eitaa logo
- دلدادھ مٺحول -
3.2هزار دنبال‌کننده
367 عکس
66 ویدیو
8 فایل
- از گرامافون ؛ زمزمه‌هایِ شجریان به گوش می‌رسه...
مشاهده در ایتا
دانلود
اخیرأ با احتیاط بغل می‌گیرم آدمارو، با احتیاط نگاهشون می‌کنم، با احتیاط عکس میگیرم ازشون. با احتیاط جزئیاتشون رو به خاطر می‌سپارم... انگار کلِ لحظه‌هام شده یه محتاطِ محافظه‌گر، که آماده‌س برای بدرقه و همچنان دل‌گیره. دلش‌گیره.
- دلدادھ مٺحول -
اخیرأ با احتیاط بغل می‌گیرم آدمارو، با احتیاط نگاهشون می‌کنم، با احتیاط عکس میگیرم ازشون. با احتیاط
"دل‌گیره و دلش‌گیره" که نه به اجبار نگه داره برای موندن، نه به اصرار راهی کنه برای رفتن. که از خودش بپرسه کِی قراره دوباره چشمآت اعتماد کنن به آدما و بَس کنی محتاط بودن رو؟ برای همیشه.
- دلدادھ مٺحول -
ء.
تو کافه مشتری‌ای نبود و باریستا با صدای عرفان ریتم گرفته بود. انگاری یادش رفته بود که ممکنه بشکنه بطری. بی‌اُفته لیوان از دستش. ممکنه کسی نگاهش کنه. به این فکر کردم که چقدر دیدنی میشن آدما وقتی تو حالِ خودشونن پسر!
شش صبح دارم می‌خوابم و هشت باید بلند بشم و این یعنی این که قرار نیست انسان ململانی‌ای باشم امروز. بلکه ممکنه تا شب دویست و سی و سه تا قتل عمد انجام بدم و آدم‌خوار بشم. ومپایری چیزی. =))))))
قبلاً فکر میکردم عاشق پیاده‌روی‌م، ولی جدیداً فهمیدم نه. تنها دلیل این که وقتی با دوستام بیرون میرم، گوشه لباسشونو می‌کشم تا از این سر قاره پیاده بریم تا اون سر قاره، اینه که بتونم تو اون مدت زمان و مسیری که همراهیم، یك عالمه جزئیات جدید کشف کنم ازشون :`))))))
- دلدادھ مٺحول -
قبلاً فکر میکردم عاشق پیاده‌روی‌م، ولی جدیداً فهمیدم نه. تنها دلیل این که وقتی با دوستام بیرون میرم،
یعنی عااااشق اینم که به جزئیاتی در موردشون توجه کنم که خودشون خبر ندارن ازش. مثلاً بفهمم از صدای بوق ماشین‌ها ناخودآگاه بالا می‌پَرَن. چشماشون یواشکی گربه‌هارو دنبال می‌کنه. به سنگ‌های ریز کف خیابون لگد میزنن. موقع راه رفتن چه آهنگ‌هایی گوش میدن. با چه سرعتی قدم برمی‌دارن و یک عالمه جزئیات بی‌ربط و عادیه دیگه!😭😭
- دلدادھ مٺحول -
ء.
هیچی دیگه. یک ربع وایساده بودم زیر تیغ آفتاب، داشتم براش تعریف می‌کردم و هر چند دقیقه نگاش می‌کردم ببینم حواسش هست یا نه. دید به این زودی‌هاا تموم نمیشه انگاری و تصمیم گرفت به جای نشسته و وایساده گوش دادن، لَش کنه که تمومش کن آقا! و اگه یکم بیشتر ادامه بدی "میو کُنان" میزنم زیر گریه که دیگه بیخیال شدم و برگشتم. دیدید؟ هی بهتون می‌گفتم گربه‌ها می‌فهمن شماها باور نمی‌کردید. ساده بودیم بچه‌ها.
- دلدادھ مٺحول -
ء. نیمه شب‌، سه و هفده دقیقه‌یِ صبح.
داشتم کمدم رو مرتب می‌کردم، به این توجه کردم که همیشه عمداً ته عطرم رو باقی میزارم بمونه داخل شیشه.. که اگه بی‌هوا "بودنم" ته کشید، که اگه یه روزی بیدار شدن اما بدونِ من، یادم تو خونه بمونه. که حتی اگه جسمم دور بود ازشون، از ته مونده‌یِ عطرم بزنن روی نبضشون و به آغوش بکشن یادم رو. ٫ چرا که آدم به "یاد شدن" زنده‌س و امیدوار. ٫