🟣
امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:
هرگز پيشنهاد صلح از طرف دشمن را كه خشنودى خدا در آن است رد مكن، كه آسايش رزمندگان، و آرامش فكرى تو، و امنيّت كشور در صلح تأمين مى گردد.
لكن زنهار زنهار از دشمن خود پس از آشتى كردن، زيرا گاهى دشمن نزديك مى شود تا غافلگير كند، پس دور انديش باش(نهج البلاغه نامه ۵۳)
سعدی می گوید:
دشمن چو از همه حیلتی فرو مانَد، سلسلهٔ دوستی بجنبانَد، پس آنگه به دوستی کارهایی کند که هیچ دشمن نتواند...
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
Martin Czerny4_5863745229470832538.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
🟣
سعدی فرا می خواند معشوق را که طَلعت(چهره) خود را در آینه بنگرد تا دلیل ناشکیبایی عاشق را دریابد.
تو را در آینه دیدن جمال طَلعت خویش
بیان کند که چه بودست ناشکیبا را
که اگر معشوق چنین کند سعدی می گوید: با اینکه آفاق در حیران او هستند، او نیز در حیرت حسن خویش غرق می شود و دلدار خود می شود و انگشت به دهان می ماند!
عجب در آن نَه که آفاق در تو حیرانند
تو هم در آینه حیران حُسن خویشتنی
جرم بیگانه نباشد که تو خود صورت خویش
گر در آیینه ببینی برود دل ز برت
آیینهای طلب کن تا روی خود ببینی
وز حسن خود بماند انگشت در دهانت
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
🟣
● اگر می توانی با نانی سَر کن و کمر خود را پیش هر کسی خم نکن
ای شکم خیره به نانی بساز
تا نکنی پشت به خدمت، دوتا
● اگر آزاد مردی از من سعدی بشنو که در همین زمینی و حصیری که داری دراز بکش و بخواب و بخاطر یک فرش به پای کسی نیفت!
گر آزادهای بر زمین خسب و بس
مکن بهر قالی زمین بوس کس
● به دل شکسته و جگر زخمی خود را راضی کن و برای به دست آوردن نان، آبروی خود را خرج نکن.
به پاره دل ولخت جگر قناعت کن
مریز آب رخ خود برای نان زنهار
● مردی که سقراط را در حال علف خوردن دیده بود، بدو گفت: اگر خدمت پادشاه می کردی، محتاج آن نبودی که علف خشک خوری، پس او را گفت: و تو اگر علف خشک می خوردی، محتاج آن نبودی که خدمت پادشاه کنی.
● سرانجام سه چیز ناپسند است: ١. یورش بی موقع دلاور هر چند پیروزی آورد؛ ٢. و نوشیدن داروی بیجا هر چند جان سالم بدر برد؛ ٣. و درخواست از حاکم هر چند به خواسته ای که از او دارد برسد.
ثَلَاثَةٌ تُعْقِبُ مَكْرُوهاً حَمْلَةُ الْبَطَلِ فِي الْحَرْبِ فِي غَيْرِ فُرْصَةٍ- وَ إِنْ رُزِقَ الظَّفَرَ- وَ شُرْبُ الدَّوَاءِ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ وَ إِنْ سَلِمَ مِنْهُ وَ التَّعَرُّضُ لِلسُّلْطَانِ وَ إِنْ ظَفِرَ الطَّالِبُ بِحَاجَتِهِ مِنْهُ
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
نــــــــورمـــــاه
🟣
● هر کسی در هر جایگاهی باشد، روزی عشق را تجربه خواهد کرد و بنابراین هیچ یک از انسان ها خالی از معنای عشق نیستند
کس ز آدمیان چه دون چه عالی
از معنی عشق نیست خالی
● حافظ می گوید: چه کسی را پیدا می کنید که گرفتار و افتاده زلف هایی نباشد که هر کدام به سویی متمایل شده است؟
کس نیست که افتادهٔ آن زلفِ دوتا نیست
در رهگذرِ کیست که دامی ز بلا نیست
● سعدی بر این باور است که هر کس از عشق خالی است، ملحق به دواب و حیوانات است.
عشق آدمیت است گر این ذوق در تو نیست
همشرکتی به خوردن و خفتن دواب را
● جامی نیز با سعدی موافق است و او حکایتی می آورد از کسی که خَر خود را گم کرده بود و وارد جمعیتی شده و جویای خَر گمشده خویش شد. در این جمعیت واعظی به منبر رفت و گفت: چه کسی تاکنون عاشق نشده است؟ در این هنگام مَردی برخاست و ادعا کرد از عشق بی بهره است و واعظ در خطاب به او گفت: افسار خودت را بیاور که خَرت پیدا شد!
خر گم شده را بخواند کای یار
اینک خر تو بیار افسار
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________