eitaa logo
نو+جوان
47.2هزار دنبال‌کننده
7هزار عکس
2.8هزار ویدیو
348 فایل
🌐 رسانه اختصاصی نوجوانان و دانش آموزان سایت Khamenei.ir 📭 ارتباط با نو+جوان @Alo_Nojavan ✅ سایت👇 🔗 Nojavan.Khamenei.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷 | یک اربعین انتظار 🥹 روایت روزها و لحظه‌های بعد از او ✍️ مهدیه مقصودی 💔 شنیده‌ام آدم‌ها موقع مرگ، حالات مختلفی دارند. بعضی‌ها فّکشان قفل می‌شود و از شدت سختیِ جان‌‌ دادن، دندان برهم می‌سایند. بعضی‌ها نفس‌تنگی می‌گیرند و آخرین دم‌وبازدم‌هایشان، با صدای خس‌خس آمیخته می‌شود. 😊 بعضی‌ها هم فقط لبخندی از سر رضایت می‌زنند و دنیا را به اهلش می‌سپارند و می‌روند. می‌گویند حالات مختلف انسان‌ها هنگام احتضار، معنای خاصی دارد؛ مثلاً اگر چشم کسی موقع خارج ‌شدن روح از بدنش، باز بماند و به هیچ طریقی بسته نشود، چشم به راهِ چیزی یا کسی بوده که تا آخرین لحظات عمرش، انتظارِ آمدنش را می‌کشیده ... 😭 حالا من اینجا ایستاده‌ام. میان انسان‌هایی که چهل روز است، آسایششان را ترک کرده‌اند و به دریای خروشانی پیوسته‌اند که قلبشان را آرام می‌کند. میان انسان‌هایی که غمت، آواره خیابانشان کرده و هر شب، اشک چشمشان را کاسه آب کرده‌اند و ریخته‌اند پشت سرت تا سفرت به سلامت باشد. کنار کودکی که عکس تو را بغل کرده و بدون هیچ حرف و حرکتی، تماشایش می‌کند. کنار پیرمردی که با قد خمیده‌اش، عصا زنان آمده و مثل ابر بهار گریه می‌کند. مگر مرد گریه می‌کند ...؟ 🥺 من اینجا ایستاده‌ام و میان همه‌ همهمه‌ها به این فکر می‌کنم که چقدر این چهل ‌روز، منتظرت بوده‌ام! منتظر دیدن قامت رعنایت از قاب تلویزیون، منتظر... ✨ 🔻 برای خواندن متن کامل به سایت یا نو+جوان مراجعه کنید👇 🌐 nojavan.khamenei.ir/showContent?ctyu=26297
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | خدا ازتون راضی باشه... ❤️ مردم عزیز آبروی رو حفظ کردید ✊ دمتون گرم، مشتی هستین و پرطرفدار 📲 نسخه مناسب برای شبکه‌های اجتماعی 💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار 🌱 @Nojavan_Khamenei
💌 | 🌱 🌿 نوجوونا دست‌به‌کار شدن و به یاد دوستای شهیدمون درخت کاشتن 🌲 این عکسا رو دوستای سبز نو+جوان برامون فرستادن: 🌿 مهسا عبادزاده 🌿 حنانه شهبازی 🌿 مهدیار اوصالی 🌿 عاطفه میر 🤍 شما هم برای شرکت تو پویش تصاویرتونو به shad.ir/safir_nojavan بفرستین. ➕ ؛ شبکه نوجوانان ایرانِ اسلامی ✌🏻 shad.ir/Mosbat_Ma
نو+جوان
💌 #خواندنی | آقا چگونه در چشم خدا گل کردند؟ 🎙️ روایت‌های شنیدنی آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای درباره پ
💌 | آقا چگونه در چشم خدا گل کردند؟ 🎙️ روایت‌های شنیدنی آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای درباره پدر شهیدشان 7️⃣1️⃣ تلویزیون قدیمی 📺 تا چند سال گذشته تلویزیون منزل آقا از همان قدیمی‌ها بود. یک دستگاه گیرنده به قیمت آن موقع حدود پنجاه هزار تومان تهیه شد و من آمدم که آن را به تلویزیون وصل کنم. آقا سر نماز بودند. دیدم این تلویزیون این‌قدر قدیمی است که اصلا جای فیش آن دستگاه را ندارد. تلویزیون خود ما هم قدیمی است، اما جای فیش آن را دارد و ما فکر این را نکرده بودیم که این دستگاه این‌قدر قدیمی باشد که جای فیش ورودی از دستگاه را نداشته باشد. بعد از آن دیگر آن تلویزیون واقعا از حیز انتفاع ساقط شد و بعد از چند سال از همین تلویزیون‌های معمولی که حالا معمول شده و چند کانال را می‌گیرند به خانه آقا آمد. ⏳ ادامه دارد... 💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار 🌱 @Nojavan_khamenei
😍 مهم‌ترین فعالیت‌های اجتماعی امام صادق علیه‌السلام در بیان رهبر شهید 🌿 وقتی تشکیلات پنهانی سیاسی و عقیدتی راه می‌افتد 💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار 🌱 @Nojavan_khamenei
سروها ایستاده می_میرند_1405122125732.pdf
حجم: 2M
📱 نسخه مطالعه موبایلی «سروها ایستاده می‌میرند» ✍️ روایت روزها و لحظه‌های بعد از او 👌 مناسب برای شبکه‌های اجتماعی 💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار 🌱 @Nojavan_Khamenei
نو+جوان
🌳 | سروها ایستاده می‌میرند 🥹 روایت روزها و لحظه‌های بعد از او ✍️ ثمین قیاسی 🌄 حوالی غروب بود که رسیدیم؛ جایی در تلاقیِ همیشگیِ خاطره و خیابان، در «کشوردوست». شأن انتخاب این اسم را نمی‌دانم، اما بحق و خوش به این منطقه نشسته است. کشوردوست‌ترین فرد ایران، کسی بود که حالا مردمان مبعوث‌شده‌اش، به دیدار عمومیِ «نبودنش» آمده بودند. 🌷 از دور بنری مشخص بود. قامتی بلند از تصویری که تمامِ قاب را پر کرده بود و می‌گفت «آرام باشید. این چیزها که شما می‌بینید، این‌ها حوادث طبیعی یک راه دشوار به‌سمت قله است». دسته‌ها می‌آمدند و می‌رفتند. هر کدام با لهجه و سبکِ خودشان، انگار تکه‌ای از محرمِ عراق در خیابانِ «کشوردوست» جان گرفته بود. ذرات خاک بر زمین نمی‌نشستند. با اینکه اگر به درودیوار نگاه می‌کردی، اثری از گردوغبار بر آن‌ها نبود. انگار آن غبار، نه روی اشیاء، بلکه در میانِ خودِ هوا جاری بود؛ غباری که از جنس خاک نبود، بلکه از جنس حزن بود که در تلاقیِ خیابان و سوگ، در فضا معلق مانده بود. خیابانی منتهی به مقتلی مقدس، حزنی از جنس کربلا. ☀️ غروب که شد، جانی در آسمان نمانده بود و چراغ‌ها را روشن کردند. چراغ‌های قرمز. همه جا سرخ شده بود و این رنگِ لرزان، روی صورتِ آدم‌ها و قابِ عکس‌ها می‌دوید. انگار هوا هم همراه با ما رنگِ دیگری گرفته بود. 🔴 در میانه این سرخی، دسته‌ هلال‌احمر گذشت؛ با دست‌هایی که قصه‌ امداد و نجات را در زخم‌ها و سوختگی‌هایشان پنهان کرده بودند. تماشایی بود. دستی که از آتش برگشته بود، حالا شاخه گلی برای «دوست» آورده بود. جلوی دسته، مردی با تمامِ وجود در نی می‌دمید. سوزِ نی، میان آن غبار عجیب هوا می‌پیچید و همه‌چیز را غریب‌تر می‌کرد. هرچه به جایگاه نزدیک‌تر می‌شدیم، تلفیق صدای مداحی‌ها با ناله‌ نی و نورِ کم‌جانِ آسمان، فضایی ساخته بود که دیگر هیچ کلمه‌ای برای توصیفش پیدا نمی‌شد. فقط باید سکوت می‌کردی. 🌱 سنگینیِ غروب با اولین زمزمه اذان، کمی سبک شد. انگار با هر «الله‌اکبر»، آدم‌ها آرام‌تر می‌شدند و آن غبارِ بی‌قرار هم آرام می‌گرفت. خدا دوباره دستش را روی قلب‌های داغدیده گذاشته بود تا تاب بیاورند؛ داغی که هنوز زنده بود؛ هنوز خاک سرد هم از حرارتش کم نکرده بود و فقط خدا باید دست‌به‌کار می‌شد. آنجا بود که می‌شد حس کرد «خدایِ خامنه‌ای به‌راستی زنده و حاضر است». 