در سکوت شبهای مدینه، باد دستانش را بر رخساره شب میکشید تا نجوای آسمانیان در زمین طنینانداز شود. آنگاه که فروغ ازلی دیدگانِ هستی را گشود،
خنده ملکوتیِ حسینبنعلی بر لبان فرشتگان نیز شکوفه لبخند نشاند. حسینبنعلی در چشمان طفل مبارکش اسرار الهی را نظاره کرد. طفلی که نامش علی بود؛ ملقب به زینالعابدین.
اما تبسمش غمی از ژرفای غم کربوبلا داشت که بر تارکِ زمان، تاجِ نور گذاشت.
سجاد آمد؛ محبوبِ حریمِ حق. عبادتش تفسیرِ نور و تجلّی معبود و در فصل شکفتن شکوفههای درخت نیایش، سجادهنشینِ عَرشِ اَعلی شد.
✍ زهرا اخلاقی
━═━━⊰🍃💎🍃⊱━━═
#افق_بصیر | #بصیرا | #امام_سجاد | #ادبیات|
🌐 www.ofoghbasir.ir
📲 https://eitaa.com/joinchat/1076888912C70d8a81a23
فراخوان
پانزدهمین جشنواره ملی داستان کودک و نوجوان رضوی
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
موضوعات :
🔸️فرهنگ،معارف و آموزه های رضوی
🔸️سبک زندگی رضوی
فرهنگ زیارت
🔸️جلوه ها ی مهربانی و مهرورزی امام رضا علیه السلام
🔸️امام رضا علیه السلام و خانواده
🔸امام رضا علیه السلام عالم آل محمد
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
بخش های جشنواره :
داستان کودک
داستان نوجوان
رمان نوجوان
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
جوایز:
👈گروه کودک
رتبه اول : تندیس ، لوح تقدیر ، مبلغ ۱۵۰ میلیون ریال
رتبه دوم : لوح تقدیر ، مبلغ ۱۲۰ میلیون ریال
رتبه سوم : لوح تقدیر، مبلغ ۱۰۰ میلیون ریال
👈گروه سنی نوجوان ( داستان کوتاه )
رتبه اول : تندیس ،لوح تقدیر، مبلغ ۲۰۰ میلیون ریال
رتبه دوم : لوح تقدیر، مبلغ ۱۵۰ میلیون ریال
رتبه سوم : لوح تقدیر، مبلغ ۱۰۰میلیون ریال
👈گروه نوجوان( داستان بلند )
رتبه اول : تندیس، لوح تقدیر، مبلغ ۲۵۰ میلیون ریال
رتبه دوم : لوح تقدیر، مبلغ ۲۰۰ میلیون ریال
رتبه سوم : لوح تقدیر، مبلغ ۱۵۰ میلیون ریال
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
ثبت نام:
فرایند ثبت نام و ارسال اثر از طریق سامانه portal.shamstoos.ir
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
مهلت ارسال آثار:
تا ۳۰ بهمن ماه
✾࿐༅•🍃📝🍃•༅࿐✾
#افق_بصیر | #بصیرا | #جشنواره| #ادبیات|
📲 @Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
https://eitaa.com/joinchat/1076888912C70d8a81a23
دیشب به خودم گفتم:
شعور یک گیاه در وسط زمستان، از تابستان گذشته می آید،
از بهاری می آید که فرا می رسد،
گیاه به روزهایی که رفته نمی اندیشد، به روزهایی می اندیشد که می آید.
اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد،
چرا ما انسانها باور نداریم که روزی خواهیم توانست به هر آنچه می خواهیم دست یابیم...
نامه های عاشقانه یک پیامبر
جبران خلیل جبران
✾࿐༅•🍃📝🍃•༅࿐✾
#افق_بصیر | #بصیرا | #تجربیات_نویسندگی| #ادبیات|
📲 https://eitaa.com/joinchat/1076888912C70d8a81a23
📲 https://ble.ir/Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
نخستین نشست از سلسله جلسات «ادبیات آیینی و نقش بانوان نویسنده در پیشبرد آن» به همت مجموعه «نقطه سر خط» و با همکاری مؤسسه فرهنگیهنری «افق بصیر» برگزار شد. موضوع این جلسه «چگونه میتوان در روایتهای آیینی زبانی نو داشت؟» بود و خانم مریم راهی، نویسنده، مترجم و پژوهشگر ادبیات آیینی، به عنوان مهمان این نشست حضور داشتند. این برنامه با استقبال علاقهمندان همراه شد.
