را طراوت داد به ذات گمشدۀ عاشقی کرامت داد به مادّیّت این خاک، معنویّت داد برای کسب شرابش زمین سبو می شد جهان به یُمن قدم‌هاش، زیر و رو می شد دو قطره اشک محمد، دو سال باران بود رسول می‌شود از بس به فکر انسان بود شکست خوردۀ این روزگار، شیطان بود و جبرئیل زِ عرش خدا رجزخوان بود دوباره بر همه حجت، تمام خواهد شد چرا که حضرت احمد، امام خواهد شد @nohe_sonnati
به نام نور، به نام مطهّر زهرا برای عرض ارادت به ساحت دریا نشسته‌ام بنویسم به نام مادر، تا خدا مرا بنویسد به پای نام شما اگرچه کمتر از آنم که یاورم باشی خدا به امر خودش خواست مادرم باشی شبی که سیب خدا از درخت عرش افتاد خدا به نور خدا هدیه‌ای منوّر داد به اذن خالق یکتا، زمین، زمان، فریاد: پیامبر! قدم فاطمه مبارک باد قیام کرد زمین، نور منجلی آمد دلیل خلقت پیغمبر و علی آمد خدا نوشت: بگویید مهربان بانو خدا که صاحب باغ است، باغبان بانو قیامت است تمنّای این و آن، بانو همیشه منبع الطاف بیکران! بانو! اگر نفس بدهی، دست هم نمی‌خواهم برای مدح تو گفتن، قلم نمی‌خواهم عطای دست تو تفسیر کرده انسان را به خاطر تو خدا وعده داده باران را دعای نور تو تب‌دار کرده سلمان را به باد داده دگر دودمان شیطان را دعای نور بخوان، ما هم اهل ایرانیم بخوان که ما همه ذریه‌های سلمانیم دعا بخوان، پر جبریل را منوّر کن کمی ملائکه را با خودت برابر کن برای نافله، سجاده را معطر کن خدا برای پیمبر نوشت: باور کن نگاه عرش به راز و نیاز فاطمه است خلاصه نه، همه ی دین نماز فاطمه است تمام قافله را وقف مرتضی کردی همیشه شوهر خود را ز خود رضا کردی و در جوار خدا، جار را دعا کردی چه خوب دِین به همسایه را ادا کردی هر آن چه را تو بخواهی، همان شود تقدیر برای شیعه ی امروز هم قنوت بگیر نظر به این که خدا بر شما نظر کرده تو قبل خلقت آدم شدی نظر کرده خدا وجود تو را منجی بشر کرده علی کنار شما خستگی بِدَر کرده غروب بود که خورشید تا سحر غم داشت طلوع لحظه ی خندیدن تو را کم داشت در آتشی که تمامیِّ خانه می‌سوزد به جان خلق بیفتد، زمانه می‌سوزد در آتشی که نشان، بی‌نشانه می‌سوزد چرا قلم وسط شعله‌ها نمی‌سوزد؟ برای این که مزیّن به نام فاطمه است و آتش از سرِ جبران، به کام فاطمه است @nohe_sonnati
شور برپا شده و عشق، به بار آمده است باز هم رایحه ی فصل بهار آمده است ماه، چون مُهر شده جانب منبر رفته سوره ی شمس، به مهمانیِ کوثر رفته سیبِ معراج، به معراجِ زمین آمده است بر رکابِ نبی‌الله، نگین آمده است نور، از عرشِ زمین، سمت سماوات رسید روی دستان پدر، مادر سادات رسید بین گهواره که صدیقه ی اطهر باشد وقت آن است که مدّاح، پیمبر باشد دخترم، محشر کبراست بدانید همه سایه‌اش بر سرِ دنیاست بدانید همه راضیه، مرضیه، طوباست بدانید همه اصلاً او امّ‌ابیهاست بدانید همه و نوشتند که انسیه ی حورا باشد او درخشید و خدا خواست که زهرا باشد طعمِ لبخندِ بهشت است به روی لب او بوسه دادن به رسول است، نماز شب او نام او فتح مبین است که قرآن فرمود شأن زهرای مرا سوره ی انسان فرمود نورسیده‌ست ولی بوده از اول با من علّت خلق جهان فاطمه بوده یا من؟ باغبان بوده‌ام و فاطمه گلشن بوده فاطمه، خاص‌ترین معجزه ی من بوده بهترین مادر دنیا که به دنیا آمد عشق، در هیبت مولا به تماشا آمد علی از راه رسیده به مبارک بادش خاتم از دست درآورد و به زهرا دادش پَرِ گهواره، عقیق علوی را دُر کرد اشک شوق، آینه ی چشم علی را پُر کرد عشق، فرضیه شده، مسأله را می‌جوید جبرئیل آمده، در گوش نبی می‌گوید: نور تابنده به نور ازلی می‌آید چقدَر فاطمه ی تو به علی می‌آید کعبه، مُحرِم شده و دور علی چرخیده در سراپای علی دست خدا را دیده روی دستان یدالله، خدا تابیده چون پیمبر به علی دُرِّ نجف بخشیده هدیه انگار که از باغ جنانش آمد مدح صدیقه ی کبری به زبانش آمد باز، مدّاحیِ زهراست، شنیدن دارد مدح، از جانب مولاست، شنیدن دارد او رسیده‌ست که افلاک، پر از لبخند است نَفَس عرش، به یک نیم‌نگاهش بند است گرچه پیداست ولی جلوه ی مستور شده فاطمه نورٌ علی نورٌ علی نور شده او که قبل از همه امضای بلا را داده چقدَر غصّه ی شیعه به دلش افتاده «شیعتي» گفت و مماتِ همه بی‌واهمه شد این چنین بود که از روز ازل فاطمه شد سیل می‌خواستم و بارش نم‌نم آورد مثنوی هم جلوی مدح شما کم آورد @nohe_sonnati
ماهِ علیست بهترین زمزمۀ دعا علی ماهِ نوای بینوا، نوای بینوا علی دلیل غافرالذُّنوبِ بودنِ خدا علی تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحمَه چیست؟ ذکر یا علی به‌ هر کجا که رو کنیم‌ اوست که جلوه می کند اولِ ابتدا علی، آخرِ انتها علی علی نبوده غیر حق و حق نبوده غیر او کجاست ذره‌ باطلی که خو گرفته با علی؟ هرکه علی شناس شد خداشناس می شود پریده ایم تا خدا، رسیده ایم تا علی فقیر اسیر مرتضی، یتیم اسیر مرتضی اسیر اسیر مرتضی، سورۀ هَلْ اتی علی حَی عَلَی الصّلاة او، حَی عَلَی الفلاح او اقامه و اذان ما، حیّ عَلای ما علی گوشه ای از نگاه او " کُنْ فَیَکُون" می‌کند زمین علی، سما علی، قَدَر علی، قضا علی آب کجا، رود کجا، بحر کجا، علی کجا ! مِهر علی، سخا علی، جود علی، صفا علی در آن شبی‌ که مصطفی رسیده است تا خدا تبسّم نبی علی، تکلّم خدا علی ریشۀ جانماز او شَه‌پرِ جبرئیل شد ببین دگر چه ها کند اگر کند دعا علی ذکر علی عبادت و راه علی سعادت و حبّ علی شفاعت و امید شیعه‌ها علی ولادت تو بهترین زمان برای مدح تو اگر که رخصتم دهی مدح کنم تو را علی تو آن شبی‌ که می رسی ماه به نیمه می رسد تو ماه را تمام کن، ماهِ تمام! یا علی کعبه سه روز دور تو طواف کرد و کعبه شد اگر بها گرفته آن، تو داده ای بها علی چگونه وصف تو کند خدای تو خودت بگو کدام جمله بهتر از جمله ی لافتی، علی؟! امید کودک یتیم! عذاب دشمنان دین! مفسّر کلام حق! خوف علی رجا علی! عذاب ناکسین و قاسطین و مارقین تویی ضربۀ ذوالفقار تو نزول صد بلا علی میان عدل و ظلم، شمشیر تو حکم می‌کند که تیر تو نرفته است تاکنون خطا علی اُحُد همیشه شاهد است و بَدر داد می زند ندای خیبر است: پهلوان جنگ ها علی کم نشود سایۀ تو از سر ما به حقّ حق که بوده ایم و مانده ایم بهر تو ما گدا علی تویی که خاک را به یک نگاه کیمیا کنی ابوتراب هستی و صاحب کیمیا علی من از تو غیر تو که چیز دیگری نخواستم کرم کن و برای خود قبول کن مرا علی @nohe_sonnati
آسمان دل ارباب قمر می خواهد شجر طیّبه ی عشق ثمر می خواهد هرچه نیرو به دو بازوی حسین بن علیست هرچه بوده ست دو بازوی پسر می خواهد وقت بر لشکر دشمن زدنش فهمیدند جگر شیر دوتا بال سفر می خواهد بچه شیری ست که شیران همگی مبهوت اند پسر این است ، پس ای وای ، پدر می خواهد... الفرار از دم شمشیر بنی هاشمیان الفرار از دم این صید که سر می خواهد هیبت تیر نگاهش به عمویش رفته دیدنش در صف پیکار جگر می خواهد کار از نیزه و شمشیر و سنان بگذشته که عدو روبرویش چند تبر می خواهد هرکه آماده ی جنگ است ز پا افتاده رزم با دلبر ارباب کمر می خواهد هرکه دلتنگ پیمبر شده این جا باشد هرکسی حیدر کرّار اگر می خواهد... شاهزاده ست ولی جلوه ای از شاه شده اشهد ان علیاً ولی الله شده @nohe_sonnati