eitaa logo
رویای امت
347 دنبال‌کننده
706 عکس
499 ویدیو
9 فایل
ارتباط با من @Akhlaghim «داستان یک قلم بی‌قرار در تصور رویای امتی که می‌تواند باشد.»
مشاهده در ایتا
دانلود
شنیدی: سنگُ بستن، سگُ ول کردن... 💠 @ommat_Dream
آخر شب فهمیدم امروز روز کارگر است. همانطور که آخر راه می‌فهمی یک چیز را. من یک کارگرزاده‌ام. این اصالت را هیچ‌وقت پنهان نکرده‌ام. هرجا بودم، در پیدا و پنهانم خودش را نشان داد. راستش کارگرزاده بودن با آن آقازادگی‌ها فرق دارد. محجوب است، قانع است، پر از زخم است. اما ایستاده و سربلند است. اگرچه بار زندگی کمر شکن باشد. کارگرزادگی خصلتی دارد: وقتی مخلص و پرتلاش پیش می‌روی، تحسینت می‌کنند اما دیده نمی‌شوی. تحسینت می‌کنند، شاید چون چیزی در خودشان کم دارند، یا چیزی می‌خواهند به خود بیفزایند. اما سودشان را که از تو بردند، می‌روند. مشق بزرگی هم که می‌کنند، عبای بزرگشان را که بر تن تو می‌اندازند، گشاد، اما کوتاه می‌آید بر قدِّ سرو مانند کارگرزاده. بعد با لبخند مصنوعی دور می‌شوند. اما تو پیش می‌روی. با عرق جبین، با پنجه‌های زخمی و زمخت، با قدم‌های لاغر اما محکم. و بالاخره سنگت را لعل می‌کنی. چون کارگرزاده صبر را زندگی کرده، اگرچه به خون جگر. میدانی؟ نان خشکِ حلال پدر که گویی از میان سنگ بیرون کشیده شده، نه از دخل‌های بازار – شاید کم باشد، اما مثل اورانیوم است. در دَوَران زندگی آنقدر غنی می‌شود تا بالاخره اتمش را بشکافد. دست‌بوس پدری که ترک‌های دستانش کِرم ندید. شانه‌هایش به جای کت، بیل داشت. صورتش سوختگی را از روشنایی آفتاب گرفته بود. 📎جبهه کارگرزادگان جهان، به زودی به امامت مَهدی فاطمه (س)، آینده‌ای عادلانه خواهند ساخت. مَهدی اخلاقی کارگرزاده 💠@ommat_Dream
جنگجو بدون میدان جنگ در ادامه یادداشتی تحلیلی مرتبط با تصویر بخوانید.
رویای امت
جنگجو بدون میدان جنگ در ادامه یادداشتی تحلیلی مرتبط با تصویر بخوانید.
«جنگجو بدون میدان جنگ» شلوار شش جیب و دورنگ نظامی-مشکی، با تصویر قهرمانی رمزآلود رو به افق کرده در میان امواج دریا روی پشت... 🗞️این تصویر و این سبک لباس، نه یک مد زودگذر نوجوانانه، که نشانه‌ایست از عمق جهان انسانی. جهانی که تشنهٔ قهرمان و مبارزه است. ◽متأسفانه آنچه با عقل خودآگاه میتوانیم تبیین کنیم، با آنچه در ناخودآگاه ما میگذرد، نه فرسنگها که کهکشانها فاصله دارد. عقل عرفی و حتی نخبگانی، این میل را چنان تقلیل میدهد به «احساسات کور نوجوانانه» که از خودِ ژنده‌پوشی مد هم مبتذل‌تر میشود. ◽اما حقیقت مسئله چیست؟ یک میلِ مشترکِ انسانی که در تعبیر نزدیک قرآنی نامش می شود «فطرت» و در ادبیات مدرن نامش «کهن‌الگوی ناخودآگاه جمعی» که بیشتر . ◽کهن‌الگو چیست؟ به زبان ساده: قالبی تکراری و جهانی در ذهن بشر. مثل مادر، پدر، قهرمان، شرور، پیر خردمند، عاشق، و از همه مهمتر: جنگجو. به قول یونگ: «کهن‌الگوها، صورت‌های ازلیِ نیروهای بنیادین بشر هستند.» ◽میل به مبارزه در نقطهٔ پرگار وجود انسان نهادینه شده. در هر زمان و مکانی، به رنگی و شکلی خودش را نشان میدهد. گاه در نمادها و گاه در ادبیات. این نیرو، یکی از قدرتمندترین منابع معنا در زندگی بشر است. اگر نباشد، پوچی و بی‌هدفی میآید. ◽اما مشکل از آنجا شروع میشود که در نبود بستر و فرهنگ مناسب، این میل جهتدار نمی‌شود. نه به سمت اهداف متعالی که رشد و تعالی میآورند، که به سمت مصرفِ بدلیِ نمادها و قهرمان‌های خیالی. ◽نوجوان با تماشای فیلمهای ابرقهرمانی، این میل را ارضا میکند – بدون درگیری واقعی، بدون جبهه، بدون هدف. مثل کسی که عینک واقعیت مجازی میزند و در یک جنگ خیالی دشمن می‌کشد. ضربان قلبش بالا میرود، عرق میکند – اما وقتی عینک را برمیدارد، هیچ دشمنی وجود ندارد. او فقط خودش را فریب داده که در حال مبارزه است. این همان «ارضای بدلی» است. انرژی واقعی در یک رابطهٔ خیالی تخلیه میشود، و مانع از اقدامِ واقعی میگردد، یا در مسیر عکس قدم می گذارد. ◽البتّه الگوسازی و الگودهی امری ممدوح است. بله، به تولیدات فرهنگی از جنس ادبیات، نمایش و سینما نیاز داریم. اما وقتی این میل به یک احساس کور تبدیل شود، یا به تزیینی بی‌هدف فرومیکاهد – در بسیار موارد ضد ارزش جلوه می کند و سرکوب و تحقیر می‌شود – آنگاه انسان احساس میکند چیزی اضافه در وجودش دارد. مثل مکانیک ناواردی که پس از بستن موتور، بسیاری از قطعات و پیچ و مهره‌ها را اضافه می‌آورد و با توجیه‌های مسخره، خطای خودش را نفی میکند. تربیت الهی وقتی از زندگی انسان کنار رود، بسیاری از امور در نظرش اضافی مینمایند. ◽در ادبیات قرآنی، عالم به دو جناح تقسیم میشود: ولایت طاغوت و ولایت الهی. هر دو از امور ماورائی و بالادستی شروع میشوند تا پایین‌ترین مسائل زندگی بشر. در این نگاه، به نیاز درونیِ مبارزه پاسخ مثبت و درخوری داده میشود. انسان در هر سن و موقعیتی، با هر استعدادی، نقشی برای خودش در این صفآرایی و نبرد تاریخی پیدا میکند. زندگی دنیوی بر محور همین نبرد شکل میگیرد و آمادگی برای رزمِ دمادم معنا پیدا میکند. اینجا، میل به مبارزه نه سرکوب و تحقیر، که تمجید میشود. از انسان خواسته میشود که از این میل غفلت نکند و سستی نورزد. 📎جبهه‌های واقعی وجود دارد، که مبارزه در آن یک سبک زیستن است نه صرفاً واکنشی به اتفاقات، ژانری برای نمایش، و یا الگویی برای ادبیات و صنعت مد. تا این میلِ کهن، در مسیر درست خودش هزینه شود. مَهدی اخلاقی 💠 @ommat_Dream
حسین مهدیزادهروایت 10 شهریور سال 5.mp3
زمان: حجم: 8.2M
