خلاف عقربه های ساعت
من از عشق می گفتم و آنها از نفرت. من از رسیدن می گفتم و آنها از جدا شدن. همراه شده با باد، گم شده
بعد خوندن اون جلد سه که در مورد فلش بک لیان بود به ذهنم رسید بنویسم... نمی دونم چطور شد؟
خلاف عقربه های ساعت
من از عشق می گفتم و آنها از نفرت. من از رسیدن می گفتم و آنها از جدا شدن. همراه شده با باد، گم شده
اگه شد و وقت کردم بازم می نویسم امشب
https://eitaa.com/57394452/958
می خوام زحمات رو تازه کنم🙏🏻تو هم باید باهام عر بزنی
خلاف عقربه های ساعت
اومدم تیک تاک تا اتفاقایی که تو ناول افتاد یکم شسته شه بره تا بتونم بخونم ناول:
https://eitaa.com/57394452/959
آها کی بود سر این اولین جمله ای که دید« درد می کنه » بود؟
تعریف متافیزیک | مرکز علوم و ستاره شناسی تهران
https://sactehran.ir/content/articleType/ArticleView/articleId/3284
خلاف عقربه های ساعت
ای کاش این آپشن این دنیا هم وجود داشت... هر چند یه کار دیگه هم می شه کرد...