eitaa logo
نوحه سرایان سنتی مشهد مقدس
11.5هزار دنبال‌کننده
346 عکس
11 ویدیو
1.2هزار فایل
ارائه دهنده: نوحه_ذکر_دم بازاری_پاره دم_اشعار_سرود مدیریت: رئوف (مشهدالرضا «ع») ۰٩٣٨٣۰٧۰۰٣٢ ارتباط با ادمین @A_Rauof
مشاهده در ایتا
دانلود
ای خیر ناله ی سحری صاحب الزمان از درد ما که باخبری صاحب الزمان ما ندبه های پشت سر مرکب توایم پایان راه در به دری صاحب الزمان دیدی نیامدی و نشد زائرت شوم؟! شد عمر بی وفا سپری صاحب الزمان عید آمده به سائل خود سر نمی زنی؟! ای که امید چشم تری صاحب الزمان عیدی ما رضایت و بخشیدن شماست ما را نمی شود بخری صاحب الزمان؟! حاشا که رد کنی تو کسی را که قانع است بر یک نگاه مختصری صاحب الزمان ثابت قدم شدن درِ این خانه با شماست آقای سامرا نظری صاحب الزمان امشب دعا به حال دل تنگ ما نما از کربلا که می گذری صاحب الزمان @nohe_sonnati
از محضر حق ، فيضِ دعا بايد خواست اين فيض ، به بركتِ بكا بايد خواست در عيدِ سعيدِ فطر، عيدى ز على پابوسىِ حضرت رضا بايد خواست هنگام تشرُّف ، به حريم رضوى شايد تو بگويى كه مِنا بايد خواست اما نظرِ شاعرِ اين بيت، اينست در صحنِ رضا ، كرب و بلا بايد خواست وقتى شب جمعه ، كربلا قسمت شد از فاطمه، وصلِ شهدا بايد خواست درمانِ هزار دردِ بى درمان را از ذكرِ مَن اسمُهُ دوا بايد خواست پايانِ شبِ درد و غمِ جانبازان از تُربتِ ذِكرهُ شفا بايد خواست از اهلِ جفا گلايه مندى! غم نيست اين جا مدد از شاه وفا بايد خواست اى اهل حرم مير و علمدار بخوان از خضرِ حرم آب بقا بايد خواست ايام اجابتِ دعاى فرج است تقريرِ ظهور از خدا بايد خواست @nohe_sonnati
شوّال اگر نشد به محرّم حساب کن این روسیاه را بخر ، آدم حساب کن یک عمر گفته ام به همه نان خور توام لطفی کن و زکات مرا هم حساب کن اشکم چکیده در غم تو صبح و ظهر و شام این چشمه کوچک است تو زمزم حساب کن یا ایهاالعزیز گناهم اگر زیاد بخشنده ای ، گناه مرا کم حساب کن صف بسته اند خیل طلبکارهای من تو ضامنم شدی خودت از دم حساب کن این اربعین مسافر تو می شوم حسین! با این که روسیاه می آیم ، حساب کن خوبان عالم اند همه زیر سایه ات من را دخیلِ سایه ی پرچم حساب کن @nohe_sonnati
دوبیتی اى روح بلند عرش اعلى برگرد سرسبزترين بهار دنيا برگرد يک ماه پر از عطر حضورت بوديم اى "صاحب عيد"،جان زهرا برگرد @nohe_sonnati
همه رفتند، گدا باز گدا مانده هنوز شب عید است و خدا عیدی ما مانده هنوز دهه ی آخر ماه، اول راه سحر است بعد از این زود نخوابیم، دعا مانده هنوز عیب چشم است اگر اشک ندارد، ور نه سر این سفره ی تو حال و هوا مانده هنوز کار ما نیست به معراج تقرّب بِرَسیم یا علیّ دگری تا به خدا مانده هنوز گوئیا سفره ی او دست نخورده مانده است او عطا کرد، ولی باز عطا مانده هنوز گریه ام صرف تهی بودن اشکم نیست دستم از دامن محبوب جدا مانده هنوز وای بر من که ببینم همه فرصت ها رفت باز در نامه ی من جرم و خطا مانده هنوز یک نفر بار زمین مانده ی ما را ببرد کس نپرسید که این خسته چرا مانده هنوز هر قدر این فتنه گری رنگ عوض کرد ولی دل ما مست علی، شکر خدا مانده هنوز تا که در خوف و رجائیم توسل باقی است رفت امروز ولی روز جزا مانده هنوز هرچه را خواسته بودیم، به احسان علی همه را داد، ولی کرب و بلا مانده هنوز @nohe_sonnati
