eitaa logo
- دلدادھ مٺحول -
3.4هزار دنبال‌کننده
363 عکس
64 ویدیو
6 فایل
- از گرامافون ؛ زمزمه‌هایِ شجریان به گوش می‌رسه...
مشاهده در ایتا
دانلود
- دلدادھ مٺحول -
فَلَا تَعلَمُ نَفسُ مَا اُخفِیً لَهُم مِن قُرّهَ اَعیُن. هیچ‌کس نمی‌داند برایش چه قره‌العین‌هایی پ
خدایا من شک ندارم به قره‌العینی که تو رقم بزنی. به اشکی که دیگه از سر غم و خستگی نیست؛ به اشک ذوق. به اشک حاصل از لبخند. به قره‌العین...
چشم‌های زیبایی داشتی که برای به غم کشیده شدن، خیلی "حیف" بودن عزیزدلم.
از جام بلند میشم، گل روی میزم رو بو می‌کنم. میرم آب میخورم برمی‌گردم گل رو بو می‌کنم. کتاب‌هارو می‌چینم تو قفسه، گل رو بو می‌کنم. لباس‌هارو آویزون میکنم تو کمد، گل رو بو می‌کنم. بیشتر هدفم این بود که بزارمش جلوی چشمم و هرزگاهی نگاهش کنم، منتها انگار برعکس نتیجه داده و چشم و گوش و تمام حواس پنج گانه‌م سمتشه و تا شب احتمالأ قراره این وضعیت ادامه پیدا کنه و تمام کارام بمونه روی زمین. خدا به دادم برسه که انگاری شب بیداری‌ی‌ی‌ درانتظارمه.
- دلدادھ مٺحول -
از جام بلند میشم، گل روی میزم رو بو می‌کنم. میرم آب میخورم برمی‌گردم گل رو بو می‌کنم. کتاب‌هارو می‌چ
بنظرم دلیل کاملاً قانع کننده‌ای می‌تونه باشه! کجا بودی که نیومدی؟ پیش گل‌م بودم. چرا غذا سوخت؟ حواسم به گل‌م بود. چه بوی خوبی میدی؟ بیست و چهار ساعته چسبیده بودم به گل‌م. چرا تماس رو جواب ندادی؟ وا. خب گل‌م دستم بود. همش‌ گل‌م. گل‌م. گل‌م.
- دلدادھ مٺحول -
بنظرم دلیل کاملاً قانع کننده‌ای می‌تونه باشه! کجا بودی که نیومدی؟ پیش گل‌م بودم. چرا غذا سوخت؟ حوا
کاش میشد معاشرت با گل‌هارو به جای معاشرت با انسان‌ها جایگزین کنیم. زنده، مهربون، خوش‌بو، بی‌آزار و مهم‌تر از همه موجوداتی غیر از آدمیزاد. نه به روابط آدمیزادی.
جلسه‌یِ درمان یا همون تراپی؛ شبیه به رینگ کُشتی می‌مونه. تو یه طرف رینگ با دست‌هایِ بسته ایستادی و یک طرف تمام اون تروماهایی که باید با جزئیات تعریفشون کنی و با به زبون آوردن هر کلمه، انگار یه مُشت می‌خوره به صورتت. در آخر کسی که خونی و شکسته با چشمایِ کبود از رینگ بیرون میاد، تویی. اما با این تفاوت که بازنده‌یِ مسابقه نیستی. لِه و شبیه جسدی سرد کِشون‌کِشون میای بیرون، اما بازنده نه. یادت نره که روان‌درمانگر، داورِ بازی نیست، مربی‌ته. یخ می‌زاره روی تک تک کبودی‌هات. تو خوب میشی، حتی اگه الان وسط رینگ افتادی، اگه الان داری زخماتو پانسمان می‌کنی و ازم می‌پرسی که مگه قطع میشه این خونریزی‌ها؟ آره عزیزم. قطع میشه بالاخره. یه روزی آخرین پانسمان رو میزاری و می‌بینی دیگه اثری از رد خون نیست. بهم اعتماد کن و بدون که طبیعیه این روند، تو خوب میشی عزیزم. تو، از این رینگ زنده بیرون میای...
"أهلًا بأجْمَل ثَلاثِينَ لَيْلة سلام بر زیباترین سی شب عالم..." به چیدن سفره افطاری. دعاهایی که می‌چَسبه به جونت. اشك‌هایی که تو تاریکيِ شب راهشونو پیدا میکنن و بغض‌هایی که کیلو کیلو خالی میشن از تو اعماقِ گَلوت. صدای مناجاتِ دم سحر از تلویزیون. زولبیا بامیه‌های چینده شده تو ظرف. کاسه گل‌سرخیِ آش نذری و... ستار! ممنونم ازت که گذاشتی چشممون امسال هم هلالِ ماه مبارك رو ببینه. ممنونم که فرصت دادی تا غم‌هامونو مستقیم بیاریم پیشِ خودت، نه آدمایِ روی کره زمین. ممنونم که دعوتمون کردی به ماهِ اَمن و مهربونی و بخشش...🤍
- دلدادھ مٺحول -
دیشب صحبت از غذا بود، بین‌ حرف‌ها گفتم که فسنجون غذای مورد علاقمه... صبح که بیدار شدم، دیدم میزبان ب
خیلی حسِ آخیش و دوست‌داشتنی‌ای داره که بدونی یه جایی یه گوشه‌ای از ذهن آدما ثبت شده که تو چی دوست داری و وقتی دارن اون غذارو درست میکنن به یادشون بیای. خوش‌حالم و توجه به جزئیات ریزه میزه همیشه نَرم نَرمی می‌کنه دلمو.😭😭
- دلدادھ مٺحول -
خیلی حسِ آخیش و دوست‌داشتنی‌ای داره که بدونی یه جایی یه گوشه‌ای از ذهن آدما ثبت شده که تو چی دوست دا
داشتم فکر می‌کردم چه کلمه‌ای رو جایگزین "نَرم نَرمی می‌کنه دلمو" بگم، منتها همین کلمه دقیقاً احساسِ واقعی‌م بود، پس با خنده نوشتمش. لذا دنبال معنایِ جدی‌ش نگردید و متقابلاً نَرم نَرمی بشید. :*))))