🟣
هنگامى كه همسر عزيز (زليخا) نيازمند شد، به وى گفتند: خوب است نزد يوسف عليه السلام بروى. در اين باره مشورت كرد، به وى گفتند: ما از او بر تو مى هراسيم.
زليخا گفت: من هرگز از كسى كه از خدا مى ترسد، نمى ترسم.
وقتى زليخا بر يوسف عليه السلام وارد شد و او را بر اريكه قدرت ديد، گفت: سپاس خدا را كه بردگان را به خاطر فرمان بردن از او، پادشاه كرد و پادشاهان را به خاطر گناه، برده گردانيد.
لَمّا أصابَتِ امرَأَةَ العَزيزِ الحاجَةُ قيلَ لَها: لَو أتَيتِ يوسُف عليه السلام ، فَشاوَرَت في ذلِكَ، فَقيلَ لَها: إنّا نَخافُهُ عَلَيكِ.
قالَت: كَلاّ إنّي لا أخافُ مَن يَخافُ اللّه َ، فَلَمّا دَخَلَت عَلَيهِ فَرَأَتهُ في مُلكِهِ قالَت : الحَمدُ لِلّهِ الَّذي جَعَلَ العَبيدَ مُلوكا بِطاعَتِهِ....
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
🟣
● مسیری که به هلاکت منتهی میشود، همواره فراخ و روندگان آن بسیار است. اما آن راهی که به حیات منتهی شود، تنگ و روندگان آن اندک است.
حافظ می گوید: در جایی که گذرگاه عافیت تنگ باشد، باید به تنهایی رفت: «جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است» همانطور که مولانا می گفت:
راه حق تنگ است چون سَمُّ الخیاط
ما مثال رشته یکتا میرویم
● ای مردم! در پیمودن راه هدایت، از کم بودن پویندگان نهراسید؛ زیرا مردم بر سر سفرهای گِرد آمدهاند که سیری در آن کوتاهْ و گرسنگی، طولانی است.
أيُّها النّاسُ لا تَسْتَوحِشوا في طريقِ الهُدى لِقلّةِ أهلِهِ فإنّ النّاسَ اجْتَمَعوا على مائدةٍ شِبَعُها قصيرٌ، و جُوعُها طويلٌ
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
نــــــــورمـــــاه
🟣 ● امام فخر رازی در تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب) آورده است: یکی از نیاکان ما گفته است: معنای سورهٔ عص
🟣
● مفسرین در رابطه با آیه شریفه(إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ) گفته اند: بین کلمه "ضرر" و کلمه "خسر" تفاوت وجود دارد. اگر تاجر در معامله با حفظ اصل سرمایه خود سودی به دست نیاورد "ضرر" کرده است؛ اما اگر از اصل سرمایه او هم چیزی کاسته شود دچار "خسر" می شود.
عمر آدمی نیز از قبیل "خسر" است چون با هر نفس بخشی از سرمایه ی وجودی او از بین می رود و گامی را به سوی مرگ برمی دارد(نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَى أَجَلِهِ).
کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق
تا دمی چند که ماندهست غنیمت شمرند
● و از همین نظر است که امام صادق علیه السلام فرمود: بزرگترين روز براى انسان، روزى است كه متولّد مى شود و كوچك ترين روز براى او روزى است كه مى ميرد.
أكبَرُ ما يَكونُ الإنسانُ يَومَ يُولَدُ و أصغَرُ ما يَكونُ يَومَ يَموتُ
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
هدایت شده از نــــــــورمـــــاه
🟣
● در ادبیات ما "عشوه" با "خریدن" معنا پیدا می کند، همانطور که حافظ می گوید:
عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد
دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت
● زندگی در این دنیا مانند یک بازار است(اَلدُّنْيَا سُوقٌ رَبِحَ فِيهَا قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ) که در هر قدمی که برمی داریم مغازه ای وجود دارد که با عشوه گری از شما درخواست می کند کالای او را بخرید؛ اما وای بر شما اگر فریب بخورید و چیزی از او بخرید چون آنچه که از دست می دهید با آنچه که به دست می آورید برابری نمی کند(اكرم نفسك عن كل دنيه و ان ساقتك الى الرغائب فانك لن تعتاض بما تبذل من نفسك عوض).
رهزنانند به هر گام یکی عشوه دهی
وای بر تو گر از این عشوه دهان عشوه خری
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
نــــــــورمـــــاه
🟣 ● در ادبیات ما "عشوه" با "خریدن" معنا پیدا می کند، همانطور که حافظ می گوید: عشوه دادند که بر ما
نوشته اند بر ایوان جنت الماوی
که هرکه عشوه ی دنیا خرید وای به وی
#حافظ
🟣
● شاید بزرگترین حسرت انسان، انتخاب شادی های کوچک و حقیر است تا روزی که او را غم دائم باشد. در مقابل کسی که باور دارد می توان از غمهای کوچک به شادی های عمیق و همیشگی رسید. همانند سعدی که میگفت:
غمی خور، کان به شادیهای بیاندازه انجامد
چو بیعقلان مرو دنبال آن شادی که غم گردد
● و چه بسیار شخص غمگینی، که غمش
او را به شادمانى هميشگى میكشاند...!
كم من حزين وفد حزنه على سرور الأبد
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________