خبر مرگ برایمان تکراری شده بود، این جمله سنگینی من را چند برابر میکند پس از توضیح دادن دربارهی اینکه چرا خبر مرگ برایمان تکراری شده بود امتناع میکنم، مهم این است که بدانید جانهای گرامی از دست رفتند، آنقدر از دست رفتند که خبر مرگ برایمان تکراری شده بود.
ترمه
خبر مرگ برایمان تکراری شده بود، این جمله سنگینی من را چند برابر میکند پس از توضیح دادن دربارهی ا
تقویم را با حادثههای تلخی حفظ کرده بودیم که بیان کردن جزئیات این حوادث تلخ هم غر است، هم تکرار مکررات. یک روز یکی را میکُشتند، فردایش جایی منفجر میشد، پسفردایش اعدام میکردند، پسونفردایش هم دنیا ساز کوکنشدهی دیگری میزد و ما رقصان رقصان مثل لکاتههای کابارهی مولنروژ که بعدها لالهزار لقب گرفت، به صدای ناجورش عادت میکردیم.
ترمه
به گربهها ارادتمندیم.
به انسان، که آخر هم نفهمیدیم نهادش بر وزن اَنَسَ است یا نسیان، کاملاً بیارادتیم. بی استثناء/ بی مُستثناء.