همیشه همین است. مثل اسکلها باورم نمیشود و نمیشود و نمیشود، تا بعدش که همهچیز تمام میشود! آنوقت پنداری از خواب صدایم میزنند و خوابم را برایم تعریف میکنند. همیشه.
اونقد که حس میکنم حتی حسِ اشیا رو هم میتونم حس کنم، حس میکنم اگه مشاوری روانشناسی چیزی نشم بنیاد حس جهان رسماً شیش-هیچ باخته.