😥 داشتم آخرین تصویرهای آن خیابان را در ذهنم ثبت می‌کردم که نگاهم به نگاهِ دختری هم‌سن‌وسالِ خودم گره خورد. به‌ظاهر شبیه هم نبودیم، ولی دو دنیای متفاوت بودیم که حالا در یک نقطه به هم می‌رسیدیم. چشم‌هایش به آن بنرِ بزرگ و مهربانِ روی دیوار دوخته شده بود. تمامِ مساحتِ چشمش پر از اشکی بود که فرو نمی‌ریخت و بغضی که انگار خیالِ شکستن نداشت. انگار کلمه و تصویر، پیشِ آن لحظه کم آورده بودند. فقط تماشا کردم؛ در سکوتی که میانِ ما امتداد یافته بود. تمام جهان خلاصه شده بود در آن تلاقیِ غریب؛ بین آن نگاه و آن تصویر ... بین آن چشم‌ها و مردی بلندقامت که حالا فراتر از قاب بنر ایستاده بود و مثل همیشه به ما لبخند می‌زد. 💔 دلم می‌خواست این روزهای تاریخ را هیچ‌وقت زندگی‌ نکنم؛ اما حالا که خونِ رگ‌هایم فدای قدوبالای شما نشده بود، تنها خواسته‌ام این بود که در همین نقطه از تاریخ ماندگار شوم و تا همیشه، به تماشای این تصویر، به امید دیدار شما بنشینم. به امید دیدار آقای شهید ... ✨ 💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار 🌱 @Nojavan_khamenei
💌 | 🌱 🌿 نوجوونا دست‌به‌کار شدن و به یاد دوستای شهیدمون درخت کاشتن 🌲 این عکسا رو دوستای سبز نو+جوان برامون فرستادن: 🌿 محدثه نصیری 🌿 امیرعباس فاضل 🌿 ترنم ولی پور و ارغوان فرهادی 🌿 نرگس شعبانی 🤍 شما هم برای شرکت تو پویش تصاویرتونو به https://shad.ir/safir_nojavan بفرستین. ➕ ؛ شبکه نوجوانان ایرانِ اسلامی ✌🏻 https://shad.ir/Mosbat_Ma
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 🎙️ سال گذشته آقا در مراسم عزاداری شهادت امام‌صادق (ع) از تاثیر اعمال ما بر تقدیر الهی و مسیر تاریخ گفتند 1️⃣ در زمان امام صادق (ع) در تقدیر الهی بنا بوده به نفع ائمه تحولی اتفاق بیفتد. یک روایت از حضرت صادق(ع) است که می‌فرماید که خدای متعال امر امامتِ به معنای واقعی را در تقدیر خودش برای سال ۷۰ هجری گذاشته بود. 2️⃣ حادثه‌ کربلا، این بی‌اعتنایی مردم به مبانی دینی، اثرش این بود که این تقدیر الهی تا سال ۱۴۰ عقب افتاد که زمان امام صادق (ع) است. 3️⃣ بعد دنباله‌ همان روایت، فرمود: شما افشا کردید، خدا عقب انداخت؛ یعنی اگر شیعیان دهنشان قرص بود و افشا نمی‌کردند، شاید همان وقت قضیه تمام می‌شد 4️⃣ شما ببینید تاریخ چقدر تغییر پیدا می‌کرد! مسیر بشر یک مسیر دیگری می‌شد و امروز دنیا، دنیای دیگری بود. 5️⃣ کوتاهی‌های ما، یک جا دهن‌لقی‌مان، یک جا کمک نکردن‌مان، یک جا اعتراض کردن بیخودی‌مان، یک جا صبر نکردن‌مان، یک جا تحلیل غلطی که از اوضاع می‌کنیم، گاهی تأثیر می‌گذارد؛ لذا خیلی باید مراقبت کرد... 🌷 شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای و نوجوانان ایران اسلامی 🌱 @Nojavan_khamenei
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤲 به دعای شما دل‌ بسته‌ایم... 💚 یا مولانا یا صاحب الزمان(عج) 💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار 🌱 @Nojavan_khamenei
❤️ خونِ شهیدِ عشق جهان را فرا گرفت 👌 این پیش‌بینی آقای شهیدمون‌ رو باید با طلا نوشت ✊ مردم کار رو تموم می‌کنن... 🌷 شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای و نوجوانان ایران اسلامی 🌱 @Nojavan_khamenei