🫡 #خواندنی | مردی که تا آخر رزمنده بود
✨ درباره شهید دکتر محمدمهدی طهرانچی
✍️ راضیه سعادتی
😍 همیشه میگفت: «من هم در جوانی و هم در میانسالی رفیق شهید داشتم. آدم وقتی رفیقاش شهید میشن دیگه فاصلهای بین خودش و موضع احساس نمیکنه. وقتی بهم میگن از فلان موضع ترور در رفتی، یا فلان خطر از بغل گوشت رد شد و ... برام فرقی نمیکنه. از سال ۱۳۶۱ تا ۱۴۰۱ چهل سال گذشته، ولی من همیشه منتظرم خمپاره بغلم بیاد پایین». او و دوستانش همه از یک جنس بودند؛ تلاشگرانی که هیچچیز نمیتوانست جلویشان را بگیرد؛ نه تحریمهای عجیبغریب و نه محدودیتهای تعیینشده از جانب اجنبی!
🧲 تخصصش فتونیک، مغناطیس و سیاستگذاری علم و فناوری بود. دائم در تلاش بود بلکه مشکلی را حل کند. رزمندهای که در کمین فرصتها بود. رئیس دانشگاهی که اگر چند روزی دانشگاهها تعطیل میشد، در آن مدت چند کتاب میخواند تا بتواند برای مسئلهای که در دانشگاه و یا صنعت گرهای ایجاد کرده، ایدهای پیدا کند و آن را عمیق و ریشهای حل کند. معمولا ایدههای خلاقانهای به ذهنش میرسید. برای دیگران سوال شده بود که چهطور اینهمه طرح و ایده در ذهنش نقش میبندد؟ در جواب میگفت: «نمیدونم به ولله. کمک خداست. فقط خدا.»
🧠 استاد تمام دانشگاه شهید بهشتی که از نوجوانی تیزهوشتر از دیگران بود و از همان موقع در لیست ترور. روزهای اول انقلاب محمدمهدی عضو گشتهای امنیتی بود. همان روزها یکی از خانههای تیمی منافقین را گرفتند. لیست ترور...
😍 #میخواهم_شبیه_تو_باشم
🔻 برای خواندن متن کامل به سایت نو+جوان مراجعه کنید👇
🌐 nojavan.khamenei.ir/showContent?ctyu=26186
nojavan.khamenei.irایران قوی است_1399913142214.mp3
زمان:
حجم:
3.8M
🎧 #شنیدنی | ایران قوی است
🧐 ما اگر ضعیف بودیم، در مقابلمان این قدر سازوبرگ مختلف از طرف دشمن لازم نبود...
💚 #ایران_جان
📻 #رادیونو شنیدنیهای رسانه نو+جوان
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
👊 کی ضعیف شده #متوهم_خیالباف؟! 🤡
🦁 تازه گربۀ نقشۀ ما، شیر شده...
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
14.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍 داستان آفریقا
🛢️ وقتی یه منطقه رو فقط برای مواد خام میخوان...
🕶️یه مدل قدیمی از کنترل اقتصاد جهان!
🧐فکر میکنی برنامهشون برای منطقه ی ما چیه؟
💥 #جنگه_مگه؟
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
❤️ عُشاق شهادت
🤲 خداروشکر این مردان فداکار رو دیدیم
😍 عاشقانی که به امیرالمومنین علیهالسلام اقتدا کردند
🌷 شهید آیتالله سیدعلی خامنهای و نوجوانان ایران اسلامی
🌱 @Nojavan_khamenei
🎁 منتخبان هفته چهارم پویش قرآنی #یادم_باشه
🌸 سفیر نو+جوان: محدثه شادمان
🌸 سفیر نو+جوان: زینب بهاری
🌸 سفیر نو+جوان: نرگس علی پور
🌸 سفیر نو+جوان: آیدا اکبرزاده
➕ #مثبت_ما ؛ شبکه نوجوانان ایرانِ اسلامی
✌🏻 Shad.ir/Mosbat_ma
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #تماشایی | جمهوری اسلامی کجاست؟
👊 داغ ضعیفشدن جمهوری اسلامی بر دلشون میمونه!
😁 اون بازیگریش هم بهتر بود!
📲 نسخه مناسب برای شبکههای اجتماعی
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_Khamenei
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #تماشایی | پیام شهیدان
😎 میشنوی؟ دارن تشویقت میکنن
🥰 فکر میکنی چرا شهدا برای ما خوشحالن؟
📲 نسخه مناسب برای شبکههای اجتماعی
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_Khamenei
رفتنت آغاز ما شد.pdf
حجم:
2.9M
📱 نسخه مطالعه موبایلی #خواندنی «رفتنت آغاز ما شد!»
