Audio401322.mp3
7.46M
🎼 پادکست بسیار زیبا
🎙سخنران: #دارستانی
🗒 قیمتی ترین سرمایه
⏱ ۰۷ دقیقه ۱۷ ثانیه
نشر دهنده معارف باشید
❖ کانال نُکتِه هایِ ناب
eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
#گردوی_بی_مغز
مـلا مهرعلی خـویی ، روزی در کوچه دید دو کـودک بر سـر یک گردو با هم دعوا میکنند. به خاطر یک گردو یکی زد چشـم دیگری را با چـوب کور کرد. یکی را درد چشـم گرفت و دیگـری را ترس چشـم درآوردن . #گردو را روی زمین رها کردند و از محل دور شدند
ملا گردو را برداشت و شکست ودید، گردو از مغز تهی است، شروع کرد به گریه کردن. سوال کردند تو چرا گریه میکنی؟ گفت دو کودک ازروی نادانی و حس کودکانه، بر سر گردویی دعوا می کردند که پوچ بود و مغز نداشت
دنیا هـم همینه ، مثل گـردویی بـدون مغز! که بر سر آن می جنگیم و وقتی خسته شدیـم و #آسیب به خـود و یا دیگران رسـاندیم و پیر شدیم ، چنین رها کرده و برای همیشه می رویم
انتشار مطالب نکته های ناب فقط با لینک کانال جایز است
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
روی پای خدا_12.mp3
8.38M
🎼 پادکست بسیار زیبا
🎙 سخنران: #شجاعی
🗒 وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ
⏱ ۱۱ دقیقه و ۵۰ ثانیه
نشر دهنده معارف باشید
❖ کانال نُکتِه هایِ ناب
eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
#یگانه_تکیه_گاه
به امر خداوند آتش نسـوزاند ابراهیم را و دریا در خود غرق نکرد موسى را مـادری ، #کودک دلبندش را به دست موج هاى خروشان نیل می سپارد، تا برسد به خانه فـرعونی که به خونش تشنه بود
دیگری را برادران به چاه مى اندازند، سر از خانهی عزیز مصر در آورد! مکر زلیخا زندانی اش کرد، ولی عاقبت بر تخت ملک می نشیند
از ایـن قِصَص های قـرآن مجید هنوز هـم نیاموختیم؟ که اگر همـه ی عـالم قـصد #ضرر رساندن به من و شما را داشته باشند، و خداوند نخواهد؛ نمی توانند. او یگانه تکیهگاه من و توست. توکل و توسل به خدا واهلبیت علیهم السلام رو هرگز فراموش نکنیم
انتشار مطالب نکته های ناب فقط با لینک کانال جایز است
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
091 - Namaz.mp3
8.49M
🎼 پادکست بسیار زیبا
🎙سخنران : #مجتهدی
🗒 امت چهار دسته اند
⏱ ۰۹ دقیقه و ۰۹ ثانیه
نشر دهنده معارف باشید
❖ کانال نُکتِه هایِ ناب
eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
#ظاهر_و_باطن
در زمـان سلیمان نبی پـرنده اى بـراى نوشیـدن آب به سمت بـرکه اى پرواز کرد، اما چند کودک را برسر برکه دید آنقـدر #انتظار کشید تا کودکان از آن برکه متفرق شدند
همینکه قصد رفتن سمت برکه را کرد این بار مـردى را با محاسنی سفیـد و آراستـه دید که بـراى نوشیـدن آب به برکه آمد. پرنده به خود گفت کـه این مردى با وقار و نیکوست واز سوى او آزارى به من نمی رسد
پس نزدیک شد، ولی آنمرد سنگى به سمت او پـرتاب کرد و چشـم #پرنده نابینا شد. شکایت به نزد سلیمان نبی بـرد. حضـرت سلیمـان مـرد را احضار کرد، محاکمه ومحکوم نمود و دستور به کور کردن چشمش داد
پرنـده به حکم صادره اعتراض کرد و گفت چشم اینمرد هیچ آزارى به من نرسانـده ، بلکه #ریش او بـود که مرا فریب داد و گمان بردم که از سوى او ایمنم پس به عـدالت نـزدیک تر است اگر محـاسن او را بتـراشید تا دیگران مثل من فریب ریش او را نخورند ...
امام باقر عليه السّلام فرمود: هر كس ظاهرش از باطنش بهتر باشد ترازوى اعمالش روز قيامت سبك گردد. منبع: مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار ، جلد ۱ صفحه ۶۸۷
انتشار مطالب نکته های ناب فقط با لینک کانال جایز است
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
4_5870455196747825193.mp3
5.87M
🎼 پادکست بسیار زیبا
🎙سخنران : #یکتا
🗒 دعا کنید نمیرید ...
