بخوان آهسته از این جا به بعد ماجرا با من!
خیالت جمع ای دریای غیرت! خیمهها با من...
افُقْ ...
میگریزم به جهانی که پر از یکرنگیست؛ به جهانی که پر از گریهکن و سینهزن است...
به همانجا که نفس قیمت دیگر دارد؛
اشکها دُرّ نجف، سینه عقیق یمن است...
یکی از تو برات اربعین در هر قدم میخواست؛
یکی با التماس اذن دفاع از حرم میخواست...
افُقْ ...
یکی از تو برات اربعین در هر قدم میخواست؛ یکی با التماس اذن دفاع از حرم میخواست...
خلاصه روضهای شد؛ مشهدت را کربلا کردند؛
دم نقارهزنها گرم! غوغایی به پا کردند...
افُقْ ...
قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق؛ که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر!
نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن...
به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر...