eitaa logo
🇮🇷مُسکن های غیر کپسولی'-'
122 دنبال‌کننده
487 عکس
126 ویدیو
1 فایل
اندکی تفکر در متون؟! شاید.. حرفاتون: https://daigo.ir/secret/41371434691
مشاهده در ایتا
دانلود
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جوری که روزهام داره از اوجشون رو به سقوط میره، اصلا برام جذاب نیست و در اصل خیلی غم انگیزه:)) نسبت به همه چی به بی حسی میرم و دیگه اونی که بودم نیستم. روزام تکرار میشن، از همه چی خسته میشم و حتی نسبت به چیز هایی که عاشقشون بودم هم خنثی عمل میکنم و این برام ترسناکه. حس میکنم از درون زندانی شدم و یکی دیگه داره کنترلم میکنه. این ... یه نوع بیماری روانی نبود؟ یادم نیست:)) "تغییر مود ناگهانی" چیزی که یهو عوضم میکنه و ترسناک تر میشم:> ته حرفام اینه که مواظب خودتون باشید:) و بیاین حرف بزنیم:] م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
: کمی بیشتر بنویس :) تب درست هم انجام بده آماره بره بالا : همون طور که میگم از درون درگیرم مگر نه چیزی که عاشقشم نوشتنه:) تب؟ فکر خوبیه ممنون^^
هدایت شده از مُخبَط'
دیدین یه بچه وقتی میترسه میره پشت یکی که بهش اعتماد داره و ازش قوی تره قایم میشه ؟ حالا به اون لحظه های خاصی فکر کن که یهو بر اثر یه اتفاق وجودت مملو از ترس و اضطراب میشه و ناخودآگاه زیرلب میگی: یا ابالفضل :) همچین پناه امنی واسه منو تو خیلی قشنگه..نه؟
و کودکی که در تاریکی روضه خانگی اینگونه به نور خیره میشود:)) م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
پر از پوچی... اسمی که برا حس حال غیر قابل توصیفم گذاشتم. حالی که دلت میخواد بری بیرون ولی تا یکی پیدا میشه و میگه "بیا بریم بچرخیم" میگی نه و میپیچونی، همون که دوست داری گریه کنی ولی دوست نداری احساساتتو بروز بدی، حسی که میخندی ولی واقعی نیست و نمیدونی چته و... فکر میکردم اسم گذاشتن براش حالم رو بهتر کنه و یه جورایی مواجحه باهاش به حساب بیاد ولی؛ این حس باید باشد تا قدر بودن احساس رو بدانی. البته نظر منه و منطقیه چون عمل که نباشه عکس العملی هم نیست:)) برای همین عکس یین و یانگ معروف رو به شکل های متفاوت گذاشتم. یادتون باشه غم هست تا شادی وجود داشته باشه پس قدرش رو بدونید:) م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
یه سری حرفا هیچ وقت گفته و شنیده نمیشن:) به دلایل مختلف، ولی اونا مهمترین و صادقانه ترین و شاید پر بغض ترین حرفان:)) امیدوارم تو اون حرفارو نداشته باشی، امیدوارم تو اونی نباشه که نمیشنوی. م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
گاهی از بی اطلاعات بودن حرفی میزنیم و فکری میکنیم که شاید اشتباه باشه. تا قبل دیدن فیلم "موقعیت مهدی" طور دیگه ای فکر میکردم ولی الآن فهمیدم اشتباهم کجا بوده و اون رو پذیرفتم:) پیشنهاد میکنم شما هم ببنید واقعا قشنگ بود همه جوره^^ :) م‌س‌کن‌ه ه‌ای‌ غ‌ی‌ر‌ ‌ک‌پس‌ول‌ی
فکر کنم آخر مجبور میشم با کتاب هایم به طبیعت فرار کنم تا اطرافیانم متوجه علاقه شدید به طبیعت شوند اما چگونه؟ پارک ها طبیعت کوچیکی هستند که آرامشزیادی ندارند. کوه ها سبز نیست و پر از خستگی و زیباییست، شاید روزی برای صبحانه به قله ای رفتم:) جنگل ها دور هستند اما من بالاخره پا درونش میگذارم. دریا ها، آرامش همیشه آبی پهناور؛ اما این آبی زلال است؟ آدم ها قدر میدانند؟ کاش نگه داریش را بلد باشیم:) صحرا ها و شب های پر ستاره اش که من هنوز همراهی پیدا نکردم که نترساندم و خودش نترسد و از همه مهم تر راه بلد باشد.‌‌‌.. همه این ها پر از زیبایی ست:) شما کدوم رو ترجیح میدید؟ اصلا طبیعت دوست دارید؟ م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