یکی از تو برات اربعین در هر قدم میخواست؛
یکی با التماس اذن دفاع از حرم میخواست...
افُقْ ...
یکی از تو برات اربعین در هر قدم میخواست؛ یکی با التماس اذن دفاع از حرم میخواست...
خلاصه روضهای شد؛ مشهدت را کربلا کردند؛
دم نقارهزنها گرم! غوغایی به پا کردند...
افُقْ ...
قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق؛ که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر!
نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن...
به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر...
افُقْ ...
نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن... به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر...
زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان...
حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر...!
افُقْ ...
زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان... حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر...!
بنازم "امِوهب" را، که گفت به پارهتن:
برو به معرکه با سر؛ ولی میا با سر...!
افُقْ ...
بنازم "امِوهب" را، که گفت به پارهتن: برو به معرکه با سر؛ ولی میا با سر...!
خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید؛
گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر...!
افُقْ ...
خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید؛ گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر...!
صدای آیه کهفالرقیم میآید؛
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر...!
افُقْ ...
صدای آیه کهفالرقیم میآید؛ بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر...!
دلم هوای حرم کرده است! میدانی؛
دلم، هوای دو رکعت نماز بالا سر...!