✍️ روایت روزها و لحظههای بعد از او
👌 مناسب برای شبکههای اجتماعی
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_Khamenei
نو+جوان
🌱 #خواندنی | رفتنت آغاز ما شد!
🥹 روایت روزها و لحظههای بعد از او
✍️ حمیده زمانی
🤲 نماز صبحم تازه تمام شده بود. هنوز سجادهام را جمع نکرده بودم. من و مامان توی اتاق بودیم و خانه ساکت بود. از دیروز دلشوره داشتم. آمریکا با همدستی اسرائیل به تهران حمله کرده بود و یکی از جاهایی که زده بودند، بیت رهبری بود. از همان موقع مدام گوشی دستم بود و خبرها را نگاه میکردم.
😥 چند باری خبر سلامتی آقا را در خبرگزاریها منتشر کردند ... اما دلم آرام و قرار نداشت! سوره فتح میخواندم و دعای توسل. بعد از نماز، قبل از اینکه بروم بخوابم، دوباره گوشی را باز کردم. رفتم داخل یکی از کانالهای خبری. همان لحظه یک خبر آمد. همراهش عکس مجری شبکه خبر بود. وقتی عکس را دیدم دیگر شک نکردم. نوشته بود: «شهادت قائد امت، حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای قدسسره».
😓 چند ثانیه فقط به صفحه گوشی نگاه میکردم. انگار مغزم نمیفهمید چه خواندهام. بعد یکهو قلبم شروع کرد تندتند زدن؛ آنقدر تند که حس میکردم میخواهد از سینهام بیرون بزند. یک حس آشنا در دلم پیچید ... دقیقاً مثل همان صبحی که خواهرم از بیمارستان زنگ زد و گفت: «بیا ... بابا رفت». همان حس دوباره برگشته بود. حس اینکه یکباره بیپناه شده باشی ... اشکهایم بیاختیار میریخت. رو کردم به مامان و با صدایی که میلرزید گفتم: «مامان ... خاکبرسر شدیم! مامان دوباره بی بابا شدم ... آقا رو شهید کردن ... مامان بیپناه شدیم ...»
🔹 مامان اول باور نکرد. گفت: «نه بابا ... شایعه است». تا نیم ساعت بعد هم قبول نمیکرد. بهتزده کانالها را بالا و پایین میکرد. دنبال تکذیب خبر بود، ولی دیگر تمام شده بود! من فقط اشک میریختم. خانه دیگر آن خانه چند دقیقه قبل نبود ... حالا من و مامان بلندبلند گریه میکردیم ... آخرش دلمان طاقت نیاورد. هنوز خورشید کامل طلوع نکرده بود که تاکسی گرفتیم و راه افتادیم سمت حرم امام رضا علیهالسلام ... تنها جایی که وقتی دلمان میشکند میدانیم باید برویم همانجا. تنها پناهِ بیپناهیهای ما مشهدیها؛ نه! بهتر است بگویم ما ایرانیها! راننده رادیو را روشن گذاشته بود.
🪟 ما هر کدام کنار یک پنجره نشسته بودیم و بیرون را نگاه میکردیم. شهر در سکوت عجیب صبح فرو رفته بود. صدای مجری خانم از رادیو آمد. داشت دوباره همان خبر را با بغض و گریه میخواند. خبر شهادت آقا را. همان لحظه راننده که مردی حدودا ۴۵ساله بود، یکدفعه زد زیر گریه. شانههایش تکان میخورد. من و مامان هم دیگر نتوانستیم خودمان را نگه داریم و بلندبلند گریه کردیم ... هر سه نفر در آن ماشین کوچک گریه میکردیم و خیابانهای شهر آرام از کنارمان میگذشتند.
🚩 هرچه در مسیر جلوتر میرفتیم جمعیت بیشتر میشد. همه راههای منتهی به حرم شلوغ شده بود. مردم دستهدسته، عکس آقا در دست، آرام و بیقرار بهسمت حرم میرفتند. بعضیها زیر لب ذکر میگفتند، بعضیها اشک میریختند.گاهی وسط راه...
✨ #به_امید_دیدار
🔻 برای خواندن متن کامل به سایت یا #نرم_افزار_موبایلی نو+جوان مراجعه کنید👇
🌐 nojavan.khamenei.ir/showContent?ctyu=26228
👊 هر خون بهایی دارد
😔 مخصوصا اطفال و کودکان...
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei