『📚|#معرفیکتاب』
(زندگینامه و خاطراتی از سردار سرلشکر شهید حجتالاسلام مصطفی ردّانیپور)» را گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی گرداوری و تدوین کرده است. سردار ردّانیپور در یکم فروردین سال ۱۳۳۷ در اصفهان چشم به جهان گشود ودر عملیات والفجر۲ و تاریخ پانزده مرداد ۱۳۶۲
به شهادت رسید.
#یادکنیمشهداراباذکرصلوات
📔؛کتاب:مصطفی'
جادوی کیک 🍰
#یهقاچکتاب #لبیک_یا_خامنه_ای خانواده و دوستان اصرار داشتند که مصطفی زودتر ازدواج کند .شنیده بود
『#یهقاچکتاب』
حضرت زهرا س وارد منزل شدند.
دو کوزه گل زیبا در دست ایشان
بود. کوزه ها سبز بود. یکی از آنها
را به مادر دادند.بعد هم به مصطفی
و علی فرمودند: بیاید در آغوش من!
بعد از تعریف کردن این خواب،مصطفی
در حالی که اشک می ریخت گفت:من
و تو حتما به مادرمان حضرت زهرا س
محرم میشویم. بعد ادامه داد: اینکه
یک دسته گل را به مادر دادند یعنی تو
می مانی و من نه! من دیگه ماله این
دنیا نیستم!
-به نقل از برادر شهید،علی ردانی پور
_______
#شهیدانھ
#شهیدمصطفیردانیپور
#یادکنیمشهداراباذکرصلوات
#شهیدانھ
ازبسحضرتزهراییبود،درعملیاتخیبراسم
گردانشراعوضکردگذاشتیازهراۜ دروالفجر
۸ شهیدشدایامفاطمیهبودترکشخوردهبودبه
پهلویش...💔
#شهیدسیدکمالفاضلی
#یادکنیمشهداراباذکرصلوات
1.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایتی قابل تامل از
همسر شهید حمید باکری🌿
.
•
#شهیدانه
#یادکنیمشهداراباذکرصلوات
جادوی کیک 🍰
پدرم درخانه به ما وقت معینی را اختصاص میداد که غالباً جمعه ها بود. ولی اینکه مثل بیرون وقت را تعیین
بي لب خند نمي ديديش. به ديگران هم مي گفت «...از صبح كه بيدار مي شين، به همه لب خند بزنين. دلشون رو شاد مي كنين. براتون حسنه مي نویسن.
_____
#شهیدانه
#یادکنیمشهداراباذکرصلوات
جادوی کیک 🍰
بي لب خند نمي ديديش. به ديگران هم مي گفت «...از صبح كه بيدار مي شين، به همه لب خند بزنين. دلشون رو ش
خواهرش پیراهن برایش فرستاده بود. من هم یک شلوار خریدم، تا وقتی از منطقه آمد، با هم بپوشد. لباس هار ا که دید، گفت«تو این شرایط جنگی وابسته م می کنین به دنیا. » گفتم«آخه یه وقتایی نباید به دنیای ماهام سربزنی؟» بالاخره پوشید. وقتی آمد، دوباره همان لباس های کهنه تنش بود. چیزی نپرسیدم. خودش گفت«یکی از بچه های سپاه عقدش بود لباس درست و حسابی نداشت. »
______
#شهیدانه
#یادکنیمشهداراباذکرصلوات
مادرم میگفت: «محمّدرضا چرا وقتی دارن از عملیاتها فیلم میگیرن، تو هیچ وقت توی فیلم نیستی؟»
او جواب میداد: «من که توی عملیات نیستم مادر! من پشت جبههام. کاری نمیکنم که منو نشون بدن.»
همیشه دوست داشت گمنام باشد. میگفت: «آی نمیدونی! چه لذّتی داره، آدم برای خدا تکّه تکّه بشه و هیچّی ازش باقی نَمونه که کسی بشناسدش.»
#شهید_محمدرضا_کاور
#یادکنیمشهداراباذکرصلوات
موتور آرمان را دزدیده بودند.
چند روز قبل از شهادتش
دنبال وام بود تا برای خودش موتور بخرد؛
برای کمک هزینه هم میخواست
انگشترش را بفروشد.
هربار که قصد این کار را میکرد میگفت:
دلم نمیاد این انگشتر رو بفروشم.
به همه ضریح ها متبرکش کردم.
آخر سر هم با انگشترش روضه ها
را برای ما زنده کرد.
▪︎دوستشهید
#شهید_ارمان_علی_وردی
#یادکنیمشهداراباذکرصلوات
جادوی کیک 🍰
شمشین سالگرد آسمانی شدنِ شهیدِ مدافعِ حرم نوید صفری🌱
#یادکنیمشهداراباذکرصلوات