کاش هرکدوم از شخصیتهام جون میگرفتن و کارامو همزمان انجام میدادن. این حجم از کار با این کمبود وقت واقعا عادی نیست.
ستاره؛
کاش درس طلاقم بده تا بتونم با عشق ابدیم یعنی خواب ازدواج کنم.
بعضی اوقات واقعا از این ناشکریهای بهظاهر فان و از سر یه چیزی گفتن، خجالت میکشم. خب یعنی چی که الان تو دنیا هزاران نفر دوست داشتن جای من حق/قدرت/توانایی تحصیل رو داشته باشن؟ :(
از پاییز فقط شصت روز مونده و من نه آنشرلی، نه استرنجرتینگز، نه هریپاتر رو ریواچ کردم، و نه کتاب آنا کارنینا رو تموم کردم یا هریپاتر و آنشرلی رو دوباره نخوندم.
ستاره؛
از پاییز فقط شصت روز مونده و من نه آنشرلی، نه استرنجرتینگز، نه هریپاتر رو ریواچ کردم، و نه کتاب آن
مطمئنم شصت سال دیگه فکر میکنم عجب دغدغههای جالبی داشتم*