رفتنت آغاز ما شد.pdf
حجم:
2.9M
📱 نسخه مطالعه موبایلی #خواندنی «رفتنت آغاز ما شد!»
✍️ روایت روزها و لحظههای بعد از او
👌 مناسب برای شبکههای اجتماعی
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_Khamenei
نو+جوان
🌱 #خواندنی | رفتنت آغاز ما شد!
🥹 روایت روزها و لحظههای بعد از او
✍️ حمیده زمانی
🤲 نماز صبحم تازه تمام شده بود. هنوز سجادهام را جمع نکرده بودم. من و مامان توی اتاق بودیم و خانه ساکت بود. از دیروز دلشوره داشتم. آمریکا با همدستی اسرائیل به تهران حمله کرده بود و یکی از جاهایی که زده بودند، بیت رهبری بود. از همان موقع مدام گوشی دستم بود و خبرها را نگاه میکردم.
😥 چند باری خبر سلامتی آقا را در خبرگزاریها منتشر کردند ... اما دلم آرام و قرار نداشت! سوره فتح میخواندم و دعای توسل. بعد از نماز، قبل از اینکه بروم بخوابم، دوباره گوشی را باز کردم. رفتم داخل یکی از کانالهای خبری. همان لحظه یک خبر آمد. همراهش عکس مجری شبکه خبر بود. وقتی عکس را دیدم دیگر شک نکردم. نوشته بود: «شهادت قائد امت، حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای قدسسره».
😓 چند ثانیه فقط به صفحه گوشی نگاه میکردم. انگار مغزم نمیفهمید چه خواندهام. بعد یکهو قلبم شروع کرد تندتند زدن؛ آنقدر تند که حس میکردم میخواهد از سینهام بیرون بزند. یک حس آشنا در دلم پیچید ... دقیقاً مثل همان صبحی که خواهرم از بیمارستان زنگ زد و گفت: «بیا ... بابا رفت». همان حس دوباره برگشته بود. حس اینکه یکباره بیپناه شده باشی ... اشکهایم بیاختیار میریخت. رو کردم به مامان و با صدایی که میلرزید گفتم: «مامان ... خاکبرسر شدیم! مامان دوباره بی بابا شدم ... آقا رو شهید کردن ... مامان بیپناه شدیم ...»
🔹 مامان اول باور نکرد. گفت: «نه بابا ... شایعه است». تا نیم ساعت بعد هم قبول نمیکرد. بهتزده کانالها را بالا و پایین میکرد. دنبال تکذیب خبر بود، ولی دیگر تمام شده بود! من فقط اشک میریختم. خانه دیگر آن خانه چند دقیقه قبل نبود ... حالا من و مامان بلندبلند گریه میکردیم ... آخرش دلمان طاقت نیاورد. هنوز خورشید کامل طلوع نکرده بود که تاکسی گرفتیم و راه افتادیم سمت حرم امام رضا علیهالسلام ... تنها جایی که وقتی دلمان میشکند میدانیم باید برویم همانجا. تنها پناهِ بیپناهیهای ما مشهدیها؛ نه! بهتر است بگویم ما ایرانیها! راننده رادیو را روشن گذاشته بود.
🪟 ما هر کدام کنار یک پنجره نشسته بودیم و بیرون را نگاه میکردیم. شهر در سکوت عجیب صبح فرو رفته بود. صدای مجری خانم از رادیو آمد. داشت دوباره همان خبر را با بغض و گریه میخواند. خبر شهادت آقا را. همان لحظه راننده که مردی حدودا ۴۵ساله بود، یکدفعه زد زیر گریه. شانههایش تکان میخورد. من و مامان هم دیگر نتوانستیم خودمان را نگه داریم و بلندبلند گریه کردیم ... هر سه نفر در آن ماشین کوچک گریه میکردیم و خیابانهای شهر آرام از کنارمان میگذشتند.
🚩 هرچه در مسیر جلوتر میرفتیم جمعیت بیشتر میشد. همه راههای منتهی به حرم شلوغ شده بود. مردم دستهدسته، عکس آقا در دست، آرام و بیقرار بهسمت حرم میرفتند. بعضیها زیر لب ذکر میگفتند، بعضیها اشک میریختند.گاهی وسط راه...
