فضای خوابگاه و دانشجوها هم یجوریه که آدم دلش میخواد الساعه بشه دانشجوی ترم سه:))))))
اویمن;
شهرکِ غزالی نیستید، نمیشود برایتان مُرد.
به هیجان نمیآم و وقتی میآم دیگه نمیشه جمعم کرد. تپش دستهام با قلب و ریهم، مو نمیزنه. تاپ تاپ. سکته.