ناداستان «اکنون بدیل» : گزارش ده شهریور سال پنج این روزها گزارش و تحلیل زیاد است. اما من که اهل اطلاعات و خبر از میدان و تحولات نظامی نیستم، از خودم سوال کردم که از من چه کاری بر می آید؟ به ذهنم رسید که کم به جلوتر از اکنون بروم. به نحوی که هنوز اسمش با دقت ادبیاتی ها، آینده نباشد، بلکه نزدیک به امروز و پر از جزئیات امروز باشد. انگار یک ناداستان خلاق، یا مستندنما که در حول و حوش ایام نزدیک به امروز اما در آینده رخ می دهد نوشته شده باشد. در قسمت اول، سعی کرده ام سخت ترین سناریو از جنگ را تصور کنم. سناریویی که جنگ در روز چهلم متوقف نمی شود... اما هر چه فکر کردم، بازم دیدم آینده از آن ایران خواهد بود و چیزی را از دست نمی دهیم. اگر قسمت شود و این کار ادامه پیدا کند هر آنچه فکر می کنم باید تحلیل کنم را از زاویه آینده خواهم نوشت. 🆔 @Social_theory
@khakihaa 1183194880_-1078919788.mp3
زمان: حجم: 10.8M
🎙️سید اهل قلم، شهید مرتضی آوینی 💠 @ommat_Dream
این پلاکاردها صدای مردم مبعوث شده در خیابان است، همان که اهل سازش آنهارا تندرو، بی خرد و متعصب مذهبی می‌نامد و بخش مهمی از جریان اصولگرا احساساتی و فاقد تحلیل درست، می‌گویند اینها شعار را بر شعور ترجیح داده اند... الغرض چپ و راست میخواهد فهم ایمانی این مردم را که اتفاقا بسیار دقیق و بی تعارف است را با لفاظی‌های به اصطلاح تخصصی سرکوب یا تحقیر کند. اما مردم بی‌رسانه بلاخره رسانه خودشان را در پلاکاردها یافته اند. 💠 @ommat_Dream
داستانک دو نفر در حین تماشای یک فیلم سینمایی، روی دو اسب سیاه و سفید که در حال مسابقه بودند، شرط بستند. در پایان، اسب سفید برد. فرد برنده گفت: «دیدی؟ من بردم.» دیگری – آن که بازنده بود – گفت: «خودم می‌دونستم.» «چطور می‌دونستی؟» «آخه خودم پنج بار این فیلم را دیده بودم.» «خب پس چرا شرط بستی؟» «گفتم شاید اینبار برنده بشه...» و این قصه ماست... «م. الف» خسته از تکرار بی هوده. 💠 @ommat_Dream
آنچه می‌گویم، فهم من از الگوی قرآنی در درگیری‌های جبهه حق و باطل است: به نقطهٔ قوت دشمن حمله کنید، نه ضعفش. برای نمونه، ناو هواپیمابر نماد قدرت نظامی آمریکاست. باید تصاویر آتش گرفتن و خرد شدن آن در دست جهانیان می‌چرخید تا هیمنه‌اش یک‌باره فرو بریزد. متأسفانه از کنار این موضوع به سادگی گذشتیم و حتی وقتی در تیررس ما بود، مسامحه کردیم. هرچند که فراری دادیم، اما... حالا که امارات به خودش اجازهٔ حمله به ایران اسلامی را داده، پاسخ باید از همین جنس باشد، با یک تفاوت: امارات اساساً قدرت نظامی محسوب نمی‌شود. از این رو، برتری نظامی ما و زدن آن، وزنهٔ سنگینی نخواهد داشت و فقط یک عملیات به نظر می‌رسد. پیروزی فراتر از نظامی، آنجا حاصل می‌شود که برج خلیفه را هدف بگیریم؛ به قصد سرنگونی، نه آسیب رساندن. باید تصاویر واژگونی بلندترین برج جهان دست به دست بچرخد. برجی که نماد امارات، توسعهٔ نمایشگاهی‌اش، و رویا فروشی پوچ غربی به منطقه است. فروریختن آن، ارزشی به مراتب بالاتر از هر عملیات نظامی دارد، این واژگونی یک برج نیست له شدن است. برج خلیفه یکی از بت ها و خدایگان دروغ است که آیینی دوریغین را بازتولید میکرد، باید تبر حق بر گُرده‌اش بنشیند. ضمن اینکه زدن یک برج مرتفع، کار سختی هم نیست. کافی است یک موشک سنگین پای آن بکارید. ✍️ مَهدی اخلاقی 💠 @ommat_Dream