🍃 روح و ریحون 🍃
به نظرم وقتی داری دعا میکنی ، باید پای هرچیزی که از خدا میخوای،بمونی ... نیاد براتون روزی که ازخدا
چی گفتم واقعا؟؟
که خودم اسیر شدم از دعایی ک کردم ...
خندم گرفته چون دعاممستجاب شده و دارم روانی میشم از تلخی هاش ...
ما آدمهای دقیقه نود هستیم.
به خاطر همین است که دم رفتن به مهمانیات، یادمان میافتد دو ماه فرصت داشتیم که دوش بگیریم، لباس انتخاب کنیم، موها را سشوار کنیم، کفشها را واکس بزنیم، خودمان را آراسته کنیم
اما
حالا با موهای خیسِ شانه نشده، کفشهای واکس نخورده و تیپی که اصلاً شبیهِ مهمانی رفتن نیست؛ سلانه سلانه از خانه راه افتادهایم و ذهنِ خیال بافمان مدام دارد ما را دلداری میدهد چون چشمِ امیدش دوخته شده به تو
به تو که وقتی در را باز میکنی بین مهمانهایی که با لباسهای پلوخوری، دسته گل به بغل ایستادهاند، یکدفعه چشمت میخورد به ما که آن پشت با قیافههای آشفته ایستادهایم و از خجالت نگاهمان را مدام از تو میدزدیم، دلت برای ما پریشان حالهای دستِ خالی میسوزد. میبینی چقدر طفلکایم، چقدر سرافکندهایم.
تندتند جواب سلامِ مهمانهای سوگلی را میدهی تا زودتر برسی به ما و ما را محکمتر از تمامِ آنها بغل کنی.
#صاحبخانهای_که_تو_باشی....
- زینب توقعهمدانی
.ماء معین
🍃 @nor_ir
اللّٰهُمَّ أَذِنْتَ لِى فِى دُعائِكَ وَمَسْأَلَتِكَ
شب اول است ، صدای زمزمه ی مناجات همراهِ قل قلِ آب کتری تمام ذرات خانه را زنده میکند و هر آن نور وارد روحت میشود و حال مرده ات را جان میبخشد،
میروم سراغ بار گذاشتن سحری ،
در حینش مهمان دعای افتتاحش میشوم ...
به گمانم اگر توصیه کردند شب اول، افتتاح خوانده شود بی جهت نیست،
اصلا نمیشود خواند و اشک نریخت،
وقتی این فرازش را میخواندم؛
《اگر من دعا میکنم بخاطر این است که تو اجازه داده ای وگرنه من چه کسی باشم از تو درخواست کنم ؟؟
میدانی ؟عین پُتک زده میشد بر فرق سرم ...
دردم میگرفت ،
یعنی همه چیز به اذن من انجام میشود
تو چگونه در دعا کردنت هم مغروری و من را در آن حال هم ندیدی؟
واقعا چطور میشود؟ خدا را ندید ؟؟
نمیدانم ...
امان از دنیا و امان از عُجب و امان از منیت
🍃 روح و ریحون 🍃
اللّٰهُمَّ أَذِنْتَ لِى فِى دُعائِكَ وَمَسْأَلَتِكَ شب اول است ، صدای زمزمه ی مناجات همراهِ قل قلِ
یه لقمه از کتابِ #بشنوازنی
مرتبط با فراز دعای افتتاح 😇
اصلا میدونی خدا اگه من اینجام ، بخاطر اینکه تو خواستی
من ازاینکه آویزون آدما باشم متنفرم
ولی میخوام اینجا بگم من آویزونتم
خوب و بد همینه،
من تا تهشم برم ولی گوشه چشمم همیشه برکشتم تو رو دید زدم که سرجاتی؟
داری نگام میکنی یانه ؟
همیشه هم بودی
هیچ وقت از اینکه پام موندی پشیمون نشدی
هیچ وقتم بروم نیاوردی هی رفتم و هی برگشتم
فقط خدا نکنه که وسط این جاده ی رفت و برگشت جانم رو مامورت بگیره ...
منو درحال گناه
درحال طغیانت
درحال نافرمانیت
نگیر تصدقت
من نمیخوام بهت دهن کجی کنم
من فقط گیر میکنم ،انقدر غافل میشم که
نمیتونم دربیام وگرنه من از قصد نمیخوام
نافرمانیت کنم
خدا تو رو به عزتت ...منو رها نکن ...
من بدبخت میشم
@nor_ir
هدایت شده از 🍃 روح و ریحون 🍃
میگفت سحر پاشو ، نماز بخون ، سختته ؟
پاشو فقط وضو بگیر،
یا پاشو چای دم کن ،چایی بخور ،
هیچی دیگه لذتش به چایی خوردنه 😅
،
آشیخ صفایی اول بحث #کتاب_بهار_رویش میگه؛
من برای این شب ها (ماه رمضان) با دست خالی و دل منتظر به #صحیفه و #دعا های آن روی اورده ام ،
این شب ها راباهمین دعاها سرشار کنیم ،
هیچی دیگه همه گفتنی ها رو گفتن ،منم دعا کنید ،🤍
#ماهرجب
#ماه_رجب
#ولادت_امیرالمومنین
🍃 @nor_ir