نــــــــورمـــــاه
🟣 ● آنچه که در دل جانان اثر می گذارد، فغانی در دل شب یا آه سحرگاهی است. یا شب افغان شبی یا سحر آه
🟣
منزل عشق بسی دور و دراز است، ولی
طی شود جادهٔ صدساله به آهی، گاهی
● تمام اسماء الهی لفظ اند؛ بجزء یک اسم که «آه» باشد. این اسم فقط صوت است.
و در شدیدترین مناجات انسان و در اوج احساس آدمی، هیچ لفظی وجود ندارد و این لحظه نزدیک ترین حالت به اجابت است چون او در این حالت از تمام جهان ناامید می شود حتی از کلمات این جهان.
گر نه حدیث او بُدی، جانِ تو آه کی زدی
آه بزن که آهِ تو راه کند سوی خدا
● جعفر بن يحيى خزاعى از پدرش نقل مىكند كه مىگويد: با امام صادق عليه السّلام به نزد يكى از شيعيان براى عيادت رفتيم. ديدم كه آن مرد زياد آه و ناله مىكند.به او گفتم: اى برادر! پروردگار خود را به ياد بياور و از او كمك بخواه. امام صادق عليه السّلام فرمودند: (آه) يكى از نامهاى خداوند است، كسى كه بگويد: (آه) از خداوند كمك خواسته است.
« إِنَّ آهِ اِسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَنْ قَالَ آهِ فَقَدِ اِسْتَغَاثَ بِاللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى »
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما را ز جام باده گلگون خراب کن ...
@normah | حافظ
🟣
● مرهمِی بنام خاک:
بسیار زخم هست که خاک است مرهمش
● بقول سعدی:
عشق داغی است که تا مرگ نیاید نروَد
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
هدایت شده از نــــــــورمـــــاه
🟣
● مولانا در مثنوی و همینطور در غزلیات شمس اصل مهمی را بیان می دارد: «کار از کار خیزد از جهان» و او برای این اصل از مثال های متعددی استفاده می کند، مانند کاروانی که می خواست از چاه آب بیرون بکشد، ولی حضرت یوسف را بیرون آورد.
در این اصل، شما دنبال هدفی می روید؛ اما به اهداف دیگری می رسید که تصور نمی کردید. پیرمردی به فرزندان خودش وصیت می کند که در نقطه ای خاص به دنبال گنج بروند و آنها بعد یکسال حفاری به گنج نمی رسند اما زمین حاصلخیزی به دست می آورند که تبدیل به گلستان می شود.
پدر مرد و پوران به امید گنج
به کاویدن دشت بردند رنج
قضا را در آن سال از آن خوب شخم
ز هر تخم برخاست هفتاد تخم
نشد گنج پیدا ولی رنجشان
چنان چون پدر گفت شد گنجشان
● امام صادق علیه السلام فرمود: نسبت به آنچه اميد ندارى اميدوارتر از آنچه به آن اميد دارى باش، چون موسى عليه السّلام رفت كه براى خانوادهاش آتشى برگيرد و بياورد ولی خدا با وی صحبت کرد و در حالی برگشت که نبئ الهی شده بود. ملكۀ سبا نيز كافر از شهر خارج شد ولى نزد سليمان مسلمان شد. و جادوگران فرعون برايش طلب عزّت مى كردند ولى خودشان با ايمان بازگشتند.
كُنْ لِمَا لاَ تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَارا فَكَلَّمَهُ اَللَّهُ وَ رَجَعَ نَبِيّا وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ كَافِرَة فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ وَ خَرَجَ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ اَلْعِزَّ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________