✨ #به_امید_دیدار
🔻 برای خواندن متن کامل به سایت یا #نرم_افزار_موبایلی نو+جوان مراجعه کنید👇
🌐 nojavan.khamenei.ir/showContent?ctyu=26228
👊 هر خون بهایی دارد
😔 مخصوصا اطفال و کودکان...
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
14.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💪 دروازه خاموش قدرت
🌍 شاهرگ حیاتی انرژی و ثروت کره زمین
⚔️ پشت آرامش این نوار آبی باریک، راز قرنها کشمکش امپراتوریهای بزرگ نهفته است
💥 #جنگه_مگه؟
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
نو+جوان
💫 #داستان_دنباله_دار
😍 تو روزهای گذشته داستان «پاس آخر» نوشته زهرا حسنآبادی رو برات منتشر کردیم
🗺️ این مجموعه داستانی، ماجراهای مهرزاد، داراب و دوستاش رو در دل جنگ دنبال میکرد
💌 اگر پاس آخر رو خوندی، نظرت رو برای ما و زهرا حسنآبادی به @alo_nojavan بفرست
😌 اگر هم فرصت نکردی بخونیش، الان وقتشه
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
✊ ما را به آرزویمان تهدید میکنند!
😏 دشمنها #رفیق_خوشبخت آقا رو تهدید میکردند که میکشیمت!
🌷 نمیدونن که شهادت آرزوی ماست
🌷 شهید آیتالله سیدعلی خامنهای و نوجوانان ایران اسلامی
🌱 @Nojavan_khamenei
از صدای موشک و پدافند میترسم و از ترسهای خودم خجالت میکشم، چاره چیست؟.pdf
حجم:
994.7K
📱 نسخه مطالعه موبایلی
👈 #راه_نما | از صدای موشک و پدافند میترسم و از ترسهای خودم خجالت میکشم، چاره چیست؟
👌 مناسب برای اشتراک در شبکههای اجتماعی
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_Khamenei
نو+جوان
💡 #راه_نما | از صدای موشک و پدافند میترسم و از ترسهای خودم خجالت میکشم، چاره چیست؟
✍️ پاسخ از مرضیه مدنیفر، روانشناس، مشاور و مدرس دانشگاه
💡اولین نکتهای که لازم است بدانی این است که ترس در چنین شرایطی نه نشانه ضعف است و نه نشانه کمبود شجاعت؛ در واقع، ترس یکی از طبیعیترین واکنشهای یک انسان سالم است. خداوند در وجود انسان میل به بقا و حفظ جان قرار داده است و ترس یکی از مهمترین ابزارهای این حفاظت است. اگر انسان از خطرها نمیترسید، برای حفظ جان خود هم تلاشی نمیکرد؛ پس، اصلِ ترسیدن نهتنها عجیب نیست، بلکه بخشی از سازوکار طبیعی وجود ماست.
😌 به همین دلیل، اولین قدم این است که از ترسیدن خودت خجالت نکشی. خیلی وقتها آن چیزی که حال ما را بدتر میکند خودِ ترس نیست، بلکه احساسی است که بعد از آن به وجود میآید؛ مثل شرم، سرزنش کردن خود یا این فکر که «من چرا اینقدر ضعیفم». اینها همان هیجانهای ثانویه هستند که فشار روانی را چند برابر میکنند. وقتی به خودت اجازه بدهی که بگویی «بله، من در این شرایط میترسم و این طبیعی است»، بخشی از این فشار کم میشود.
🫢 نکته دوم این است که آدمها ترس را به شکلهای متفاوتی تجربه میکنند. بعضیها ممکن است علائم جسمی داشته باشند؛ مثلاً دلدرد بگیرند، بدنشان بلرزد یا خوابشان به هم بریزد. بعضیها ممکن است بیشتر گریه کنند، بعضیها زودتر عصبی شوند و بعضیها هم ممکن است در ظاهر خیلی آرام به نظر برسند. این تفاوتها معمولاً به شخصیت افراد، تجربههای گذشته و ظرفیتهای روانی آنها برمیگردد؛ بنابراین، مقایسه کردن خودت با دیگران کمکی نمیکند. اینکه بگویی «چرا من مثل فلانی نیستم؟» فقط فشار بیشتری روی خودت میگذارد.
