هدایت شده از بنیاد فرهنگی شهید پالیزوانی(ره)
✨ باز ببین راه را
🔔 آغاز ثبتنام دورههای بنیاد شهید پالیزوانی (رحمةاللهعلیه)
🌸 دوره طلیعه حکمت (سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری (رحمةاللهعلیه))
👤 مدرس: دکتر علی غلامی
🌸 دوره طلیعه نور (ادامه تفسیر سوره مبارکه بقره)
👤 مدرس: دکتر علی غلامی
🌸 دوره جریانشناسی سیاسی (تحليل بستر شکلگیری وقایع تاریخی و جریانهای سیاسى تاريخ معاصر ایران)
👤 مدرس: دکتر علیرضا زادبر
🌸 دوره طلیعه خرد (دوره ویژه نوجوانان ۱۴ و ۱۵ ساله، آموزش محتوای کاربردی آموزههای شهيد مطهری برای نوجوانان)
👥 مدرس کلاس پسران: آقای محمد ملکی
👥 مدرس کلاس دختران: خانم زهرا صدقی و خانم زهرا مصطفایی
🔺 آقایان | خانمها | فارسیزبانان غیرایرانی و ایرانیان خارج از کشور
🔻 حضوری | برخط | برونخط
⏳ ثبتنام از دوشنبه ۲۳ شهریور ساعت ۱۸
🌐 اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
ShahidPalizvani.ir
#دکتر_علی_غلامی
#دکتر_علیرضا_زادبر
📲 سایت | اینستاگرام | بله | ایتا | تلگرام | سروش+ | روبیکا
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
✨ باز ببین راه را 🔔 آغاز ثبتنام دورههای بنیاد شهید پالیزوانی (رحمةاللهعلیه) 🌸 دوره طلیعه حکمت (
شهید مطهری عزیزم!
کسی که به مدت ۲ سال
پای بحث های ایشان نشستم
و الحمدلله این منت خدا بر من بود
تا با قلم و کلام ایشان آشنا شوم...
شهید را در این برهه حساس کنونی
دریابید.✨
و برای فکر و عمل خود ساختمانی عظیم
و مستحکم بسازید.
مخصوصا در محضر استاد غلامی که جز
دانش و معرفت چیزی ندیدم...
و ایشان آراسته هستند به صبر و تقوا و
نظم...
و بشدت صاحب نفوذ کلام هستند.
شده پول قرض بگیرید اما ثبت نام کنید...
اگر جا بمونید تا یک سال خبری نیست!!!
و بعد از ۵ سطح که گذروندید دوره تربیت مربی دارید و میتونید تو عرصه جهاد تبیینی نووجوون ها رو زیر بال و پر دانشتون بگیرید
و تدریس کنید مباحث شهید مطهری رو...^^
خدایی که تو را به این راه رسانده،
در میانهی راه رهایت نخواهد کرد؛
اگر او این مسیر را برایت برگزیده،
حتماً رسیدنی در انتهای آن برایت
نوشته است. 🪐✨
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
كان وجهك آخر محطات الأمان...🍂🪔
چهرهی تو آخرین پناهگاه من بود...
بلاخره فارغالتحصیل شدم و ساعتی رو مشغول فکر کردن به جزئیات دلنشین دانشگاه کردم.
اون ایامی که برای بار اول اومدم دانشگاه و گم شدم...
طوری که ۱۸۰ درجه چرخیدم و از پشت دانشگاه سر در اوردم!!!
یا زمانایی که فاصله بین کلاسا رو جایی مینشستم و سریال کره ای میدیدم، یا با بچه ها مثل مرضیه و فاطمه و شیدا و ... گعده میگرفتم.
کلاسای بعدازظهرمون با استاد خبازیان که تا تاریکی شب طول میکشید.
ایام ماه رمضان استاد برامون افطاری می اورد و ما هم دوستانمون رو دعوت میکردیم به انواع و اقسام خوراکی ها...
سفرمون همیشه پر و متنوع بود.
بعد هم میرفتیم سمت آزادی و منتظر اتوبوس میشدیم که برسیم خونه...
تقریبا ساعتای ۸ و نیم میرسیدیم...
برای درخت نخل نازنینم دلم یه ذره میشه. چه روزها که ریز سایه اش قهوه خوردم و کتاب خووندم...
برای شهدای گمنام حسینیه که همدم مشکلات و مرهم زخم های ما بودند...
برای مسجد که هوای مطبوع و خنکش همیشه شفا میداد تنمون رو و قرآن سبز رنگ قشنگم که عاشق جلد و بوی صفحات و خطش بودم.
چه روزها که با مرضیه دو تایی درباره مسائل عمیق معرفتی حرف نمیزدیم روی چمن های سبز و زیر اون درخت توت معروف کنار کتابخونه...
دلم برای استاد سلطانی نژاد و بحث ها و نظرات خاص و جدیدش تنگ شده.
آه جهان گذرا...
..
حالا وقت یه جشن برای تشکر از خودم بود.✨🪴
این جهان بی رحم کلی نقد و قالب برای تن و روح رنجورم داره...باید لحظات خوب رو به نیکی سپری کنم و از خودم تشکر کنم والا در عمق سیاهچاله جهانی سرگردان گم خواهم شد...
به امید تمام روز ها خوب که خواهد رسید و لطف و محبت خداوند که ما را بی دریغ بغل میکند.
هذه من فضل ربی🌻💫