eitaa logo
- دلدادھ مٺحول -
3.3هزار دنبال‌کننده
457 عکس
72 ویدیو
6 فایل
- از گرامافون ؛ زمزمه‌هایِ شجریان به گوش می‌رسه...
مشاهده در ایتا
دانلود
- دلدادھ مٺحول -
بعد از نامه نوشتن، ایمیل فرستادن و اعلان نوتیف ِ Gmail یکی از قشنگ‌ترین روش‌های ارتباطی‌ـه.
از غم‌ها شعر بساز و دل خوش کن به این جزئیات ِ ریزه میزه عزیزم! برای من دریافت کردن ایمیل به مثابه‌یِ دریافت کردن کاغذ کاهیِ خط نوشته‌دار از طریق کبوتر نامه رسون‌ـه. وایب‌ش متفاوته. آدماش‌م متفاوتن. چت و کال و غیره نه تنها عمومی‌ـه ، بلکه مدام می‌پرن بین صحبت همدیگه. اما ایمیل؟ نه. کامل و جامع و خندوون [ چه بسا با غم و گوله‌های ِ اشک ] می‌نویسی و می‌خونی و می‌فرستیش. سکرت‌طور و در آرامش ِ کامل. چی از این بهتر؟ خواستم بگم نامه‌هاتون رسید به دستم و با یه لبخند ِ کشیده دارم می‌خونمشون. و اما جواباشون! تو راهـن. می‌رسن به دستتون.
از مردمکِ چشم‌هایش؛ غم می‌‌چکید.
صدای ترانه‌ای غمگین در رادیو شنیده می‌شود، و من به چیزی غیر تو فکر نمی‌کنم. زنده ماندن در روزهایی که این قدر از تو دور افتادم کار آسانی نیست... - ناظم حکمت.
Back to the old ones.
حیدو هدایتی.‌Heydoo Hedayati.Mo Si To.128.Songha.ir (1).mp3
زمان: حجم: 3.9M
با یک عالمه مرغ دریایی خوش نوایِ جنوبی، از تویِ دل دریا، یارُم آوردن...
و اما عزیزِ من. تو لایق تمام آغوش‌هایی بودی که ازت دریغ شد و تنهایی دستات رو دورِ خودت، حلقـه کردی.
غم یه موهبته. وقتی باهاش روبه‌رو شدی، ازش فرار نکن.
خاطرات در لوکیشن‌ها نفوذ می‌کنند، در ثانیه‌هایی معلّـق و بی‌انتها.... ؛ از اولین روز آذرمـاه. بندر انزلی.
- دلدادھ مٺحول -
خاطرات در لوکیشن‌ها نفوذ می‌کنند، در ثانیه‌هایی معلّـق و بی‌انتها.... ؛ از اولین روز آذرمـاه. بندر
کنار خلیج‌ نشستم و چشم دوختم به سیاهی ِ دریا. به پهنای ِ امواج و نقش ماه روی آب. فانوس دریایی روشنه و هر از گاهی مردمک چشمم‌ رو هدف میگیره. سوز صدایِ سرنا ونی "ساز محلی" گوش‌هام رو‌ در آغوش کشیده و چشمم قفل مونده روی جنازه‌یِ ماهی که افتاده لب صخره بیرون از آب. ماهیِ کوچکِ بی‌پناه که از وطن‌ـت دور افتادی. تو جات‌ بین تموم اون صدف‌های سفید بود. دقیقا در ژرفایِ اقیانوس... تو برای نفس کشیدن روی صخره‌های این ساحل نبودی. اما دلتنگ کی شدی که خودتو پرت کردی بیرون از آب برای پیدا کردنش؟ چه کورسویِ امیدی رو دیدی اینجا؟ کدوم روزنه نوری به چشم‌ـت خورد؟ صدای خالو میاد که داره از روی لنج میخونه و به تو فکر میکنم. به تویی که برای تسکین دل‌تنگیت‌، حتی آروم گرفتنِ همیشگی مثل ماهی روی صخره هم، جواب نیست... [ شطحیات‌ـی از نیمه شبی که گذشت ]