در ابتدای جلسه، خانم راهی با اشاره به تجربههای شخصی خود در مسیر نویسندگی تأکید کردند که ورود به حوزه ادبیات آیینی نیازمند آگاهی، تعهد و پشتوانه جدی ادبی است. به گفته ایشان، هر فرد علاقهمند به این حوزه ابتدا باید از خود بپرسد: «آیا من واقعاً نویسنده هستم یا فقط به نوشتن علاقه دارم؟» ایشان معتقد بودند بدون تسلط بر اصول نویسندگی، مطالعه مستمر و شناخت زبان، نمیتوان وارد ادبیات آیینی شد.
خانم راهی همچنین به نگاه سادهانگارانه برخی نویسندگان تازهکار انتقاد کردند و گفتند تصور نادرستی وجود دارد که چون ادبیات آیینی بر پایه مفاهیم تاریخی و دینی شکل گرفته، بخش زیادی از کار از پیش انجام شده است. این نگاه، به گفته ایشان، اغلب به سطحینویسی و تکرار کلیشهها میانجامد. ایشان تأکید کردند که نویسنده آیینی پیش از هر چیز باید اهل مطالعه عمیق و آشنا با منابع اصلی باشد.
در بخش دیگری از این نشست، خانم راهی به تأثیر ترجمه قرآن کریم و نهجالبلاغه بر زبان آثار خود اشاره کردند و گفتند این متون نقش مهمی در غنای محتوایی و شکلگیری زبانی متعادل در نوشتههایشان داشتهاند. به باور ایشان، زبان ادبیات آیینی نه باید بیش از حد سنگین و دشوار باشد و نه آنقدر امروزی و محاورهای که از شأن و عمق اثر بکاهد.
این نشست، آغاز گفتوگویی جدی درباره ضرورت نوآوری آگاهانه در ادبیات آیینی و نقش اثرگذار بانوان نویسنده در این مسیر بود.
✾࿐༅•🍃📝🍃•༅࿐✾
#افق_بصیر | #بصیرا
📲 @Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
https://eitaa.com/joinchat/1076888912C70d8a81a23
سلام دوستان همراه
برنده چالش این هفته سرکار خانم سیده معصومه طباطبایی هستند.
با هم اثرشان را میخوانیم:
نمی دانم چرا اما تا ابد قرار است تاریخ تکرار شود. نمی دانم این تکرار چه زمانی به پایان می رسد.
ما داستان کربلا را فقط شنیده بودیم. از کودکی میان سینه زن های مسجد محل تا بزرگی، زیر علم امام حسین(ع).
ما فقط شنیده بودیم اما تاریخ نمی خواست این قصه ها در ذهن هایمان باقی بماند. دلش می خواست که حسش کنیم؛ و شاید روزگار تلاش می کند تا ما به کربلا، به علی اکبر(ع)، به صبر زینبی، به نینوا، به گریه های کودک سه ساله و... ایمان بیاوریم.
گذشت و گذشت و می گذرد؛ زمان می گذرد و می خواهد صحنه های کربلا را یادآور شود.
با خودم می گویم در این سالهای اندک زندگی چقدر کربلا را حس کردم. شاید همانند کربلا نه، شاید همانند زینب(س) نه ولی خب...
سالهاست که در این کشور کربلا می گذرد. سالهاست که کودکان همچون رقیه(س) بی پدر می شوند. سالهاست...
اما، اما نمی دانم چطور کربلای ایران زمین نمی خورد. چطور این ۷۲ تن شکست نمی خورند. نمی دانم...
شاید ذکر حسین(ع) بر روی لبانمان، سلاح مان است. شاید که، نه قطعا علم اوست که بالای سرمان چون خورشید می تابد.
اوست که مثل کوه از ایرانمان حفاظت می کند. سیدالشهدا است که نمی گذارد این پرچم به زمین بیفتد. اوست که کربلای زمانه را پیروز و روشن می کند.
به امید آنکه تا ابد ایرانمان، ایران حسینی بماند. انشالله...
✾࿐༅•🍃📝🍃•༅࿐✾
#افق_بصیر | #بصیرا
📲 @Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
https://eitaa.com/joinchat/1076888912C70d8a81a23