eitaa logo
افُقْ ...
122 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
187 ویدیو
11 فایل
/کرانه/چشم‌انداز/دورنما/ افُقْ؛ راهنمایِ گمشد‌ه‌های زمین واسه پیدا کردن مسیرِ آسمون ...! - روزمرگی‌هامو میزارم اینجا - حرفی، صحبتی، نقدی: @CHERICKY313
مشاهده در ایتا
دانلود
به بعضی‌ها هم باید گفت که دوست عزیییییییییز، وقتی مزدوج میشی، یه خورده تو مکان‌های عمومی، هیجاناتت رو کنترل کننننننننننننن..... یه خورده آروم تر، یواش تر.......... والا 😂😐👩🏻‍🦯 (نمی‌خواستم بذارمش، اما چیزی که امشب دیدم رو نشد واکنش ندم😂😐👩🏻‍🦯)
نشستم به نگاه کردن، به زُل زدن، به شنیدن، به خاطره بازی... فرق نمیکنه کِی، کجا، اما هرجا که باشه هی یادم میاد فلان روز تو همین لوکیشن، چی گذشت، چیشد، چه حسی بود؟ به روزایی که گذشته فکر میکنم، به مسیری که طی شده، به همه اون احساسات ناب و غیر نابی که تا اینجا تجربه کردم، همه اون لحظاتی که باید انتخاب میکردم، به همه احوالاتی که سراغم اومده، به...؛ به آینده فکر میکنم، به روزایی که میاد، به مسیری که باید طی کنم، به احوالاتی که قراره سراغم بیاد؛ به این فکر میکنم چیشد که الان اینجام؟ چیشد که الان این شکلی‌ام؟ چی میشه تو آینده؟ سال بعد کدوم نقطه از زندگی ایستادم؟ قراره چه شکلی بشم؟ همیشه این وقتا گالری‌مو ورق میزنم، مرور میکنم، همه قاب‌هایی که ثبت کردم برای مرور و دیدن؛ و بعد یادم میاد قاب‌هایی که دوربین توانِ ثبتشو نداشت، و بعدتر حسرتِ بعضی از قاب‌هایی رو میخورم که دوربین ثبت نکرد و ذهن هم فراموششون کرد، اما اسکرول صفحه گالری یادت میاره همه احساساتی رو که گذروندی، با جزئیات، بدون روتوش، و دلتنگت می‌کنه... انگار چقدر دلتنگم؛ چقدر کار نکرده دارم؛ چقدر ایده انجام نشده دارم؛ چقدر کتاب نخونده دارم؛ چقدر فیلم ندیده دارم؛ چقدر راه نرفته دارم؛ چقدر سفر نرفته دارم؛ چقدر باید بیشتر ببینم؛ چقدر لحظه و ثانیه تجربه نکرده دارم... دیگه حالا ۲۰ سالم شده، روزها میان و میرن، باید انتخاب کنی توی لحظاتی که عمر میگذره، پیر شی، یا جوون بمونی؟ اصلا کدومش انتخاب درست تریه؟ اصلا انتخابش با ماست؟ چقدر سوال تو ذهنمه! و من توی این روزها، نشستم به نگاه کردن، به زُل زدن، به شنیدن، به خاطره بازی... - به وقت ۵ خرداد ۰۴
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱🕊 اردیبهشت؛ شیراز؛ زیبایی؛ ایران .... ‌
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در باب دلتنگی نوشته‌اند: دلتنگی احساسی است که وقتی به گذشته فکر می‌کنیم به ما هجوم می‌آورد. دلتنگی یعنی حالا دیگر دست و دلت نمی‌رود که بروی توی گالری گوشی‌ات و چشمت بیفتد به عکس‌های سفر و بعد صداها توی گوشت پخش شود که: «حرک زائر...!» بعد هی خاطره پشت خاطره بیاید توی ذهنت و مرور کنی و ثانیه‌ به ثانیه‌اش قلبت را از جا بکند. در باب دلتنگی گفته‌اند: بیچاره اون که حرم رو ندیده؛ بیچاره‌تر اون که دید کربلاتو... آه چه جوری بسازم با دوری؟! «دلم برات تنگ شده آقای امام حسین(عج)»
افُقْ ...
+ اتحادیه معبده! + محیط عشق ماست! + اینجا خانواده‌ایم! اینا حرفای حاج آقاست...((:❤️ پ.ن: دلم که پی
یادش بخیر... چقدر دلم تنگِ اتحادیه است ((: و من هی دلتنگی رو مرور میکنم که یادم نره؛ چون به قول رفیقی، «اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان، دانش‌آموز بودن را برایمان افتخار کرد، که زندگی بر مدار ارزش را به ما یاد داد، روح‌مان را وسعت بخشید و جان و نگاه‌مان را با افق‌های بلندی برای ساختن جهانی جدید به همان بیرق سبز انصارالمهدی گره زد، دستمان را گرفت و برد پای درس مکتبِ رئیس بچه شیعه‌های عالم علی علیه السلام نشاند و انسان بودن را برایمان افتخار کرد تا بودنی همراه با شدن را تجربه کنیم...»
در دلم مهر تو دارم همین است گناهم کاش این بار توهم حرف دلت را بزنی! ؛ 🌱
دغدغه کم داشتیم، اینکه اکسپلورم پر شده از کنسرت علیرضا قربانی هم بهش اضافه شده👩🏻‍🦯🥲
راستی امروز ابرها بیشتر می‌بارند یا چشم‌های ما؟ دعای عرفه دعای بلندی است؛ هم مضمونی و محتوایی و هم تعداد صفحه‌ای. دعای ترسناکی است که توی دلت را خالی می‌کند. توی دلت هی اسب شیهه می‌کشد، هی شمشیر تیز می‌زند، هی بوی سوختنی می‌آید. وقتی ارباب ما می‌گوید: «راضی‌ام به تقدیرت»، وقتی می‌گوید: «با حلقومم گواهی می‌دهم که هستی»، «با گوشه لب‌هایم مطمئنم که تو خدای منی»، «نرمه غضروف‌های بینی‌ام گواهی می‌دهد به بودنت»،‌ این حرف‌ها بوی خون می‌دهد. خودش دارد پیشگویی می‌کند. خودش دارد فهرست چیزهایی را که قرار است فدا کند،‌ زیرپوستی بیان می‌کند. وقتی می‌گوید: انا الذی و انت الذی، دل آدم خال می‌زند. وقتی از طفل صغیر و شیخ کبیر می‌گوید، تو ناچاراً به روضه رباب فکر می‌کنی و من الغریب الی الحبیب. همه آمده‌اند بیرون زیر باران تا باران به جانشان بنشیند که باران آب است و آب رساناست و زودتر دعا را بالا می‌برد. به خود عرفات قسم، ابرها دقیق تا آخر دعا می‌بارند. ما هم می‌باریم. وای که چه لحظاتی است. یک خواب است. باور کنید. - خال سیاه عربی؛ حامد عسکری