eitaa logo
- دلدادھ مٺحول -
3.2هزار دنبال‌کننده
367 عکس
66 ویدیو
8 فایل
- از گرامافون ؛ زمزمه‌هایِ شجریان به گوش می‌رسه...
مشاهده در ایتا
دانلود
- دلدادھ مٺحول -
ء. نیمه شب‌، سه و هفده دقیقه‌یِ صبح.
داشتم کمدم رو مرتب می‌کردم، به این توجه کردم که همیشه عمداً ته عطرم رو باقی میزارم بمونه داخل شیشه.. که اگه بی‌هوا "بودنم" ته کشید، که اگه یه روزی بیدار شدن اما بدونِ من، یادم تو خونه بمونه. که حتی اگه جسمم دور بود ازشون، از ته مونده‌یِ عطرم بزنن روی نبضشون و به آغوش بکشن یادم رو. ٫ چرا که آدم به "یاد شدن" زنده‌س و امیدوار. ٫
خونه ساکته و موهام هنوز نَم حمام رو داره، لباس‌هارو آویزون کردم روی چوب لباسی و حالا اتاق داره برق می‌زنه از تمیزی. کتاب رو گذاشتم روی میز تا یادم نره عصر بخونمش و آخیش. جمعه‌هایی که لطیف می‌گذره رو واقعاً دوست دارم*
- دلدادھ مٺحول -
از اونجایی که درست کردن ناهار امروز با آبجی‌تونه، آهنگی که داره پلی میشه رو می‌فرستم تا باهم گوش کنیم. 💘
ء. "تو مثل خونواده‌یِ منی. چطور عامدانه می‌نشستم به تماشایِ آسیب دیدن و غمگین شدنت؟"
- دلدادھ مٺحول -
ء. "تو مثل خونواده‌یِ منی. چطور عامدانه می‌نشستم به تماشایِ آسیب دیدن و غمگین شدنت؟"
گفت یادت میاد اون شب چجوری سرم داد زدی؟ گفتم آره. اگه اون شب سرت داد نمی‌زدم، چشماتو باز نمی‌کردی روی قضیه. نمی‌خواستم شش ماه بعد کار برسه به ملاتونین. به این که خوابیدنت وابسته بشه به ورقه‌هایِ پوکساید. دلم نمی‌خواست اپن خونه‌ت‌ به جای دسته گل، پر باشه از برگه‌های قرص و تجویزهایِ روانپزشکی و تایم‌هایِ فیکس شده‌یِ جلسه تراپی. خیلی‌ی‌ی‌ی برام عزیز بودی که سرت داد زدم، اگر نه معمولاً کسی صدای بلند منو نمی‌شنوه. اگه عزیز نبودی سارا، صبر می‌کردم تا خودت تجربه کنی. دلم نیومد. تو مثل خونواده‌یِ منی. چطور عامدانه می‌نشستم به تماشایِ آسیب دیدن و غمگین شدنت؟ ٫
- دلدادھ مٺحول -
"تو خدایِ ناممکن‌ها و ممکن‌هایِ دوری" :))))))
اگه ازم بپرسن بیشترین جمله‌ای که از ابتدای سال تا الان تکرار کردی چی بوده؟ میگم همین. که تو خدایِ ناممکن‌ها و ممکن‌هایِ دوری و من واقعاً باور دارم بهت. می‌شناسمت که چقدر خدایی بَلَدی. چقدر مَشتی می‌رسی به دادِ آدما. چقدر به موقع نجات میدی. چقدر زمان بندی‌ درست و حسابی‌ای داری. من به تو شك ندارم، اما به کاسه‌یِ صبر خودم چرا...
- دلدادھ مٺحول -
اگه ازم بپرسن بیشترین جمله‌ای که از ابتدای سال تا الان تکرار کردی چی بوده؟ میگم همین. که تو خدایِ ن
"در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا ‏ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند" فعلا اینو می‌زنم جلوی چشمم، تا ببینیم چی پیش میاد. تو خدایی دیگه. ما که بلد نیستیم قربونت برم. تو بلدی چجوری خدایی کنی برای آدمایِ روی زمین*
هر بار که گوش میدم، انگار اولین باره که شنیدمش. همون قدر سر شوق میارتم و دوست داشتنیه برام٫ پس امشب باهَم بشنویمش🐋
برگشته میگه چقدررر سحرخیزی تو دختر! نمی‌دونم چجوری بگم هنوز نخوابیدم که عادی جلوه کنه. من شب‌خیزم عزیزم، نه سحرخیز =))))
این روزا فاصله احساس امنیت تا ناامنیِ مطلق گرفتنم، به اندازه یک کلمه، یک جمله، یک رفتار و یک حرکته. کاش میشد به تک تک آدم‌ها بگم که لطفاً احتیاط کن. به یک مو بنده این "امن بودنت" و دستام رو دور این کلمه حلقه کردم تا نره. نگاه کن. ببین که محکم چسبیدمش. یه کاری نکن که مجبور بشم عامدانه رهاش کنم. دلم نمی‌خواد بهم ثابت بشه که "تو" هم هیچ فرقی نداشتی با بقیه آدما...