⏱ ۰۳ دقیقه و ۴۵ ثانیه
نشر دهنده معارف باشید
❖ کانال نُکتِه هایِ ناب
eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
#یک_بند_انگشت
بچهها روزها خاک های منطقه را زیر و رو می کردند و شب ها از خستگی و ناراحتی بهخاطر پیدا نکردن شهدا، بدون هیچ حرفی #منتظر صبح می ماندند . یکی از دوستان معمولاً توی خط برای عقده گشایی، نوار مرثیه ی حضرت زهرا سلام الله علیها را می گذاشت و اشک ها ناخودآگاه سرازیر می شد.
من پیش خودم گفتم: یا زهرا! من به عشق مفقودین به این جا آمدهام، اگر ما را قابل میدانی مددی کن که شهدا به ما نظر کنند ، اگر نه ، که برگردیم تهران. روز بعد فکه خیلی غمناک بود و ابر سیاهی آسمان را پوشانده بود. بچهها بار دیگر به حضرت زهرا سلام الله علیها #متوسل شدند، و هرکسی زمزمهای زیرلب داشت. درهمین حال یک بند انگشت نظر من رو جلب کرد، خاک را کنار زدم ، یک تکه از پیراهن نمایان شد. همراه بچه ها خاک ها را با بیل برداشتیم و پیکر دو شهید که در کنار هم صورت به صورت یکدیگر افتاده بودند ، آشکار شد.
بعد از جستجوی خاک پلاک های اون دو شهید هم پیدا شد . لحظه ای بعد بچهها متوجه شدندکه داخل یکی از #قمقمه ها آب هست و با فرستادن صلوات ، جهت تبرک از آب خوردیم. وقتی پیکر دو شهید رو از زمین بلند کردند، دیدیم که پشت پیراهن هر دو نوشته شده می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم. نقل از سید بهزاد پدیدار
انتشار مطالب نکته های ناب فقط با لینک کانال جایز است
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
1_333815591.mp3
7.96M
🎼 پادکست بسیار زیبا
🎙سخنران : #دارستانی
🗒 احترام به پدر و مادر
⏱ ۲۹ دقیقه و ۵۹ ثانیه
نشر دهنده معارف باشید
❖ کانال نُکتِه هایِ ناب
eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
#احسان_به_والدین
مرحوم آیت الله مجتهدی می فرمود سـه چیـز است کـه اجـازه تـرک آن به احدی داده نشده. یک وفای به #عهد، که اجازه نداری خلاف عهد کنی ، چه طرف مقابلت خوب باشد چه بد باید به عهدت وفا کنی
دوم هـم ادای امانت است ، اگر کسی چیزی پیش تو به امانت گذاشته، چه طرف خوب باشد، چه بد، باید امانت را بدهی. سوم خـوبی کردن به پدر و مادر، چه پدر و مادر خوب و چه پدر و #مادر بد . بایـد به #پدر و مـادرت احسان کنی
انتشار مطالب نکته های ناب فقط با لینک کانال جایز است
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
1_1333795.mp3
5.67M
🎼 پادکست بسیار زیبا
🎙 سخنران : #شجاعی
🗒 غذا دادن به مساکین
⏱ ۱۲ دقیقه و ۲۳ ثانیه
نشر دهنده معارف باشید
❖ کانال نُکتِه هایِ ناب
eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50
#ثروتمندِ_فقیر
روزی مرد ثروتمندی پسر بچه کوچک خود رابه روستایی برد تا به او نشان دهد مـردمی که در آنجا #زندگی می کننـد ، چقـدر فقیر هستند. آن دو یک شب در خانه ی یک روسـتایی مهمان بودنـد. در راه برگشت مـرد از پسرش پرسیـد نظرت در مـورد مسافـرت چه بـود؟ پسـر در جواب گفت عـالی بـود
#پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟ پسـر پاسخ داد بله پدر! و پدر پرسید چه چیز از این سفر آموختی؟ پسر گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم وآنها چهار تا. ما در حیاط خانه یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد
ما در حیاط خود فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند. حیاط خانه ما به دیوارهایش محـدود است امـا باغ آن ها بی انتهاست. با شنیدن #حرف های پسر ، زبان مرد بند آمده بود. بعد پسربچه اضافه کرد متشکرم پدر، تو بهمن نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم
انتشار مطالب نکته های ناب فقط با لینک کانال جایز است
http://eitaa.com/joinchat/345899012Cfc1b7bcd50