نــــــــورمـــــاه
💠 حقیقت و واقعیت
📍مردم حقیقتی را می بینند که با واقعیت زندگی خودشان بیشترین تطابق را داشته باشد؛ همانطور که ثورو می گفت: «آنچه که نگاهش می کنی اهمیتی ندارد، بلکه آنچه که می بینی مهم است»(کتابخانه نیمه شب ص ۴۰۰ و ۴۰۱)
پس آنچه که برای مردم اهمیت دارد واقعیتی است که از پیرامون خود مشاهده می کنند و اگر به این مردم از حقایقی مانند پیشرفت اقتصادی بگویید تا مادامی که در واقعیت زندگی خود چنین پیشرفتی را حس نکنند، نمی پذیرند؛ چرا که حقیقت در اینجا تعیین کننده نیست، بلکه واقعیت زندگی مردم است که تعیین می کند چه چیزی راست باشد و چه چیزی دروغ باشد!
┈┄┅═✾ ✾═┅┄┈
📍امیرالمومنین علیه السلام به مالک اشتر همین نکته را در مورد "دیدن واقعیت" یادآوری می کند و می فرماید:
- لأن ذلک لا یدرک بالعمارة
خراج به دست نمی آید مگر به آبادانی
امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: اگر مردم رفاه و آبادانی را در جامعه ببینند راحت تر مالیات می دهند چون مالیاتی که می دهند را با آبادانی بعینه می بیند و در واقع این مالیات به مردم بازمی گردد.
- و من طلب الخراج بغیر عمارة
و کسی که مالیات بخواهد در حالی که هیچ عمارت و آبادانی در جامعه نباشد
- الحرب البلاد
شهر ها را خراب می کند
- و أهلک العباد
نتنها کشور را خراب می کند و بلکه مردم را هم هلاک می کند
- و لم یستقم أمره إلا قلیلا
و کار این حکومت به درستی پیش نمی رود(دوام نمییابد) مگر خیلی کم(نهج البلاغه نامه ۵۳)
┈┄┅═✾ ✾═┅┄┈
📍اما علاوه بر آسیب های فوق، حکومتی که فقر مردم را ترجیح دهد باعث کاستی در دین آنها می شود: «يا بُنَيَّ إنّي أخافُ علَيكَ الفَقرَ فَاستَعِذْ بِاللّه ِمِنهُ فإنَّ الفَقرَ مَنقَصَةٌ للدِّينِ»(نهج البلاغه حکمت ۳۱۹) و در نهایت به کفر می انجامد: «و لَم يُفقِرهُم فَيُكفِرَهُم»(کافی ج ۱ ص ۴۰۶) که "یفقر" از باب ثلاثی مزید است که مصدر آن "إفقار" به معنای تحمیل فقر است؛ برخلاف فقری که حکومت در آن نقشی ندارد. و بنابراین دینی که حقیقت مطلق است در قیاس با واقعیت زندگی مردم کنار می رود!
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________