eitaa logo
🍃 روح و ریحون 🍃
499 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
230 ویدیو
5 فایل
🍃 گاهی بجای اینستاگرام اینجا مینویسم ، حس ها ، حرف ها ، دغدغه ها ، مطالب مفید ، حال خوب کن،مادرانه ها و روزمرگی هایم را .... ❤ ممنونم که همراهید .. پیج کاریم https://eitaa.com/giggeling
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وَ لَا تَكْشِفْ عَنَّا سِتْراً سَتَرْتَهُ عَلَى رُؤُوسِ الْأَشْهَادِ ، يَوْمَ تَبْلُو أَخْبَارَ عِبَادِكَ . و پرده‌ای که بر گناهان ما پوشاندی، در برابر حاضران روز قیامت، از روی ما برندار، روزی که خبرهای بندگانت را آشکار می‌کنی. 🍃 @nor_ir
🍃 روح و ریحون 🍃
وَ لَا تَكْشِفْ عَنَّا سِتْراً سَتَرْتَهُ عَلَى رُؤُوسِ الْأَشْهَادِ ، يَوْمَ تَبْلُو أَخْبَارَ عِبَ
آقای پناهیان میگفتن تقوا یعنی مراقبت و محافظت ... همیشه خدا برای من همین معنا رو داشته ، همیشه محافظ و مراقب ما بوده ، عین یک مادر که هر لحظه چشمش به بچه ی نو پاشه که نکنه بیوفته و صدمه ببینه و چه بسا هزار برابر این تشبیه .. من تو این دنیا دل به ستارالعیوبیت بستم اصلا برای من این نامت به یک رابطه ی عمیق با تو بسنده میشه؛ هروقت که خرابکاری کردم ،اومدی وسط درستش کردی ، پوشوندیش ،کسی نبینه ، آبرومو نبردی حالا نمیتونم تصور کنم اون دنیا که مهمتر از این دنیامونه ، چیزی از ستارالعیوبیت کم بشه ... نمیتونم تصور کنم اینجا با تموم بد بودنم هوامو داشتی ،بهم عزت دادی ، ابرو دادی ،حالا اون دنیا که لقاء توعه وقت دیدار و مهمانی توعه ،ابرومو ببری ،که پناه میبرم بتو از این تصورم ، که حرفم اینه خدا من بیشتراز این دنیا ،تو اون دنیا به ستارالعیوبیت محتاج و نیاز دارم ! رهامون نکنی فدات بشم 🍃 @nor_ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هیچ چیز لذت بخش‌تر از این نیست که یک نفر احساست را بفهمد بدون اینکه مجبورش کنی... • زویا‌ پیرزاد 🍃 @nor_ir
اذان صبح دیگ داره زیادی خودمونی میشه ولش کنی میاد ساعت ۱۲شب ک‌ مزاحم خواب بقیه نشه😂
روزی از بار سنگینی که روی شانه‌هام سنگینی می‌کرد، حرف خواهم‌زد. از این‌که چطور هر صبح مثل سایه‌ای، خودم را خیابان به خیابان و در مسیرهای خلاف قاعده‌ی احساس و باورم می‌کشاندم، در همان‌حالی که داشتم لبخند می‌زدم، آرام راه می‌رفتم، آرام به کارهام می‌رسیدم و ظاهرا همه چیز خوب بود... روزی از رنج‌های زیسته‌ای خواهم‌گفت که مرا تا لبه‌ی عمیق‌ترین پرتگاه‌های جهان برد و به من جسارت پرواز داد و مرا بزرگ‌تر کرد. روزی تعریف خواهم‌کرد که این روزها چقدر خسته بودم و چگونه دوام آوردم... 🍃 @nor_ir
[ السلام علیک یا جوادالائمه .. ] انگور مسموم اثر خودش را گذاشت. در را به رویش بست تا کسی نتواند به او کمک کند. امام با لب تشنه شهید شد. تا سه روز بوی عطر کوچه‌های بغداد را پر کرده بود. مردم هر روز یک دسته پرنده‌ی سفید را می‌دیدند که بالای خانه‌ی امام پرواز می‌کنند و بال‌های خود را باز می‌کنند و روی بام سایه می‌اندازند. خانه‌ی امام که رفتند روی بام جسدش را پیدا کردند. - وسعت آفتاب، اکرم کریم زاده 🍃 @nor_ir