eitaa logo
خلاف عقربه های ساعت
42 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
148 ویدیو
1 فایل
شاید محفل کسایی که عاشق شب هستن.
مشاهده در ایتا
دانلود
کوچه ها سالیان سال است که بوی دلتنگی می دهند. آنها چطور می توانند وجودش و حضورش را انکار کنند؟
امداد غیبی🙂🤌🏻 خیلی وقت بود از خودم یجورایی بدم میومد چون بنظرم کار زیاد مفیدی انجام نمی دادم هر چند از اینکه به کارهام می رسم راضی ام و بنظرم روزام مفیده اما اونجوری نبود که سرگرمی درست حسابی داشته باشم، در واقع واسه چیزی سردرد بشم اما خداروشکر جور شد🎃
خلاف عقربه های ساعت
امداد غیبی🙂🤌🏻 خیلی وقت بود از خودم یجورایی بدم میومد چون بنظرم کار زیاد مفیدی انجام نمی دادم هر چند
بازم رفته بودم تو حالت بی حسی ای که یجورایی از همه چیز بدش میاد و غمگینه و فلان خب همیشه اینجوری ام و فقط زمانی درست میشه که موضوع جالبی پیدا کنم که باعث سردردم بشه یاح یاح
توی رمانم گذشته و زندگی کاراکتر ها رو تا جایی که تونستم از روی زندگی افراد نوشتم، نه چیزای مثبت، چیزایی که مردم دل شون نمی خواد بهشون فکر کنن و ازش فراری ان. اما برای چی؟ تا وادار شون کنم بترسن، از دچار شدن به سرنوشت اونها. ریشه ی خیلی از مشکلات بخاطر اینه کمتر توضیح داده می شه و کمتر یا اصلا حرفی زده نمی شه، خیلی زیاد در موردش فکر می کنیم و چیزای دیگه. هر چند هر کدوم شون دلایل و منبع خاص خودشون رو دارن. اما چرا نگیم؟ چرا کمتر فکر نکنیم و وارد عمل بشیم؟ چرا بیشتر توضیح ندیم؟ چرا آسیب پذیر نباشیم؟ چرا بجای سکوت حرف نزنیم؟ حتی اگه باعث سوتفاهم بشه، خب اینجوری بهتره چون آخرش ممکنه حل بشه، بهتر از اینه که کلی فکر و خیال کرد! خب آره گفتنش آسونه. منم که دارم اینا رو می نویسم توی رمانم اما نباید تلاش کرد؟ همین جوری بذاریم بمونه و وقت مردن انکر و منکر بگن خسته نباشی با این زندگی ای که بهت داده شد؟ شاید مشکل ما اینه که خودمون چیزی رو فدا نمی کنیم، از دست نمی دیم.