👊 وقتی ترس را به رسمیت بشناسی و آن را انکار نکنی، آن وقت میتوانی با آن مواجهه سالمتری داشته باشی. در چنین شرایطی خیلیها با رجوع به باورها و ارزشهایشان معنایی برای انتخابهایشان پیدا میکنند؛ مثلاً ممکن است کسی با خودش بگوید: من در این شهر ماندهام چون احساس میکنم مسئولیتی دارم، یا چون حفظ وطن برایم مهم است، یا چون میخواهم در کنار مردمم باشم. این معناها کمک میکنند ترس همچنان وجود داشته باشد، اما زندگی را فلج نکند.
🗡️ شجاعت معمولاً به این معنا نیست که انسان هیچ ترسی نداشته باشد. شجاعت بیشتر وقتها یعنی اینکه انسان با وجود ترس همچنان بر اساس ارزشها و باورهایش عمل کند. وقتی این نگاه را بپذیری، ممکن است همچنان صدای موشک تو را بترساند، اما دیگر لازم نیست از ترسیدن خودت خجالت بکشی.
🔦 مسائل نوجوانی شما برای نو+جوان مهم است، مشاوران در بخش #راه_نما به سوالات منتخب شما که از طریق @alo_nojavan برای ما بفرستید پاسخ میدهند و راهنماییتان میکنند
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
🌷 نورانیت پاداش شهادت
😍 میدونستی که واقعا شهدا قبل از رفتن، نوربالا میزدن؟
🌷 شهید آیتالله سیدعلی خامنهای و نوجوانان ایران اسلامی
🌱 @Nojavan_khamenei
🧐 #خواندنی | مردی که جواب همه سؤالها را پیدا میکرد
✨ درباره دانشمند شهید دکتر منصور عسکری
✍️ نازنین آقایی
👀 از هر مهمانی تا مهمانی بعد، همه فامیل دنبال معماهای سخت میگشتند. هرکس میخواست سؤالی پیدا کنند که او جوابش را بلد نباشد. سالهای سال، تفریح خانواده دکتر منصور عسکری در دورهمیها همین بود؛ و هیچکس به یاد ندارد که حتی یک سؤال بدون جواب مانده باشد. در دانشگاه و محل کار هم همین بود. هرجا که مسائل به بنبست میخورد، همه یاد او میافتادند.
🧠 سال ۱۳۳۷در محلهای در جنوب شهر تهران به دنیا آمد. از همان بچگی عاشق فکر کردن و گشتن دنبال جواب سؤالهای سخت بود. یکی از بچهمحلها خوب شطرنجبازی میکرد. چند باری با هم بازی کردند و هر بار منصور بازنده بود. هرچه تلاش میکرد، نمیتوانست بازی را ببرد، اما اهل کم آوردن و پاپسکشیدن هم نبود. آنقدر بازی دوستش را نگاه کرد و از هر باخت، نکته تازهای یاد گرفت تا بالاخره یک روز بازی را برد. بعد از آن هم، هرچه دوستش تلاش کرد دیگر نتوانست برنده باشد.
🎒 آن سالها آدم بزرگها هم خیلی اهل علم و سواد نبودند، چه رسد به تشویق کردن بچهها برای درس خواندن و یادگرفتن؛ اما منصور با بقیه فرق داشت. سال ۱۳۵۵ از دبیرستان محلهشان تنها یک دانشآموز در کنکور قبول شد: منصور عسکری، فیزیک هستهای دانشگاه شیراز. رشتهای که...
😍 #میخواهم_شبیه_تو_باشم
🔻 برای خواندن متن کامل به سایت یا #نرم_افزار_موبایلی نو+جوان مراجعه کنید👇
🌐 nojavan.khamenei.ir/showContent?ctyu=26227