eitaa logo
افُقْ ...
122 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
187 ویدیو
11 فایل
/کرانه/چشم‌انداز/دورنما/ افُقْ؛ راهنمایِ گمشد‌ه‌های زمین واسه پیدا کردن مسیرِ آسمون ...! - روزمرگی‌هامو میزارم اینجا - حرفی، صحبتی، نقدی: @CHERICKY313
مشاهده در ایتا
دانلود
۱۸ سالگی عجیب بود برام؛ خیلی از اولین‌ها رو‌ توش تجربه کردم... اولین کربلا؛ اولین راهیان نور ... پر برکت بود این ۱۸ سالگی تو سال ۰۲؛ الحمدلله🌱 ؛ ؛
چیشد که اون روز لای اون کتاب‌ها، یهویی و اتفاقی اسم کتاب مرد رویاها هم رفت توی لیست خرید؛
نمی‌دونم.
چیشد که وسط امتحان نهایی‌ها دستم رفت روی کتاب و شروع کردم به خوندنش؛ نمی‌دونم. و چیشد که تو دهلاویه جلوی یکی از عکسا متوقف شدم و تک تک سکانس‌های کتاب رو لمس کردم اونجا؛ نمی‌دونم. من که نمیتونم از شما چیزی بگم. اما سید مهدی شجاعی، خیلیییی خوب شما رو توصیف کرده: مرد رویاها...🌱🕊 - دهلاویه📍- ؛ ؛ ؛
افُقْ ...
چیشد که اون روز لای اون کتاب‌ها، یهویی و اتفاقی اسم کتاب مرد رویاها هم رفت توی لیست خرید؛ نمی‌دونم.
•••🕊 دیده بودم کسی را که خوب می‌جنگید؛ دلیرانه، سلحشورانه و دلاورانه. دیده بودم کسی را که زاهدانه می‌زیست و دیده بودم که چگونه ورع و زهدش نسبت به دنیا، شیطان را زمین‌گیر می‌کند و به ستوه می‌آورد. دیده بودم کسی را که در علم‌اندوزی و دانش‌افروزی، اراده‌ای استوار داشت و ذهنی فعال و خستگی ناپذیر. دیده بودم کسی را که در خلاقیت و ابتکار، قله‌های دست نخورده و پا ندیده را یکی یکی درمی‌نوردید و به ستیغ‌های تازه‌تری می‌رسید. دیده بودم کسی را که در معرفت رسول‌الله را تداعی می‌کند و مریدان مقرب اهل بیت را‌... اما ندیده بودم که کسی روح نیایش را به این زیبایی‌ با حماسه پیوند زند و علم را در خدمت عزت و آزادگی به کار گیرد و زهد و پرهیز را با جنگ و ستیز بیامیزد و ابتکار و خلاقیت را در خدمت خلق در آورد. و عشق و ارادت به اهل بیت، گوی سبقت از دیگران می‌ربود و دلش را چون گل آفتاب‌گردان، هر لحظه به روی خورشید مولا می‌گشود. دیده بودم کسی را که در ایثار و فداکاری، شمع به حال او غبطه می‌خورد و پروانه بر سجاده‌اش سجود می‌برد. اما ندیده بودم که کسی همه‌ی این‌ها را یک‌جا در وجود خود جمع کند و تندیسی از کمال بیافریند؛ آنچنان‌که اصحاب خاص... و لطیف‌ترین شبنم‌های اشک را بر گونه‌ی استوارترین کوه‌های عالم بنشاند. این بود که واله شدم و شیفته و حیران که تو چگونه چمران شدی؟ و سرگردان؛ که چگونه می‌توان چمران شد؟!🌱 و ... این درست آن زمان بود که تو بار سفر بسته بودی و دست از این جهان شسته بودی. و من سال‌هاست که همچنان در جستجوی تو راه می‌پویم و دیدارت را لحظه می‌شمرم و چشیدن جرعه‌ای از اقیانوس معرفتت را آرزو می‌کنم. - مرد رویاها ؛ سید مهدی شجاعی - ؛ ؛ ؛
الرفیق؛ ثم‌الطریق...🌱 ؛ ؛
یه فریم از تک سبز راهیان...😁💚 ؛ ؛
سبد و داشته‌های مامان و خاله اتوبوس... الحق که فاطمه خیلییی مامان بود. واقعا دلم براش تنگ میشه! ؛ ؛