همه گفتند عید می‌آید پس چرا نا امید می‌آید نکند باز ماه اول ماه بی تو دارد پدید می‌آید گفتم آن که برایم این یک ماه سفره ی روضه چید می‌آید... ...بی تو اما تمام شد رمضان بی تو ماهی جدید می آید آن چه می خواستی شدم یا نه؟! به نظر که بعید می‌آید عبد بی عارت، عاقبت روزی به نگاهت مفید می‌آید نا امیدانه از تو می پرسم کی به نامم شهید می‌آید؟ شب روضه ست و باز در ذهنم روضه‌هایی شدید می‌آید باز تیری سه شعبه دنبالِ یک گلوی سپید می آید باز با قصد غارت خیمه دست‌هایی پلید می‌آید باز هم شمر جانب گودال پی قطع ورید می‌آید @nohe_sonnati
دوبیتی صد شکر که غرق نور ایمان شده ایم مستوجب آمرزش یزدان شده ایم سی روز تو میزبان ما بودی و باز بر سفره ی عید فطر مهمان شده ایم @nohe_sonnati
دوبیتی یک ماه اگر خدا خدا می کردیم ما بهر ظهور تو دعا می کردیم ای کاش نماز عید فطر خود را در پشت سر تو اقتدا می کردیم @nohe_sonnati
رو به پایان رفت ماهِ میهمانی، حیف شد رفت از دستم طعام آسمانی، حیف شد جمع شد این سفره با دستانِ پاک عید فطر رفت دیگر شب به شب یاری رسانی، حیف شد بیشتر می رفت دستِ خالی ام بر کار خیر می رساندم بر ضعیفان لقمه نانی، حیف شد افتتاح و خط به خط قرآن چه بی صبرانه رفت روز و شب های مفاتیح الجنانی، حیف شد لذّتِ «احیا» گذشت و «قدر» را نشناختم رفت تا یک سالِ دیگر! عمرِ فانی، حیف شد باز شد ابلیس از زنجیر! سفره جمع شد بسته شد با مغفرت این میزبانی، حیف شد نفْسِ سرکش را پس از این، رام خواهم کرد! چون- بر زمینم زد! زمان رفت و جوانی، حیف شد شد تمام خانه ها هیئت! چه با غربت گذشت... روضه های بی ریا، اشک نهانی، حیف شد! @nohe_sonnati
دوبیتی آقایِ زمین و ماه و خورشید بیا در این شبِ عید، نورِ اُمیّد بیا ما مُنتظرِ عیدِ حضورت هستیم ای صبحِ ظهورِ برترین عید بیا @nohe_sonnati
آن قدر بد شدیم که ما را عِقاب کرد با دوری از مجالس روضه عذاب کرد بیمارِ بی پناه ، فقط گریه می کند وقتی طبیب حاذقش او را جواب کرد می سوختیم و روزیِ اشکی نداشتیم بار گناه ، اشک گدا را سراب کرد برداشتیم یک قدم ساده تا خدا او مادرانه سمت دل ما شتاب کرد حاجت به غیرِ روضه و هیئت نداشتیم گفتیم یا حسین و خدا مستجاب کرد یک عمر دور سفره ی مولا نشسته ایم زهرا همیشه فطریه ها را حساب کرد @nohe_sonnati
دوبیتی عید است و ملک مژده ی دلدار آورد پیغام خوش از عالم اسرار آورد فطر رمضان آمده و پیک بهشت در دستْ "برائت من‌ النار" آورد @nohe_sonnati