نــــورســــــاɴᴏʀꜱᴀ🌱
با تقلید از شهید مجتبی کریمی عزیز امروز را هم با توسل به شهید امیر حسن شروع میکنیم و سهمی از کار ها
با تقلید از شهید مجتبی کریمی عزیز امروز را هم با توسل به شهید آرمان درویشی شروع میکنیم و سهمی از کار های خیری که امروز میکنیم را به این شهید بزرگوار می دهیم و از این شهید بزرگوار در خواست میکنیم که مارو تو کار ها همراهی کنه .❤️🩹
مثل شهدا باشیم تا عاقبت به خیر بشیم .
@noursa59
459.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اره عزیزم🥲
من هنوزم باافتخار..
@noursa59
ما رشد میکنیم اما نه با سن و سال بلکه
با نبردهایی که در سکوت با آنها میجنگیم.🌝🫐
@noursa59
نــــورســــــاɴᴏʀꜱᴀ🌱
فکر کنم وقت خداحافظی رسیده . . یعنی واقعا تموم شد؟؟؟ باورم نمیشه . . چقدر عمرها داره زود میگذره...
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما با روضه های ایشون خیلی گریه کردیم...
تو رو به دختر سه سالت حاجت دلشو بده ❤️🩹
@noursa59
نــــورســــــاɴᴏʀꜱᴀ🌱
پارت25 رمان«سفر بی بازگشت یاس ها» 🌸🕊 ، . اگه سلامتی تون براتون مهم نیس که اون دیگه به من ربطی ند
پارت26
رمان«سفر بی بازگشت یاس ها» 🌸🕊
"حدود پنج ماه از دانشگاه میگذشت . گذشت و گذشت و گذشت ......."
یه روز از روزای بهمن صبح که رفتیم دانشگاه ؛ آخر کلاس دوباره اسدی و رفیقاش سد راهمون شدند .
بهشون گفتم : چرا شماها تن تون می خاره واسه دعوا ول کنین بابا خستم کردین .
اسدی گفت : مگه بهت نگفتیم درسخون بازی موقوف ؟؟
من هم که قبلا خاطره ی خوبی از این دعوا ها نداشتم خیلی آروم رفتم جلو و شمرده شمرده و کلمه کلمه گفتم :
من ازهیچ احدالبشری دستور نمی گیرم اینو تا وقتی منو توی این دانشگاه می بینید بدونید .
دفعه ی قبل لپ تاپم رو شکوندین تا مثلا نتونم کنفرانس بدم ولی امروز دیدین که با گوشیم آماده کرده بودم و ارائه هم دادم خیلی هم عالی بود .
پارت27
رمان«سفر بی بازگشت یاس ها» 🌸🕊
من ازهیچ احدالبشری دستور نمی گیرم اینو تا وقتی منو توی این دانشگاه می بینید بدونید .
دفعه ی قبل لپ تاپم رو شکوندین تا مثلا نتونم کنفرانس بدم ولی امروز دیدین که با گوشیم آماده کرده بودم و ارائه هم دادم خیلی هم عالی بود .
اگه امروز هم گوشیم رو بشکونین ؛ دفعه بعد با گوشی دختر خاله ام آماده میکنم ؛ گوشی اونو شکوندین با لپ تاپ استاد .
لپ تاپ استاد نشد ، تو کاغذ مینویسم و با گوشی یکی از بچه های کلاس ارائه میدم .
من کم نمیارم مخصوصا جلوی شما چند نفر اینو بدونین !!
بخدا ما این همه درسخون تو کلاس خودمون داریم من نمیدونم چرا از وقتی اومدم تو این دانشگاه همش به من گیر میدین ؟
خب اونا هم دارن درس میخونن اگه واقعا مشکل اکیپ شما درس خوندن بچه های دانشگاهه که برین جلوی درس خوندن اونا رو هم بگیرین .
اسدی اول یه چشم قره ای رفت و بعد گفت :
مشکل ما زیاد درس خوندن نیس مشکل ما اینه که چادری ها تو این دانشگاه هستن و از همه بد تر درسخون بازی در میارن . مشکل ما حجابه ....... حجاب ........ می فهمی اینو یا نه ؟